تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۶
کد خبر: ۳۳۹۵۴۵
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

روحانی شجاعی که رهبر انقلاب از مقاومتش در آبادان گفت

در حافظه مقاومت آبادان، نام‌هایی هست که غبار سال‌ها از روشنی‌شان نمی‌کاهد، آیت‌الله غلامحسین جمی یکی از همان نام‌هاست که امروز در پیام رهبر انقلاب طنین‌انداز شد.
  ساعت از ۷ صبح گذشته بود. اتاق جنگ هنگ ژاندارمری آبادان، میزبان فرماندهانی از ارتش و سپاه بود؛ خبر رسیده بود که نیروهای بعثی از بهمن‌شیر عبور کرده‌اند و حالا در آستانه ورود به شهر هستند. نگرانی در چهره حاضران پیدا بود و هرکس در اندیشه راهی برای متوقف‌کردن پیشروی دشمن بود. در میان آن‌ها، چهره‌ای آشنا دیده می‌شد؛ امام جمعه آبادان، آیت‌الله غلامحسین جمی.نهم آبان ۱۳۵۹، عملیات ذوالفقاری با حضور مردم و نیروهای نظامی به حماسه‌ای از مقاومت تبدیل شد؛ حماسه‌ای که نام آیت‌الله جمی نیز با آن گره خورد.
امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی که در روزهای نخست جنگ تحمیلی اول، فرماندهی عملیات آبادان و خرمشهر را برعهده داشت، در خاطرات خود از نخستین دیدار با آیت‌الله جمی چنین روایت می‌کند: «وقتی در خسروآباد ستاد آبادان مستقر شدم، اولین کسی که به سراغم آمد، حضرت آقای جمی بودند. ایشان موقعیت را برایم تشریح کردند و بعد جمله‌ای گفتند که هم مرا بسیار شرمنده کرد و هم هر وقت صحبت از ایشان می‌شود، دلم می‌خواهد بارها تکرار کنم: من هیچ مزاحمتی برای شما فراهم نمی‌کنم، فقط به من بگویید چه کاری از دستم ساخته است و چه کاری می‌توانم بکنم؟ چند دقیقه هم بیشتر ننشستند و گفتند مزاحم شما نمی‌شوم و تشریف بردند. این جمله ایشان از همان لحظه اول آشنایی، در ذهنم نقش بست. بعد هم که شرایط روزبه‌روز دشوارتر شد و در انجام مسئولیت سنگینی که به دوشم نهاده شده بود، واقعاً وجود ایشان نعمتی بود.»
شاید راز ماندگاری آیت‌الله جمی را باید در همین چند جمله جست‌وجو کرد؛ مردی که در روزهای دشوار جنگ، به‌جای آنکه تنها نگران سرنوشت شهر باشد، به دنبال سهمی نه با نام خویش بلکه با جان خویش برای خود در دفاع از آن می‌گشت. بعضی‌ها با اسلحه از یک شهر دفاع می‌کنند و بعضی‌ها با ایمانی که نمی‌گذارد مردم در روزهای محاصره احساس تنهایی کنند که آیت‌الله جمی از دسته دوم بود.اما قصه او به روزهای جنگ محدود نمی‌شود. سال‌ها پیش از آنکه صدای انفجارها در آبادان بپیچد، او در صف مبارزان نهضت اسلامی قرار داشت و در همراهی با جریان فداییان اسلام و مبارزه با رژیم پهلوی، قدم در مسیری گذاشته بود که بعدها به انقلاب اسلامی رسید.آبادان برای آیت‌الله جمی تنها محل زندگی و مسئولیت نبود که این شهر به حلقه‌ای مهم در ارتباط میان ایران و نجف تبدیل شده بود. او با برقراری این ارتباط، اعلامیه‌ها، رساله عملیه و دیگر آثار علمی و پیام‌های امام خمینی(ره) را از نجف به آبادان و از آنجا به دیگر نقاط کشور می‌رساند؛ مسیری که در روزگار اختناق، نقشی مهم در رساندن پیام نهضت به مردم داشت.
