
مجموعه "پاريا و يك نمايشنامه ديگر" نوشته آگوست استريندبرگ معروف به شكسپير سوئد با ترجمه جواد عاطفه از انگليسي به فارسي در 1100 نسخه از سوي نشر افراز منتشر و وارد بازار كتاب شد.
جواد عاطفه اظهار كرد: اين كتاب شامل 2 نمايشنامه به نامهاي "پاريا" و "قويتر" است.
وي افزود: اين 2 نمايشنامه از كوتاهترين نمايشنامهها و آثار ادبي جهان هستند كه نوشته آگوست استريندبرگ ميباشند.
او با بيان اين كه پاريا اولين بار است كه در ايران ترجمه ميشود اما نمايشنامه قويتر قبلاً ترجمه شده گفت: اين دو نمايشنامه در يك سال توسط استريندبرگ نوشته شدند و داراي شخصيتهايي بينام ميباشند كه با (x) و (y) شناخته ميشوند. در "قويتر" نيز دو زن يعني خانم x و خانم y و در "پاريا" دو مرد يعني آقاي x و آقاي y حضور دارند.
عاطفه توضيح داد: اين نمايشنامهها به نوعي تأثير گرفته از زندگي استريندبرگ هستند و نگاه او به مسأله خيانت و به نوعي تبهكاري با ذات بد انساني تبلور پيدا ميكند.
او ادامه داد: من به اين دليل اين دو نمايشنامه را در يك كتاب آوردم تا تقابل جهان زنانه در نمايشنامه "قويتر" و جهان مردانه در نمايشنامه "پاريا" را به تصوير بكشم. در "پاريا" دو مرد در مصاف يكديگر قرار دارند و در "قويتر" دو زن در برابر يكديگر قرار ميگيرند.
اين مترجم توضيح داد: نمايشنامه "قويتر" از جمله مطرحترين نمايشنامههاي جهان است چراكه در تمام مدت يكي از زنها در سكوت به سر ميبرد. ميتوان گفت اين نمايشنامه يك مونولوگ بسيار قوي محسوب ميشود و شايد بتوان گفت كه اين نمايشنامه جزو اولين آثاري است كه با اين سبك و سياق نوشته شده است چراكه معمولاً نمايشنامهها پر پرسوناژ، پر تعداد و باشكوه هستند اما در اين نمايشنامه در يك كافه يك زن در مقابل زني ديگر تكگويي ميكند كه كاري بسيار خلاقانه محسوب ميشود.
او درباره قلم استريندبرگ اظهار كرد: استريندبرگ معمولاً زبان معيار سوئدي را استفاده ميكند كه زباني بسيار سخت است. البته بعد از استريندبرگ اين زبان مورد پالايش قرار گرفت اما زبان معيار سوئدي را تثبيت كرد و من نيز به زبان معيار فارسي ترجمه ميكنم. معمولاً در ايران زبان محاورهاي ما زيان تهراني است و از طرفي هم زيان كوچه بازاري هر روز تغيير ميكند ولي زبان معيار خيلي ديرتر تغيير ميكند و عمر طولانيتري دارد.
اين مترجم بيان كرد: تاكنون مجموعهاي از آثار استريندبرگ را ترجمه كردهام كه قرار است آنها را به چاپ برسانم. از جمله كارهايي كه ترجمه كردهام ميتوانم به "به سوي دمشق"، "رقص مرگ"، "رفقا" و مجموعه داستان "ازدواج" اشاره كنم.