تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۵
کد خبر: ۴۶۷۳۱
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

يك استاد حوزه و دانشگاه: قصه جايگاه زن و دختر بايد بازخواني شود

يك استاد حوزه و دانشگاه در آيين تجليل از دختران برتر خوزستان گفت: قصه دامنه‌دار و دراز و ديرينه‌اي كه هميشه زن و دختر، ما را به ياد خانه و خانواده و همچنين جايگاه خانواده مي‌اندازد، بايد بازخواني شود.
 
دكتر فريبا علاسوند در اين مراسم كه امروز، شنبه (23 شهريورماه) در سالن شهيد هاشمي استانداري برگزار شد، اظهار كرد: خوشحالم كه جريان اهميت به نخبگي و نخبگان كشور وجود دارد و اين نقطه شروعي كه براي تجليل از نخبگان خوزستان ايجاد شد، بسيار مايه مباهات است.
 
وي ادامه داد: در كشور هم به جريان توده‌اي و مردمي نياز داريم و هم به بالنده كردن جريان نخبگي به شدت نيازمنديم زيرا يك نخبه و فرد توانمند گاهي مي‌تواند به اندازه هزاران نفر به كشور خدمت كند. فراهم كردن مجال براي نخبگان به معناي اهميت دادن به اين استعدادها و قدرشناسي است.
 
اين استاد حوزه و دانشگاه عنوان كرد: امروزه مساله‌اي به عنوان بحث سبك زندگي اسلامي به طور جدي در كشور مطرح است و رهبر فرزانه انقلاب مثل هميشه با حساسيت و موقعيت‌سنجي تاكيد كردند كه يك اتفاق بزرگ در حال رخ دادن است و آن وسترنيزه كردن و غربي‌سازي زندگي‌هاي مسلمان در جهان است و لازم است دوباره به سبك زندگي اسلامي خود بازگرديم.
 
علاسوند افزود: يكي از پايه‌هاي مهم و اساسي برگشت به سبك زندگي اسلامي، زنان و دختران هستند. هيچ قانون و كنوانسيوني و هيچ برنامه‌اي نخواهد توانست حكم خلقت و طبيعت را درباره جايگاه زن در خانواده تغيير دهد لذا خيلي اصرار نكنيم كه با خلقت و طبيعت بجنگيم.
 
وي ادامه داد: خانواده ويژگي‌هاي منحصر به فرد مادر نيز در خانواده جايگاهي منحصر به فرد دارد، خانواده به عنوان اولين جايگاه براي يادگرفتن اولين‌هاست. اين كه انسان در اولين موقعيت يادگيري چه چيزهايي را ياد مي‌گيرد، بحث بسيار مهمي است و ما امروزه به راحتي اين اولين فرصت را از دست مي‌دهيم. امروزه اجازه داديم كه غارتگران ديجيتالي از جمله رايانه‌ها، بازي‌هاي مختلف رايانه‌اي و ساير دستگاه‌هاي مختلفي كه اساسا مبتني بر زندگي فردگرايانه هستند، ساحت كاملا خصوصي را خانواده را از خانواده بگيرند.
 
اين استاد حوزه و دانشگاه گفت: روش و متدي كه انسان مسائل مادي را آموزش مي‌دهد و همچنين روشي كه مسائل معنوي را آموزش مي‌دهد 2 روش متفاوت است. ما بدون آنكه آگاه باشيم آرام آرام همان روشي را كه گذشتگان ما به طور غريزي به بچه‌هاي خود ياد مي‌دادند، منسوخ مي‌كنيم چون ماده‌گرايي، سودخواهي و فايده محوري زندگي را در اينگونه موارد احاطه مي‌كند، بنابراين به روشي نياز داريم كه مشخص كند خانواده به عنون اولين جايگاه چه اولين‌هايي را بايد به فرزندان ياد بدهد.
 