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی نیز در جمع علمای متحصن در دانشگاه تهران حضور یافت و پس از پیروزی انقلاب، کمیته انقلاب اسلامی را در آبادان تأسیس کرد. سپس به دستور امام خمینی(ره)، اقامه نماز جمعه این شهر را برعهده گرفت؛ مسئولیتی که با آغاز جنگ، معنایی فراتر از یک جایگاه عبادی پیدا کرد.برای آیت‌الله جمی، منبر فقط جایگاه سخن گفتن نبود در روزهایی که آبادان زیر آتش دشمن قرار داشت، نماز جمعه به قرار هفتگی مردم با امید و ایستادگی تبدیل شد. او در هشت سال دفاع مقدس این سنگر را حفظ کرد و خطبه‌های نماز جمعه‌اش چنان اهمیت داشت که امام خمینی(ره) نیز آن‌ها را دنبال می‌کرد.علما وارثان انبیا هستند؛ رسالتی که در بزنگاه‌های تاریخ، تنها به آموزش احکام و بیان مسائل فقهی محدود نمی‌ماند. آیت‌الله جمی از همان عالمانی بود که میان دانش دینی و مسئولیت اجتماعی فاصله‌ای نمی‌دید. برای او فقه و اصول از زندگی مردم جدا نبود و وقتی پای دفاع از سرزمین و باورهای یک ملت به میان می‌آمد، حضور در کنار مردم نیز بخشی از همان رسالت به شمار می‌رفت.
این جایگاه را تنها مردم آبادان و رزمندگانی که در روزهای محاصره در کنار او بودند، درک نمی‌کردند؛ فرماندهان جنگ نیز از آیت‌الله جمی به‌عنوان یکی از تکیه‌گاه‌های روزهای دشوار یاد می‌کنند.سردار حسین علایی در یکی از مراسم‌های بزرگداشت آیت‌الله جمی، به نکته‌ای اشاره می‌کند که شاید به‌تنهایی برای شناخت عظمت کار این روحانی در سال‌های جنگ کافی باشد؛ یادداشت‌های روزانه او از روزهای محاصره آبادان. علایی که خود دانش‌آموخته تاریخ است، ارزش ثبت آن روزها را در شرایطی یادآور می‌شود که رزمندگان از کمبود امکانات و غربت رنج می‌بردند و ارتش بعث با آمادگی نظامی و تجهیزات خود، شهر را زیر آتش گرفته بود.او معتقد است نوشتن و ثبت وقایع در چنان شرایطی، حتی از عهده بسیاری از تاریخ‌نگاران باتجربه نیز برنمی‌آید؛ چه رسد به روحانی سالخورده‌ای که در میانه خون و آتش، چشم امید مردم و رزمندگان به حضور او دوخته شده بود. به تعبیر علایی، آیت‌الله جمی پیرمردی بود که قلب یک جوان در سینه‌اش می‌تپید؛ چریکی سالخورده که سنگر منبر را در سخت‌ترین روزها حفظ کرد.
جایگاه خطبه‌های او نیز فراتر از آبادان بود. در حالی که در شهرهای دیگری چون دزفول و اهواز نماز جمعه برگزار می‌شد، امام خمینی(ره) پیگیر خطبه‌های امام جمعه آبادان بود. به روایت سردار علایی، اگر آیت‌الله جمی به هر دلیلی، از جمله سفر به تهران برای پیگیری مشکلات شهر، یک هفته در نماز جمعه حضور پیدا نمی‌کرد امام علت غیبت او را جویا می‌شد.گویی آن منبر، در روزهای محاصره آبادان، صدایی بود که نباید خاموش می‌شد.اعتماد به آیت‌الله جمی تنها به جایگاه معنوی و خطبه‌هایش محدود نبود. فرماندهان جنگ، نفوذ اجتماعی او در میان مردم آبادان را نیز به‌خوبی می‌شناختند؛ نفوذی که در یکی از حساس‌ترین مقاطع جنگ، نقشی تعیین‌کننده پیدا کرد.
