تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۴
کد خبر: ۵۱۲۰۶
تعداد نظرات: ۷ نظر
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

مرکز مطالعات استراتژیک خوزستان؛ ضرورتی برای تغییر نگرش ها و روش ها / 2

کار درست در کشور ما و به پیروی از آن، در استان ما ، یک استثناء است چون قاعده فکر و اندیشه ما در چرخه ای از اشتباه گرفتار شده است. این چرخه در یک جایی و از یک نقطه ای باید تصحیح شود. اینکه فکر کنیم مشکل ما مدیر قوی، صادق و دلسوز است، اینکه فکر کنیم اعتبارات و تخصیص ریال و ارز می تواند گره از گره های ما بگشاید، اینکه فکر کنیم یک لابی نیرومند در مرکز می تواند راه پیشرفت استان ما را باز کند، اینکه برای خود، دشمن و بدخواه بتراشیم و روز شب بر آن لعنت بفرستیم، اینها همه شان هستند چون محصول همان فکر اشتباه و قاعده تولید اشتباه هستند
خوزنیوز/ خدادا شوراب: در اساطیر یونانی ، شخصیت جالبی به نام سزیف وجود دارد که بخاطر فاش کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله یک کوه حمل کند، اما همین که به قله می‌رسید، سنگ به پایین می غلتید و سیزیف باید دوباره این کار را از نو انجام می داد. این یک مسیر ابدی برای سیزیف است تا عقوبت آنچه هدیه کردن آگاهی به انسان است را بپردازد.

اما در کشوری که ما زندگی می کنیم و در این استان، ما بخاطر آنچه فقدان آگاهی است، سیزیف وار، همه راه هایی را که نسل های پیشین در آن گام زدند، دوباره و هزار باره می رویم و باز هم می بینیم که در جای اول خود هستیم. گویی دیگر، این یک سنت لایتغیر برای ما شده است که باری را که بر دوش داریم نه در جهت هدفی که می شناسیم بلکه از آن رو که کاری کرده باشیم، به این سو و آن سو می بریم ، بی آنکه بدانیم چرا این همه سال، می رویم و باز می گردیم.

در اوایل دهه هفتاد و در مقالاتی که در روزنامه کیهان می نوشتم، ضرورت یک دفتر مطالعاتی را با هدف جلوگیری از تکرار بیهوده اشتباهات در این استان یادآور شدم. در اوایل دهه هشتاد، بطور مشخص، ضرو رت یک دفتر مطالعات استراتژیک را در نشریات روزان و صبح کارون گوشزد کردم... و اینک در اوایل دهه نود هستیم . این یعنی همه ما سیزیف وار خودمان را تکرار می کنیم بی آنکه در این تکرار، راهی نو برای برون رفت خود از این جبر خود خواسته یا ناخواسته پیدا کنیم.

در این دو دهه همیشه فکر می کردم، باید چیزی از بیرون و در واقعیت های پیرامون ما وجود داشته باشد که ما را اسیر وضعیت هایی کرده که در آنها راه پیشرفت و توسعه ما سد شده است. اما این چیز، همیشه یک "چیز" بود. منظورم این است که می توانستیم در هروقت که می خواهیم نام یک نفر یا گروهی از آدم ها، یا حتی نام یک استان دیگر یا ساختاری در دولت و نظام یا هر موضوع دیگر را بجای آن بنشانیم. این یک کلیشه آماده، یک قالب از پیش طراحی شده بود که محتوای یکسانی داشت با صدها و هزاران نام مختلف. این "چیز " که همیشه برای نشان دادن علت مشکلات و گرفتاری ها مورد استفاده ما بود و همیشه نیز فکر می کردیم که چون نام های آشنا بر آن نهاده ایم، آن را می شناسیم، همواره فقط یک "چیز" بود. یعنی ناشناخته، قدیمی و کهنه، عقیم و نازا برای چاره جویی ما.