علاسوند اظهار كرد: خانواده جايگاهي است كه شخص به جهت اينكه موضع والدين نسبت به فرزندان كاملا جانبدارانه است، مي‌تواند بسيار عاطفي و خوب بار آيد. حسي كه ميان مادر و فرزند وجود دارد در مهدهاي كودك بين مربي و بچه تبادل نمي‌شود، بنابراين جايگاه خانواده جايگاهي مهم است.
 
وي با بيان اينكه بر اساس تحقيقات گروه تخصصي مطالعات خانواده، سه آسيب جدي معطوف به خانواده است، خاطرنشان كرد: اين سه آسيب بيشتر متوجه دختران ماست چون دختران واسطه انتقال فرهنگ، دين و اخلاق به نسل بعدي هستند، جايگاهشان از اين حيث مهم‌تر است.
 
علاسوند تصريح كرد: به عنوان آسيب نخست، ما متأسفانه با يك شيب تند سقوط اخلاقي مواجهيم يعني علي‌رغم اينكه همه تلاش مي‌كنند و اراده نهادي، رسمي و اراده دولتي بر تربيت اخلاقي نسل است ما با سقوط آزاد در مساله اخلاق روبه‌رو هستيم.
 
اين استاد حوزه و دانشگاه گفت: توضيح اين آسيب بايد بدانيد كه فضاي اجتماعي براي همه يكسان است يعني اگر صحبت از ماهواره و اينترنت و ساير موارد مي‌شود براي همه بچه‌هاي ما در سراسر كشور يكسان است و همه مي‌توانند دسترسي داشته باشند، همچنين براي همه جوانان تمام آنچه كه ما به عنوان خطرهاي فرهنگي يا تهاجم فرهنگي قلمداد مي‌كنيم، به طور يكسان وجود دارد اما شما مي‌بينيد در همين كشور يك عده جوان بسيار بااخلاق، باانظباط، متدين و اجتماعي و در كنار آنها نيز تعداد زيادي هم جوانان هنجارگريز وجود دارند.
 
علاسوند ادامه داد: اراده نهادي به سمت تربيت است ولي تفاوت اين دو گروه در چيست؟ تفاوت اين‌ها فقط و فقط در شناسنامه فرهنگي و تربيتي خانواده‌هاست. متأسفانه امروزه اگرچه دائما عده‌اي فرافكني مي‌كنند و انحرافات فرزند خود را به همان خطاها و تهاجمات فرهنگي موجود در جامعه نسبت مي‌دهند و اذعان دارند كه جامعه باعث اين وضعيت فرزند آنها است، همه مي‌دانيم كه اين فرافكني براي آن است كه شخص خود را از اتهام خلاص كند.
 
وي افزود: متأسفانه در سال‌هاي اخير روند غلطي شكل گرفت كه نصيحت كردن، ارشاد كردن و موعظه كردن كه فقط و فقط از روي عشق توسط خانواده به فرزندان القاء مي‌شود، به مفهوم گير دادن تبديل شده است.
 
اين استاد حوزه و دانشگاه گفت: آسيب دوم كه به شدت متوجه خانواده‌هاست مربوط به آموزش دين و آموزش شريعت اسلامي با تمام معنا است. الآن بيش از هر زمان ديگري والدين براي آموزش هزينه مي‌كنند اما آموزش‌هايي كه دائماً بچه‌هاي ما را احاطه كرده است هيچ كدام معطوف به دين نيست و لازم است به والدين تذكر و آموزش داده شود كه به همان اندازه كه براي دروس ديگر براي فرزند خود معلم بگيرند، يك معلم دين براي فرزند خود به كار بگيرند.
 
علاسوند اظهار كرد: اگر كسي فكر كند آموزش دينداري يعني آموزش نماز از 9 سالگي به دختران، بزرگترين اشتباه خود را در فهم دين انجام داده است. وقتي ما انتظار داريم دين را نهادي به نام مدرسه به فرزندمان آموزش دهد و از وظيفه و مسئوليت خود غفلت كنيم، همين اتفاق مي‌افتد.
 
وي ادامه داد: آموزش دينداري نبايد از ظواهر دين شروع شود و نبايد از تكليف شروع شود. ما يك دين باطني داريم؛ آموزش متن دين در روايات بسيار تأكيد شده است.
 
