تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۹
کد خبر: ۳۳۳۲۶۵
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

دعوتنامه دیدار آقا برای وداع با پیکرشان رسید

دعوت به دیدار، سال‌ها آرزویش بود اما وقتی این دعوت‌نامه رسید، مقصدش دیگر دیدار چهره مهربان رهبر انقلاب نبود بلکه بدرقه پیکر رهبر شهیدی بود که حسرت ملاقاتش برای همیشه بر دل بسیاری از دلدادگانش ماند.
  شبستان کاظمین مسجد جمکران هنوز افتتاح رسمی نشده است اما این روزها کسی منتظر بریدن روبان نمانده است. کارگران و خادمان مسجد، میان بوی سیمان تازه و دیوارهایی که هنوز رنگ سیمان دارند، در چند ساعت آن را برای اسکان زائران عزادار آماده کرده‌اند. ستون‌های بلند، تکیه‌گاه آدم‌هایی شده‌اند که هر کدام داغی مشترک را بر دوش می‌کشند.در یکی از همین گوشه‌ها، زنی جوان به ستونی تکیه داده است. کوله‌پشتی خاکستری‌رنگش کنارش افتاده. کوله‌ای که گویی بیش از لباس و وسایل سفر، حسرتی چندماهه را با خود حمل می‌کند.نامش ریحانه است؛ از کاشان آمده تا در مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب حضور داشته باشد. هنوز چند دقیقه از گفت‌وگویمان نگذشته که معلوم می‌شود مسیر رسیدنش به جمکران، از مدت‌ها قبل در دلش آغاز شده بود.
گوشه تاخورده چادرش را مرتب می‌کند و می‌گوید: دوست همسرم خادم مسجد جمکران است. چند ماه پیش به همسرم گفته بود هر وقت حضرت آقا به جمکران مشرف شدند، خبرتان می‌کنم تا خودتان را برسانید.چند لحظه سکوت می‌کند. نگاهش میان جمعیت سرگردان می‌شود و بعد با لبخندی که تلخی‌اش از دور هم پیداست، ادامه می‌دهد: نیمه‌شعبان سال گذشته حضرت آقا به جمکران آمده بودند، اما همان دوست، از قلم انداخته بود که به همسرم خبر بدهد. وقتی فهمیدیم، دیگر همه‌چیز تمام شده بود. سهم ما از آن دیدار فقط فیلم‌هایی شد که بعدتر در فضای مجازی منتشر شد.شاید برای خیلی‌ها فقط یک خبرِ فراموش‌شده باشد، اما برای کسی که سال‌ها آرزوی دیدار رهبرش را داشته، همان یک تماس نگرفته، به حسرتی تبدیل شده که حالا در هر جمله‌اش پیداست.
این روزها قم و جمکران مملو از آدم‌هایی است که پر از بغض‌هایی همچون چینی ترک خورده دارند و منتظر یک اشاره برای فرو ریختن هستند، ریحانه هم یکی از همان آدم‌هاست.وقتی دوباره خاطره نیمه‌شعبان را مرور می‌کند، صدایش می‌لرزد و اشک آرام روی گونه‌هایش می‌غلتد."دوست همسرم گفته بود سفر بعدی حتماً دعوتتان می‌کنم. حالا خود آقا دعوتم کرده اما نه برای دیدن آن قامت دلربا، نه برای دیدن آن چهره مهربان و پدرانه. دعوتم کرده برای آخرین دیدار. آخرین حضور. آخرین سلام... ."آخرین‌ها همیشه پایان نیستند. گاهی آخرین سلام، آغاز عهدی تازه است؛ عهدی برای ماندن، برای ادامه دادن راه، برای پاسداری از آرمان‌هایی که با خون رهبر شهیدمان جانی دوباره گرفته‌اند. شاید راز این همه اشک نیز همین باشد؛ اینکه مردم، پایان یک حضور را به آغاز مسئولیتی بزرگ پیوند زده‌اند.
کمی بعد خاطره دیگری می‌گوید؛ خاطره‌ای که نگاهش را به این روزها متفاوت کرده است.همسر برادرم، فهیمه؛ از منتقدان حضرت آقا بود. خیلی وقت‌ها نقد می‌کرد و شاید آن‌طور که باید، ایشان را نمی‌شناخت. اما همان لحظه‌ای که خبر شهادت حضرت آقا از تلویزیون اعلام شد، بی‌امان گریه می‌کرد. خودمان هم تعجب کرده بودیم.بعد مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: با خودم گفتم کاش همه کسانی که هنوز حضرت آقا را درست نشناخته‌اند، حتی اگر دیر شده باشد، باز هم به دنبال شناخت منش و سیره ایشان بروند. شاید بعضی حقیقت‌ها را باید بعد از یک فقدان بزرگ دوباره دید. کاش همه در همان مسیری حرکت کنند که ایشان برای عزت، استقلال و سربلندی این کشور ترسیم کردند.در ازدحام زائران، حرف‌های ریحانه فقط روایت یک زن اهل کاشان نیست؛ روایت دل‌های بسیاری است که شاید در زمان حضور، فرصت شناخت را از دست دادند و حالا فقدان، آن‌ها را به تأمل واداشته است.
از آخرین جمله‌اش برای بدرقه پیکر آقا می‌پرسم که سری به نشانه افسوس تکان می‌دهد و می‌گوید: یک جان‌فدایی که هنوز زنده مانده، مگر غیر از شرمندگی حرف دیگری هم برای گفتن دارد؟ از اینکه مانده‌ام، شرمنده‌ام اما با تمام وجود عهد می‌بندم در این راه بمانم؛ میراث‌دار عزت، استقلال و افتخار جمهوری اسلامی باشم و نگذارم خون رهبر شهیدمان بی‌ثمر بماند؛ تا آقای کشوردوستمان آسوده باشد.تلفن همراه ریحانه زنگ می‌خورد. همسفرانش از حیاط مسجد جمکران منتظرش هستند. کوله خاکستری‌اش را برمی‌دارد، چادرش را روی شانه‌هایش مرتب می‌کند و با لبخندی که هنوز رد اشک بر آن پیداست، خداحافظی می‌کند.دیدار کوتاه من و ریحانه در همان شبستان به پایان می‌رسد؛ اما روایت او، مانند روایت هزاران زائری که این روزها دل‌هایشان را به جمکران آورده‌اند، پایان ندارد. اینجا هر اشک، هر حسرت و هر عهد، سرآغاز فصلی تازه از وحدت، همدلی و هم‌صدایی است؛ فصلی که امید دارد در سایه وفاداری به آرمان‌ها، گامی به سوی فراهم شدن زمینه ظهور حضرت حجت(عج) باشد.
مرجع / فـارس
captcha
آخرین اخبار