يك كارشناس روانشناسي باليني گفت: مصرف الكل از شايعترين موارد مصرف مواد اعتيادآور در دنياست و به دليل سهولت در دسترسي به آن و خردهفرهنگهايي كه در جوانان وجود دارد، مصرف الكل افزايش يافته كه اين موضوع بايد به عنوان زنگ خطري مورد توجه قرار گيرد.
محمد بهرامي اظهار كرد: آنچه در مشروبات الكلي استفاده ميشود، اتانول است كه در ميزان آن در مشروبات مختلف متفاوت است، به طور مثال آبجو 5 درصد، شراب 10 درصد، عرق و ويسكي 40 درصد است. الكل طبي نيز كه مايعي بيرنگ است مصرف پزشكي دارد ولي متاسفانه برخيها با تركيب آن با بعضي نوشابهها آن را مصرف ميكنند.
وي افزود: گاه نيز ديده ميشود كه برخي به دليل ناآگاهي يا وابستگي شديدشان به الكل اقدام به مصرف الكل متانول يا همان الكل صنعتي ميكنند كه موجب كوري، اغما و حتي مرگ ميشود.
وي با بيان اينكه وابستگي به الكل عكس وابستگي به مواد اعتيادآور ديگر است، گفت: وقتي مواد مصرف ميشود، فرد به تدريج دوز آن را افزايش ميدهد ولي در الكل همان ميزان اوليه موجب ايجاد مستي در فرد ميشود ولي به علت عادت در خوردن، ميزان مصرف افزايش مييابد.
اين كارشناس روانشناسي باليني ادامه داد: تفاوت ديگري كه مصرف الكل نسبت به مواد مصرف مواد اعتيادآور ديگر دارد اين است كه الكل همه مهارها را از ميان برميدارد. الكليها معمولا پس از مصرف و ايجاد مستي، وارد خيابان شده و عربدهكشي ميكنند و رفتارهاي مشابه را از آنها شاهد خواهيم بود.
وي تصريح كرد: از آنجا كه الكل روي مخچه اثر ميگذارد، فرد در ابتداي مصرف الكل حالتي مانند سبكي سر (احساس سبكي) ميكند. پس از مصرف، فرد حالت تعادلي خود را از دست ميدهد و در اصطلاح تلوتلو ميخورد. همچنين مصرف الكل روي تارهاي صوتي اثر گذاشته و آهنگ صدا دچار اختلال ميشود.
بهرامي گفت: عوارضي كه مصرف الكل و مشروبات الكلي بر مصرفكننده دارد دو قسمت است؛ عوارض جسمي مانند كاهش فشار خون، احساس گرما و تلوتلو خوردن هنگام راه رفتن و عوارض رواني مانند بروز رفتارهاي نامناسب، پرحرفي، كمحرفي، حرف زدنهاي نامربوط، معاشرتي شدن يا گوشهگيري، پرخاشگري، اختلال تعادلي و ناتواني در انجام حركات ظريف و كارهاي كوچك، اختلال در توجه و حافظه از جمله اين عوارض است.
وي ادامه داد: سوءتغذيه يكي از عوارض طولاني مدت مصرف الكل است و به اين دليل ايجاد ميشود كه چون الكل هنگام مصرف از سقف دهان جذب ميشود، فرد احساس سيري ميكند در نتيجه سوءتغذيه در فرد ايجاد ميشود. اختلال خواب، بيماريهاي معده و زخم معده، درگيري مري و كبد و در نهايت سرطان كبد، افزايش فشار خون و خطر سكته مغزي، ضعف عضلاني، ناتوانيهاي جنسي، توهمات شنوايي و برخي اختلالات ديگر و در نهايت ابتلا به سرطان از جمله عوارض طولاني مدت مصرف الكل است.
اين كارشناس روانشناسي باليني اظهار كرد: "سندرم كورساكف" يكي از اختلالهاي شايع در بين دائمالخمرها است كه نوعي اختلال شديد در توجه و حافظه است. تركيبات الكلي، 96 درصد حافظه را از بين ميبرد و اگر 6 تا 8 ساعت به فرد مصرفكننده، الكل نرسد علائمي مانند تعريق، افزايش ضربان قلب، احساس شديد گرما، لرزش شديد دستها، بيخوابي، تهوع و استفراغ، تشنج و توهمات شنوايي و بينايي بروز ميكند.
بهرامي گفت: اقداماتي در زمينه پيشگيري از مصرف الكل و ورود مشروبات الكلي به جامعه انجام شده است ولي با توجه به شدت تخريب مواد اعتيادآور ديگر همه نگاهها به سمت شيشه، ترياك، هروئين و كراك است و مقداري از بحث الكل غافل شديم. همچنين تجارت جهاني نيز بيشتر به اين سمت سرمايهگذاري ميكند، طبيعتاً فعاليتهايي كه در زمينه پيشگيري انجام ميشود بيشتر در بحث مواد اعتيادآور ديگر است تا الكل مشروبات الكلي.
وي به نقش خانواده در اين مباحث اشاره كرد و افزود: در روايتهاي دين اسلام اشاره شده كه اثر شراب در 7 نسل در خانوادهها باقي ميماند. در انگلستان تحقيقاتي انجام شده كه گفته شده تا اثر شراب تا 200 سال به صورتي وراثتي در خانوادهها باقي خواهد ماند. با در نظر گرفتن اينكه هر 30 سال نسل تغيير ميكند، 7 نسل تقريباً تا 200 سال ميرسد و اين تحقيق كاملاً بر آنچه كه در دين روايات ما آمده، منطبق است.
اين كارشناس روانشناسي باليني گفت: خانواده در اين زمينه يك نقش كليدي دارد و بايد از پايه اقدام به پيشگيري كرد به عنوان نمونه بايد دقت كنيم از چه خانوادهاي همسر اختيار ميكنيم و پذيرش الكل در خانواده به چه ميزان است. همچنين آموزش به خانوادهها در اين زمينه بسيار ميتواند مؤثر باشد و نقش رسانهها به خصوص صدا و سيما در اين زمينه انكارناپذير است.
بهرامي افزود: بسياري از روانشناسان در بحث فرهنگي بسيار كار ميكنند ولي نياز است اقدامات بيشتري صورت بگيرد. آموزش به جوانان، پر كردن اوقات فراغت آنها، بحث اشتغال، همسريابي جوانان بايد بيشتر مورد توجه قرار بگيرد. ريشه بسياري از اين موارد بيكاري و ناداني و ناآگاهي است.
وي ادامه داد: خانواده، مدرسه و گروه همسال را در نظر بگيريد؛ فرزندان ميراث والدين هستند يعني به گونهاي رفتار خواهند كرد كه والدين آنها رفتار ميكنند. وقتي فرزند در محيط خانواده و همچنين مدرسه شناخته نشود به سراغ گروه همسالان خود گرايش پيدا ميكند. لذا بايد كارها روي خانواده و گروه سني آسيبپذير متمركز شود كه خوشبختانه اقدامات مؤثري انجام شده است ولي نياز است در بحث اشتغال، ايام فراغت، ازدواج، آداب همسرداري و ارايه آموزشهاي لازم به نسل جوان اقدامات بيشتري صورت بگيرد.