سيد علی صالحی گفت: قرار بود مجموعههای «آهوي الوداع»، «نثار نام كوچك تو»، «شازده كوچولو؛ فال فروش ميدان راهآهن» و «گل رز در سفربه ستاره شمالي» منتشر شوند.
اين شاعر ادامه داد: اين كتاب آخر هنوز كش و قوسهایی دارد. ممانعتهایی هست. دير و زود زندگي ما همين است. شعرهاي شش تا هفت سال پيش من الان فرصت و رخصت بروز مييابند.
وی با اشاره به نحوه انتخاب ناشر آثارش توضيح داد: هميشه زمين انتقاد در اين جامعه حاصلخيز بوده است. من 30 سال با ناشرين محترمي كار كردم كه در حاشيه بودند. حالا اگر وقت داشته باشم ميخواهم با دوستانم مديران محترم نشر چشمه، نگاه مرواريد و ثالت كار كنم. مهم اين تقسيمبنديها نيست. مهم همان خروجي مؤثر است. يعني استحكام و پيوند قوي ميدان شعر و مردم.
شاعر «نشانیها» در واكنش به راهاندازی صفحه و پايگاههایی به نام او در فضای مجازی اظهار كرد: من هم شنيده و ديدهام كه در دنياي مجازي و اينترنت از فيسبوك تا لاين و واتساپ گروههاي قابل توجهي پايگاههايي به نام من يا متاثر از من مثل "شعر گفتار" و گروه "شعر در هر شرايطي" و... به وجود آمده است ولي ارتباطي با مديريت اين گروهها در حد هدايت، انكار يا تصديق ندارم. نميشود و نميتوانم اين كارها را در كنترل داشته باشم. نه فرصت كافي هست و نه حوصله غرق شدن در اين نوع درياها را دارم. علاقهمندند و حق آنها است با اين تعهد كه شان شعر حفظ شود و به كاباره كلامي بدل نشوند.
صالحی همچنين با اشاره به انتظار تقريباً پنج ساله پارهای از آثارش برای دريافت مجوز چاپ و انتشار بيان كرد: سال 93 پاكنويس نهايي اين تازهها بود؛ پنج دفتر شعر! اولي را نشر ثالث و چهار كتاب ديگر سهم انتشارات نگاه شد.
اين شاعر در ادامه با اشاره به چاپ دوم كتاب فيض شريفی درباره او از ديگر كتابهایی كه دربارهاش نگاشتهاند گفت و افزود: تا آنجا كه خبر دارم كتابي درباره من باز هم از طرف انتشارات نگاه منتشر خواهد شد كه كار ايرج زبردست شاعر خوب معاصر است. كتاب بعدي را پژمان موسوي (روزنامهنگار) كار كرده است. من هم شنيدهام كه اين مجموعه را نشر علم چاپ خواهد كرد. كار ايرج زبردست امروز و فردا منتشر ميشود. باز هم عرض ميكنم كه شنيدهام؛ ققط خبرش را شنيدهام.
سراينده «آخرين عاشقانههای ریرا» از برگزيده شدن او در مسجدسليمان به عنوان نخبه هم خبر داد و در اين باره اظهار كرد: برايم پيامك زدند كه سازماني مردم ـ نهاد اين كار را كرده و نخبگان شهر ار برگزيدهاند. از لطف آنها ممنونم ولي من خودم ميدانم كه نخبه نيستم. به همين دليل سكوت كردم. اساسا با مقوله نخبهگرايي هرگز همسو نبودهام. من هنوز هم آب يخ فروش تابستانهاي مسجدسليمانم با همان سطل آب و پياله مشترك داد مي زدم: «تشنه لب نميري، سير بخور، يك ريال!»
وی با اشاره به چاپ متعدد مجموعه شعرهايش درباره استقبال از آثار خود بيان كرد: من براي آن كه همه عمر سربلند زندگي كنم خيلي جاها سرم را زير انداختهام و راه خودم را رفتهام. ما وقت چنداني نداريم كه بيهوده در حرافيها صرف شود.
صالحی با بيان اين كه موفقيت ايجاد حسادتهاي دور و نزديكميكند و حتي به دشمنيها دامني ميزند اظهار داشت: آن قدر دوست دارم كه هيچ نوع دشمني را به ياد نميآورم. دلت را صاف كن، چشمهايت را ببند و از دريا عبور كن. خدنگها به عصا بدل ميشوند.
شاعر «پيشگو و پياده شطرنج» در پايان تصريح كرد: هيچ وقت فكر نكردهام كه شاعرم. ايمان دارم كه شعر براي خودم شفا بوده و هست. آدم مجروح و عاقل از شفا نااميد نميشود. شعر برايم مثل همين تنفس است كه لازمه بقا است. شعر هرگز برايم وظيفه و يا حتي تكليف هم نبوده بلكه ضامن حياتم است.