نکته دیگر آلودگی های استان خوزستان است. حدود 10 سال از آلودگی های وحشتناک هوا و همینطور آلودگی های آبهای استان خوزستان (چه بیولوژیکی و چه فلزات سنگین) می گذرد مسئولین و صاحبنظران از استانهای اصفهان یا یزد یا کرمان یا قم یا هرجای دیگر چه فکری و چه حمایتی از استان خوزستان کرده اند؟
آقای «علی» از کابران خوزنیوز، ذیل مطلب «
تصاویر/ مخالفت مردم خوزستان با انتقال آب کارون» نظری را ارسال کرده اند که متن آن در زیر می آید:
برخی دوستان از برخی استانها نظر دادن که کارون متعلق به ایران است و متعلق به خوزستان به تنهایی نیست. ضمن احترام به همه این عزیزان توجه شان را به چند مورد جلب می نمایم:
همانگونه که می دانید بسیاری از منابع نفت و گاز کشور در استان خوزستان قرار دارد. اما این استان هیچگاه نتوانسته به حق خود از منافع آن به خوبی دست یابد. از حق یک در هزار نفت می گویم و از حق استخدام نیروهای بومی که هرگز یا اجرا نشدند و یا ناقص و ناکارآمد بودند. چه بسیار مواردی که یک پیمانکار اصفهانی در مناقصه یکی از طرح های صنعتی خوزستان برنده شده و از نیروهای همشهری خود استفاده نموده است. استخدام های رسمی شرکت نفت و گاز و پتروشیمی و ملی حفاری و حتی کشاورزی و منابع طبیعی و ... دیگر بماند. برای اثبات هم می توان به آمار بیکاری در استان و مهاجرت از استان مراجعه کرد و هم نگاهی به وضعیت امکانات رفاهی در سطح شهرهای استان انداخت.
نکته دیگر آلودگی های استان خوزستان است. حدود 10 سال از آلودگی های وحشتناک هوا و همینطور آلودگی های آبهای استان خوزستان (چه بیولوژیکی و چه فلزات سنگین) می گذرد مسئولین و صاحبنظران از استانهای اصفهان یا یزد یا کرمان یا قم یا هرجای دیگر چه فکری و چه حمایتی از استان خوزستان کرده اند؟ (منظور هم حمایت علمی و هم حمایت نمایندگان این استانها در مجلس است) که اکنون از خوزستانی های عزیز حل مشکل کم آبی استانهای خود را خواستارند؟
موضوع بعد موضوع توسعه بر اساس طرح های آمایش سرزمین است. یعنی شما با توجه به پتانسیل هر منطقه و توانایی های آن برای آن برنامه ریزی کنید. مثلاً بسیار غیرمعقول است که در استانی مثل اصفهان که بیابانی است و محتاج به آب، برنج کاری صورت گیرد. همانگونه که بسیار احمقانه است که از خاک شمال کشور برای سفالگری استفاده کنیم. به همین ترتیب هرگز از یک اهوازی یا آبادانی نخواهید شنید که ما هم باغ گردو می خواهیم! هر یک از این سه خواسته می تواند در هر یک از مناطق ذکر شده تحقق یابد ولی لازمه ی آن صرف هزینه های هنگفت و غیرقابل توجیه است. به قول آقای دکتر مخدوم استاد شناخته شده محیط زیست و آمایش سرزمین کشور؛ "ما حتی می توانیم بر روی قله اورست هم کشاورزی کنیم اما آیا این کار معقول است؟" متاسفانه نکته دیگری که برای دوستان ما در دیگر استان ها آشکار نیست این است که برخی از مسئولین هم استانی آنها با توجه به رانت و نفوذ خود می خواهند شهرهایی را که نمایندگی می کنند به اصطلاح به توسعه برسانند غافل از اینکه نه تنها این کار را نمی کنند بلکه مشکلی دیگر بر مشکلات کشور اضافه می نمایند. تازه این قسمت خوشبینانه قضیه است. در بسیاری از موارد فرد یا افرادی که از چنین طرح های غیرعلمی حمایت می کنند، با توسعه ظاهری منطقه مورد نظر خود می خواهند به نان و نوایی بس چرب برسند.
به اینها کاهش آبهای تالاب های پایین دست به دلیل افزایش استفاده از آنها و برخاستن گرد و غبار از این تالاب های خشک شده و افزایش آلودگی هوای استان و همچنین افزایش گرمای هوای ناشی از آن، بیکاری ماهیگیران منطقه و از بین رفتن اکوسیستم منطقه، کمبود آب برای استفاده صنایع پایین دست رودخانه و کاهش بیش از پیش آب آشامیدنی شهرهای استان خوزستان را هم اضافه نمایید.همچنین از بین رفتن کشاورزی در استان که در بسیاری از محصولات جزو رتبه های بالای کشور است هم یکی دیگر از عوارض این انتقال می باشد.
با توجه به آنچه اشاره شد از تمامی هموطنان عزیز در دیگر استانها می خواهیم که مخالفت خود را با اجرای چنین طرحی اعلام نمایند. شاید روزی بیاید که برخی مسئولین هم به جای پافشاری برروی انجام پروژه های غیرمعقول، راهی صحیح برای حل مشکلات مردم شهرهای خود بیابند.