همه آنچه مقولات ما در شناخت این استان و پیش ازآن، در شناخت خودمان و مناسبات پیرامون مان است، همه شان همین "چیز" اند. این چیزی که کاتاگوریای ما شده برای شناخت مان از استان، این سر تا پا خود در ابهام و کهنگی است. کاتاگوریا یا مقولات، یا به زبان دانشگاهی، پارادایم، همان ارزش ها و معیارهایی اند که ما مفاهیم و معانی را با آنها می سازیم و بر نوع و چگونگی اندیشه ما حاکم هستند. تا زمانی که مقولات ما در ابهام و ناشناختگی بسر می برند، هر مفهومی که بواسطه آنها ساخته می شود نیز در ابهام بسر خواهد برد. تا زمانی که کاتاگوریا و پارادایم ما مربوط به دنیای قدیم و عهد قجر است، نمی توانیم مفاهیم جدید را درک کرده یا با آنها مفاهیم تازه و سودمند بسازیم . چون ما نمی توانیم با آنچه خود مبهم و کهنه است است ، یک مسیر با مفهوم های نو و روشن بسازیم.

چرا عرض می کنم که مقولات و پاردایم ما برای شناخت خودمان و استان مان در تاریکی و در کهنگی اند و قادر به خلق یک وضعیت بسامان و روشن برای ما نیستند؟ چون همه این مقولات که ما بواسطه آنها تحقیق می کنیم، پروژه تعریف می کنیم و ادعا می کنیم که بواسطه آنها خوزستان را شناخته ایم و می خواهیم آبادش کنیم، همه آنها قادر نیستند تا به پرسش های ساده ما پاسخ بگویند. پرسش های ساده ای مانند اینکه چرا در شهر مسجد سلیمان که 20 کیلومتر با کارون فاصله دارد، دستکم نیم قرن است که مشکل آب دارد؟

و یا در همین اهواز، چرا40 سال است که در قلب شهر و در یکی از پر رفت و آمد ترین خیابان ها، خیابان سیروس قدیم، بوی گند تعفن چنان است که همه رهگذران جلوی بینی شان را می گیرند و یک شرم مداوم را برای ما اهوازی ها ایجاد کرده است و کسی هم نیست تا فکری کند برای این ده، پانزده مغازه کله پاچه و ماهی فروشی؟ چرا پس از 30 سال در خوزستان، یک شهر جدید ساخته نمی شود و مرتب شهرهای قدیمی فربه تر می شوند؟ چرا شهرهای ما هنوز طرح جامع ندارندو از یک ساختار شهری برخوردار نیستند؟ و مانند اینها. می دانید چرا می گویم نمی توانند پاسخ بگویند، چون پاسخ های شان در جواب این پرسش ها نیستند، آنها فقط نام هایی اند که محتوای شان همان" چیز" است، فقط چیز!

شما خواننده گرامی اگر دقت کنید، می بینید که همه پاسخ ها به نحوی شبیه هم هستند. فرقی نمی کند که مال کدام مدیر یا شخصیت اجتماعی و فرهنگی است، همه شان از همین "چیز"، چیزی که سر در نهان ابهام دارد، بر می خیزند. یک کلیشه ای که نه تنها در پیرامون ما بلکه در فکر و اندیشه ما وجود دارد و همه چیز را بر طبق خودش می سازد و بیرون می دهد. این یک کارخانه ای است که اشتباه تولید می کند. منظورم این نیست که فقط چیزها را به جای چیزهای دیگر تولید می کند، بلکه اساسا کارش این است که تولید "اشتباه" کند.هر ماده خام و هر نقشه ای را که به آن می دهند، چون کاتاگوریایش اشتباه آفرین است، باز هم در چرخه ای از اشتباهات، تولید اشتباه می کند. این چیزی است که ما گرفتار آن هستیم ، یعنی ما فکر می کنیم و اشتباه تولید می کنیم. یعنی ما پول خرج می کنیم تا اشتباه را تولید کنیم.

