دی ان ای ایندیا گوشه ای از مصاحبه اختصاصی بازپرسان با نجوا (دختر عمو و همسر اول بن لادن) را منتشر کرده است. در این مصاحبه ناگفته های شخصی زیادی درباره اسامه بن لادن و پسر بن لادن بنام عمر و همسر انگلیسی اش گفته می شود.
اسامه بن لادن نوجوانی با صدای نرم بعدها به شماره یک تروریستهای جهان (به گفته مقامات امریکایی) تبدیل شد. شور و شر جوانی اسامه کنار پسر عمو (ناجی) و دختر عمویش (نجوا) گذشت. نجوا می گوید در منطقه مرزی کسب در لاذقیه(سوریه) با ناجی برادر و اسامه بن لادن بودند.آنها داخل مرزهای ترکیه قدم می گذارند که ناگهان افسر مرزی ترک دستور ایست به آنها می دهند اما پا به فرار گذاشته و در باغی خود را پنهان می کنند.
بن لادن عاشق راه رفتن با گامهای بلند و تند بوده و در دمشق همراه نجوا بارها این کار را انجام داده است. سه نفری در دمشق بودند که تصمیم میگیرند وارد باغی شده و سیب بخورند. در حال کندن سیب بودند که صاحب باغ و چند نفر دیگر وارد شدند و با فریاد "دزدها را بگیرید" به سراغشان رفتند. ناجی روی درخت بود و از همانجا خطاب به اسامه داد زد که فرار کن و بعد باغبانان با کمربند ناجی را کتک زدند. ناجی می دانست زن عمویش عالیه چقدر اولین پسر خود (اسامه) را دوست دارد و ناجی دوست نداشت با اخبار بد به خانه برگردد و به همین خاطر خطر را به جان خرید.
بنا به دلایلی آنها اسامه را بدام انداخته و یکی از مردان به وی حمله کرده و زخمی روی دست اسامه ایجاد کرد که بقایای آن به صورت کمرنگ تا اواخرعمر با وی بود. اسامه جیغ و داد کرده و گفت من در کشور شما مهمان هستم و شما نباید به من آسیب بزنید. بالاخره باغبانان وی را رها کرده و ناجی و دوستانش توانستند از دست باغبانان عصبانی فرار کنند. بعدا روی زخم مرهمی گذاشته شد و خوب شد اما آثار آن ماند.
نجوا می گوید سالهای خوش به سرعت می گذشت و علاقه ما دونفر بعنوان پسر عمو و دختر عمو به یکدیگر بیشتر شد. اسامه هرگز در مورد عشق به نجوا چیزی نگفت اما نجوا در دل احساس می کرد که اسامه به وی علاقمند است. نجوا می گوید اسامه با چشمان قهوه ای اش من را در حیاط و داخل اتاق نیز تعقیب می کرد اما چیزی نمی گفت. بعدا این بازی پنهان آشکار گشت و زندگی ما کاملا از این رو به آن رو شد.
نجوا می گوید اغلب دختران کم سن و سال با مردان جوان (مانند قانونی که در فرهنگشان وجود دارد) ازدواج می کردند و این دو نیز از این قاعده مستثنی نبودند. به گفته نجوا شخصیت قوی و محکم اسامه باعث شد زندگی او تغییر نماید. وقتی که او به من نگاه می کرد من مطمئن می شدم که مرا دوست دارد. تا اینکه والدین ما اجازه دادند تا بهم نزدیکتر شویم و این بدان معنا بود که می توان از این به بعد عشق را ابراز کرد.
سرانجام به گفته نجوا وقتی پا به 14 سالگی می گذارد بعد از سفر اسامه به سوریه و بازگشت به عربستان، موضوع را با مادرش مطرح کرده و مادر اسامه نیز تصمیم می گیرد تا بحث ازدواج را رسما مطرح کند.
اسامه اجازه بزرگترها را واجب می دانست و علی رغم اینکه از او می خواستم تا چیزی به من بگوید، وی سرسختی می کرد. برای عقد کردن صحبت کوچکی شد و البته بعد از عقد زبانش باز شد. قبلا من فکر مر کردم پسر عموی من از دختران هم خجالتی تر است!
در عرف از لحظه بدنیا امدن پسر، مادران می خواهند عروس پیدا کنند و معمولا حرف حرف بزرگترها خواهد بود و به ندرت پیش می آید که فرزندان" نه" بگویند. مادر من اول مخالف بود و دوست نداشت از من جدا شود و می گفت نمی خواهم دخترم دور از من زندگی کند و از من خواست جواب منفی بدهم. مادرم گفت اگر به عربستان بروی مانند طلای گرانقیمت نایاب می شوی و نمی توانیم دائما تو را ببینیم.
مادران عرب دوست دارند بچه هایشان کنارشان باشد و من هم می دانستم که دیدارمان به ندرت صورت گیرد. علی رغم این موضوع به مادرم گفتم خودم می خواهم تصمیم بگیرم و علاقه دارم تا با اسامه بن لادن ازدواج کنم. لباس عروسی ام سفید بود و بسیار تک!
ابعاد شخصی تر زندگی بن لادن از سایت دیلی میل
دیلی میل نیز به نقل از زن اول بن لادن نوشت: بن لادن بعد از بازگشت از جهاد روزها با همسر اول خود در اتاق می ماند و زندگی می کرد. نجوا یکی از 6 همسر بن لادن بود که برای اسامه 10 بچه آورد که عمر فرزند چهارم آنها بود که همسر انگلیسی دارد. نجوا در مصاحبه با گزارشگر معروف جین سیزون درباره لحظات خصوصی زندگی خود با اسامه گفته است که وی روزها در اتاق خواب می مانده است .نکته ای که عمر فرزندشان نیز آنرا تایید کرده است.لحظه مرگ نیز ظاهرا بن لادن با سه همسر خود در اتاق مشغول استراحت بوده است.
همچنین گفته می شود داروهای گیاهی تقویت قوا نیز در اتاق بن لادن در آبوت آباد پیدا شده است. نجوا در واکنش به این اخبار گفت چندان هم از شنیدن آنها تعجب نمی کند.
نجوا می گوید اسامه به فرزندانش سخت می گرفت و یک بار آنها را به بیابانگردی برد بدون اینکه قطره ای آب به آنها بنوشاند. بعد از سختگیری های مقامات سعودی علیه اسامه و بلوکه کردن دارایی اسامه بن لادن، آنها سعی کردند تغییر مکان داشته باشند. همچنین یک بار آنها مجبور شدند به سمت بیابان رفته و اسامه با درست کردن حفره در بیابان ، زن و بچه خود را مجبور کرد شب را در آنجا سپری کرده و از شن و ماسه بعنوان لحاف و تشک استفاده کنند.با این همه نجوا فکر نمی کند شوهر سابقش مجنون بوده باشد.