وي آسيب سوم را در حوزه خانواده را ضعف خانواده‌ها در آموزش نقش جنسيتي عنوان كرد و گفت: ما امروز يكي از مهم‌ترين علت‌هاي فروپاشي خانواده در 5 سال اول را همين موضوع مي‌دانيم. در اين خانواده‌ها يك مرد و يك زن مقابل هم زندگي نمي‌كنند بلكه 2 مرد هستند. يك دروغ بزرگ و يك لاف هنگفت در اين سال‌ها به خورد دختران ما داده شد و آن اين است كه دختر و پسر با هم فرقي نمي‌كنند؛ در حالي كه بسيار با هم فرق مي‌كنند.
 
اين استاد حوزه و دانشگاه عنوان كرد: دختر و پسر در اينكه هر دو ارزشمند هستند و اينكه هر دو مي‌توانند كاري كنند كارستان، فرقي نمي‌كنند ولي قطعاً در جايگاه و جنسيت با هم فرق مي‌كنند. بيولوژي آن‌ها بسيار متفاوت است. وقتي متفاوت هستند ناچارند به حكم طبيعت و خلقت، متفاوت برنامه‌ريزي داشته باشند.
 
علاسوند افزود: همچنين چند سال بعد با خانواده‌هاي تك‌جنسي مواجهيم كه دختران به سمت برابري كامل متحول شدند. وقتي يك زن مردصفت، مرد مقابل خود را به نوعي بي‌خاصيت مي‌كند، چند سال ديگر با دو زن مواجه خواهيم بود كه خانواده‌هاي تك‌جنسي زن‌محور نام دارند. در اين شرايط مي‌بينيم كه مرد غيرت ندارد، قدرت حمايت ندارد، مردي كه نمي‌تواند ديگران را به خود وابسته و همبسته كند و مرد ظاهر خود را شبيه دختران مي‌كند؛ آن وقت مرد بودن را در چه بايد شناخت؟
 
وي گفت: وقتي عناصر اصلي نقش‌هاي جنسيتي براي زن و مرد در خانواده وجود نداشته باشد، آن خانواده، خانواده متكاملي از حضور زن و مرد با همديگر نيست و اين آسيب بسيار مهمي است و منشاء اصلي آن خانواده است. خانواده‌هاي ما بايد دختران خود را در كنار تحصيل و كسب موقعيت اجتماعي، در مسير نقش مادري تربيت كنند، يعني بايد عاطفي باشد، بايد بتواند جهاني را سيراب از محبت كند و نقش مادري را دوست داشته باشد.
 
اين استاد حوزه و دانشگاه اظهار كرد: اكنون يكي از گاردها و ژست‌هاي دختران ما اين است كه "من اصلا از بچه خوشم نمي‌آيد"، اين ژست خوبي نيست. مادري يعني مديريت بحران، مديريت عاطفي و مادري ضربه‌گير حوادثي است كه براي خانواده پيش مي‌آيد.
 
علاسوند افزود: اگر همسري و نقش مادري فراموش شود، زن نقش جنسيتي نخواهد داشت در مقابل پسران هم اينگونه هستند. من به هيچ عنوان به بطالت گذراندن و در خانه نشستن را به هيچ زن و دختري توصيه نمي‌كند. ما به فعاليت‌هاي خيرخواهانه و مددكارانه در جامعه بسيار نياز داريم. زنان نيز به عنوان موجوداتي كه اساساً و طبيعتاً همدل و علاقه‌مند به كارهاي همدردانه هستند، بسيار مناسب فعاليت‌ها و حركت‌هاي غيردولتي به سمت انجام اين امور كه به بالندگي كشور هم كمك مي‌كنند، هستند.
 
در پايان مراسم خادمان حرم رضوي به قرائت دعا و مداحي براي امام رضا(ع) پرداختند و در نهايت از دختران برتر استان تجليل شد.
captcha
آخرین اخبار