البته بنده عرضم این نیست که کار درست انجام نمی شود، بلکه می گویم کار درست در کشور ما و به پیروی از آن، در استان ما ، یک استثناء است چون قاعده فکر و اندیشه ما در چرخه ای از اشتباه گرفتار شده است. این چرخه در یک جایی و از یک نقطه ای باید تصحیح شود. اینکه فکر کنیم مشکل ما مدیر قوی، صادق و دلسوز است، اینکه فکر کنیم اعتبارات و تخصیص ریال و ارز می تواند گره از گره های ما بگشاید، اینکه فکر کنیم یک لابی نیرومند در مرکز می تواند راه پیشرفت استان ما را باز کند، اینکه برای خود، دشمن و بدخواه بتراشیم و روز شب بر آن لعنت بفرستیم، اینها همه شان هستند چون محصول همان فکر اشتباه و قاعده تولید اشتباه هستند.

ما به این نیاز داریم تا نگاه مان را به خودمان و پیرامون مان تغییر دهیم. این نوع نگاه ما است که ما را گیر و گرفتار کرده است. باید از جایی شروع کنیم تا فرزندان مان، یعنی نسلی که بلاواسطه بعد از ما قرار گرفته اند تا افکار اشتباه ما را به ارث ببرند، از این سلسله بیرون بیایند. باید راه برون رفتی بسازیم تا به واقعیات به گونه ای دیگر نگاه شود. باید از یک جایی این مسیر اشتباه قطع شود و نگرشی جدید در میان ما شکل بگیرد. این، کار یک سال و ده سال نیست، اما اگر از چند دهه پیش تر این کار انجام می شد، اکنون نسلی وجود داشت که هزینه اشتباهات ما را پرداخت نمی کرد.
غیر قابل انتشار:
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۷
مزروعی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۳
1
3
با نظر نویسنده هم رای هستم که مشکلات استان محصول فکر اشتباه هستند ولی ضمن احترام به نظرات نویسنده مقاله همانگونه که در ذیل قسمت اول این یادداشت نیز گفتم این مشکل خوزستان و هر استان دیگری با تاسیس مرکز تحقیقات استراتژیک حل نمی شود. در سطح ملی و استانی مشاورین مختلفی حضور دارند و توصیه های ارزنده ای به مقامات می نمایند.علت وجود خطا در تصمیم گیری و تکرار خطاهای سیزیف وار فقدان سازوکار پاسخگویی مناسب و فقدان نهاد های مدنی و ضعف مطبوعات مستقل و خبرنگاران حرفه ای است.نهادهای دولت ساخته ولو نهادهای تحقیقاتی نمی توانند جای نهادهای مدنی و مطبوعات آزاد و پژوهشگران مستقل را پر کنند.شما به نتایج پژوهشی مهمترین نهادهای تحقیقاتی حکومتی کشور بنگرید تا تاثیر آنها بر تصمیم سازی صحیح را دریابید.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۹:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
به نظر ميرسد اين دوست عزيز هنوز به جايگاه واقعي اين مراکز واقف نيستند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۳
0
3
از اینکه بدور از جنجال های مطالب زرد و بی فایده برای استان و کشور بعضی اوقات وقتی هم برای اینگونه مطالب می ماند به سهم خودم سپاسگزارم.
اما در مورد این مطلب و قسمت اول آن باید عرض کنم دقیق مطلب را مطالعه کردم. اگر مطلب به همینجا ختم شود که ایشان هم راه بقیه دوستان را رفته اند و درمانی ارائه نکرده اند. دوستانی که آگاهی دارند باید راه حل مشخص ارائه دهند. به عنوان مثال اگر دکتری خوب دردها را تشخیص دهد ولی نداند کدام دارو درد را دوا می کند، دانستن درد سودی نه برای خود او و نه برای بیمار دارد. البته این یکی از مشکلات اصلی استان خوزستان و شاید کشور است. اگر صحبت های مسئولین استان مثلا آقای استاندار که در ابتدا مخالفت خود را صریح و بی پرده با انتقال آب کارون اعلام کرد بررسی کنیم فقط مخالفت را می بینیم اما اینکه چه باید کرد و راه حل برای جلوگیری چیست ارائه نشد. مختصر کنم اینکه انتظار می رفت و می رود که از پس این مطالب راهکار مشخص ارائه شود.
علی راهبردی
|
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
|
۰۲:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
0
1
اشتباه استرتژیک شما این است که طولانی می نویسید
مرتضوي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
0
2
با سلام خدمت خوانندگان محترم سايت دلسوز خوزنيوز