سرلشکر محسن رضایی نیز از دیدارهای مکررش با امام خمینی(ره) خاطره‌ای دارد؛ اینکه امام در چند نوبت سراغ آیت‌الله جمی را می‌گرفت و از احوال او جویا می‌شد.اما خاطره او از نقش‌آفرینی این روحانی در عملیات والفجر ۸، وجه دیگری از اعتماد فرماندهان به او را آشکار می‌کند."در آستانه این عملیات بزرگ، که با عبور غافلگیرکننده رزمندگان از اروندرود به فتح بندر فاو عراق انجامید، حفظ غافلگیری اهمیت حیاتی داشت. حضور جمعیت در آبادان و ضرورت آماده‌سازی مقدمات عملیات، کار را برای نیروهای اطلاعاتی دشوار کرده بود؛ حتی تخلیه ناگهانی مردم می‌توانست نشانه‌ای از تحرکات نظامی پیش‌رو باشد."سرلشکر رضایی می‌گوید وقتی این مشکل را با آیت‌الله جمی در میان گذاشت، او بی‌درنگ پذیرفت که برای حل آن اقدام کند.جمی نیز دست به کار شد. سران بانفوذ محلات و عشایر را یک‌به‌یک فراخواند و بی‌آنکه از اصل عملیات و جزئیات آن سخنی به میان بیاورد، زمینه تخلیه شهر از مردم را فراهم کرد. کاری که به روایت سرلشکر محسن رضایی، در کمتر از یک ماه به نتیجه رسید و به حفظ محرمانگی یکی از مهم‌ترین عملیات‌های دفاع مقدس کمک کرد.
این بار دیگر پای منبر و خطبه در میان نبود؛ آیت‌الله جمی همان نفوذ و اعتمادی را که سال‌ها در میان مردم آبادان به دست آورده بود، در خدمت یکی از حساس‌ترین تصمیم‌های نظامی جنگ قرار داد. او برای رزمندگان تنها یک امام جمعه نبود؛ مردی بود که می‌شد در دشوارترین لحظات، مسئولیتی بزرگ را به او سپرد و از همراهی‌اش اطمینان داشت.آیت‌الله غلامحسین جمی سرانجام در هشتم دی‌ماه ۱۳۸۷، بر اثر عارضه مغزی درگذشت اما رفتنش پایان روایت مردی نبود که نامش با مقاومت آبادان گره خورده بود. امروز، پس از سال‌ها در سالروز همان حماسه‌ای که از نخستین پیروزی‌های مردم ایران در دفاع مقدس به شمار می‌رود، نام او بار دیگر در پیامی رسمی و در سطحی ملی زنده شد.حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیام خود به مناسبت سالروز عملیات ذوالفقاری، ضمن یادآوری حماسه مردمی بیرون راندن متجاوزان بعثی از جزیره آبادان، از نقش امام جمعه مجاهد این شهر یاد کردند و آیت‌الله جمی را عالمی عامل و شجاع خواندند که با هدایت او، نیروهای مردمی و اهالی مساجد در کنار رزمندگان به میدان آمدند.
این پیام بار دیگر نام مردی را به یادها آورد که روزگاری در اتاق جنگ آبادان از فرماندهان پرسیده بود چه کاری از دستش ساخته است؛ همان مردی که در روزهای محاصره، منبرش را رها نکرد و سنگر نماز جمعه را استوارتر بنا کرد و کنار مردم ماند و هر آنچه در توان داشت برای دفاع از شهر به میدان آورد. شاید ماندگاری نام آیت‌الله جمی نیز در همین باشد؛ در اینکه برای دفاع از مردم، هیچ‌گاه خود را تماشاگر روزهای سخت ندانست.
captcha
آخرین اخبار