حسینیه امام خمینی در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت، میزبان اهالی فرهنگ و هنر،شعرای پیشکسوت و جوان کشور و تعدادی از شعرای فارسی گوی افغانستان و تاجیکستان بود و این شاعران در حضور رهبر حکیم انقلاب شعرخوانی کردند. میلاد عرفان پور شاعر جوان ایرانی در این دیدار حضور داشت و هشت رباعی خواند. او متولد سال ۶۷ و شیرازی است.

عرفان پور تا به حال چهار بار در دیدار شاعران با رهبر فرزانه انقلاب، حضور داشته و ۲ بار شعرخوانی کرده است. او در مورد خاطره جالبش از دیدار با رهبری در دفعه اول شعرخوانی اش می گوید:«در سال ۱۸،۸۵ ساله بودم به همراه دوستم فردوسی در جمع شاعران حضور داشتم و همه به اشتباه فکر می کردند دوستم جوان ترین شاعر حاضر در جلسه است اما من جوان ترین شاعر بودم. دفعه اول که شعر خواندم، برایم جالب بود که آقا خیلی استقبال کردند و بعد از اینکه شعرهایم را خواندم، آقا در مورد رباعی و اهمیت آن صحبت کردند.»
به گزارش برنا، این شاعر جوان در مورد دیدار اخیرش با رهبر معظم انقلاب و واکنش ایشان به رباعی هایی که خوانده می گوید: ایشان از همه رباعی هایم خوششان آمد، برای همه شان آفرین گفتند، اما «ما شیشه عطریم بگویید به سنگ» را خودشان از حفظ بودند و تکرار کردند، قبل از این که من بگویم.»
او به شاعرهای جوان برای حضور در این جلسه توصیه می کند: «اگر شاعر فعالیت پر رنگی در جشنواره های شعر کشور داشته باشد و مقام آورده باشد و آثار خوبی چاپ کرده باشد که در مجامع ادبی مورد بررسی قرار گرفته یا زبان شاخصی در شعر جوان امروز باشد حضورش در این جلسه دور از انتظار نیست. فعالیت ادبی آن شاعر مهم است و اگر جلوه گر شده باشد، دیده می شود و به این مراسم دعوت می شود.»
عرفان پور همچنین در مورد حضور شاعران افغان و تاجیک در این جلسه ادامه می دهد: «هر سال اگر شاعرهای مطرح تاجیک و افغان هم در این جلسه حضور داشته و شعر بخوانند اتفاق خوبی است و جلوه دیگری از آثار شاعران فارسی زبان کشورهای دیگر در جلسه نمود پیدا می کند و به نظرم نکته مثبتی است.»
رباعی هایی که میلاد عرفان پر در این جلسه خوانده در ادامه خبر آمده است:
رود است علی، پاک و زلالست و روان
کوهست علی، که استوار است و گران
من رود ندیده ام چنین پابرجا
من کوه ندیده ام چنین در جریان
***
در حنجره، های و هوی خاموشی هاست
چشمم همه پرده ی خطاپوشی هاست
تاکینه به دل راه نیابد، هر شب
در حافظهام جشن فراموشی هاست
***
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
ما رود مدامیم، بگویید به تیغ
ما شیشه عطریم بگویید به سنگ
***
ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من
ای حسرت روزهای شیرین در من
بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من
***
خود را که به خلوتی رسانَد خورشید
از داغ دلش را بِتَکاند خورشید
گفتیم غروب کرده اما انگار
رفته ست نماز شب بخواند خورشید
***
نارس بودی حیا شکوفایت کرد
ایمان تو نامدار دنیایت کرد
یک سکه بی رواج بودی ای ماه
این چادر شب بود که زیبایت کرد
***
صبحی گره از زلف تو وا خواهد شد
راز شب تار برملا خواهد شد
تو آیه وحدتی که با آمدنت
هر قطب نما قبله نما خواهد شد
***
دل، این دل تنگ، زیر این چرخ کبود
یک عمر دهان جز به شکایت نگشود
آرامش تسبیح شما بر هم خورد
شرمنده ام ای درخت ای گل ای رود