بر هيچكس پوشيده نيست كه مراكز مطالعاتي ملي و منطقه از ضروري‌ترين و مؤثرترين اجزاي يك جامعه مترقي هستند. در بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا اينگونه مراكز سالهاست كه مبناي سياستگزاري هاي ملي و منطقه‌اي قرار مي گيرند. در تأييد مطالب مندرج در اين مقاله بايد گفت بله جاي چنين مركزي در استان خوزستان واقعاً خالي است و نبود آن سبب گرديده تا بسياري از تجارب تلخ را چندين بار تجربه كنيم، تجارب تلخي كه گاهي هر كدام از آنها مي توان تا سالهاي سال بر خروج نخبگان، تغيير بافت جمعتي شهرها، مسكوت ماندن ظرفيتها و غيره شود. به نظر مي رسد كه راه اندازي چنين مركزي هر چند بسيار دير شده ولي مي تواند بسيار زود اثرات مثبت خود را نشان دهد و اكنون كه با اطلاع رساني اين مهم بر سر زبان افتاده، بهتر است مديران كلان استاني با همفكري افراد دلسوز و با تجربه و نيز كمك گرفتن از متخصصين مرتبط دانشگاهي مقدمات كار را فراهم آورند. باشد كه در نتيجه آن شاهد استاني آباد، سبز و زنده‌تر از قبل باشيم.
ملک خدایی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۵
0
0
ایجادمرکز مطالعات استرتزیک خوزستان با تقویت جامعه مدنی مغایرتی ندارند هم می شود نهادهای مردمی ایجاد کرد هم نهادهای غیر مردمی اما به نظر من مشکل جایی دیگر است سئوال اینجاست چرا نهادهای مدنی بدون دخالت دولت بوجود نمی آیند چرا پا نمگیرند چرا بایدزیر بغلشان را گرفت آیا ضرورت ایجاد نهادهای بوجود نیامده مثلا حدود 27000کشته در تصادفات جاده ای سالانه اتفاق می افتد محیط زیست نابود میشود چرا انجمن سلامت جاده ایجاد نمی شود آب وهوا در خوزستان ضد توسعه عمل می کند چرا تشکلی در این خصوص شکل نمی گیرد چقدر انسانها در اثر فشار اقتصادی از گردونه زندگی حذف می شوند چقدر خانواده ها باطلاق از هم می پاشند که نیاز به کمک وحداقل مطالعه وبرسی دارند اینها وصدها چرای دیگر که هم دین وهم تفکر اومانیستی وهم قرارداد اجتماعی روسو ما را به آن دعوت می کند چسبندگی اجتماعی در استان ما ضعیف شده مردم کمتر به فکر یکدیگر هستند در استان ما گرانی از جاهای دیگر گزنده تر است اقشار کم درآمد از این گرانی بسیار صدمه می بینند ولی هیچ نهاد دانشگاهی خم به ابرو نمی آورد مطالعه ای مقاله ای هیچ!! همه متهم هسیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۸
0
0
تا زمانی که به مردم و انسان بعنوان سرمایه اصلی توسعه نگاه نشود و این اندیشه در میان مدیران نهادینه نشود که همه اشکال توسعه باید در خدمت انسان قرار بگیرد و این نکته که انسان دنیای امروز نیاز به آزادی و مشارکت فعال در همه فعالیتهای سیاسی اجتماعی .اقتصادی و...دارد هر گونه توسعه دستوری و در اتاق های در بسته تحت هر عنوان شکل بگیرد کوچکترین تاثیری نخواهد داشت اصل اول توسعه احترام به آزادی های فردی و مدنی انسان امروز است اگر این اصل پذیرفته شود توسعه اتفاق خواهد افتاد درغیر اینصورت میشود دکور سازی و ماکت سازی از مظاهر تمدن
captcha
آخرین اخبار