تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹
کد خبر: ۳۲۹۷۲۵
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره
عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز:

از پریشانی در مناظر شهری تا خطرات پیش‌روی معماری

عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: به نظر می‌رسد در ایران معاصر با نشانه‌هایی از شلختگی و پریشانی در منظر شهرهای‌مان تا ازخودبیگانگی نهفته در نحوه‌ی مواجهه با طبیعت و میراث فرهنگی سرزمین‌مان روبه‌رو هستیم که به بحران‌های مختلف زیست‌محیطی و میراثی انجامیده است.

 عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: به نظر می‌رسد در ایران معاصر با نشانه‌هایی از شلختگی و پریشانی در منظر شهرهای‌مان تا ازخودبیگانگی نهفته در نحوه‌ی مواجهه با طبیعت و میراث فرهنگی سرزمین‌مان روبه‌رو هستیم که به بحران‌های مختلف زیست‌محیطی و میراثی انجامیده است.

دکتر روح‌الله مجتهدزاده  به مناسبت «روز معمار» عنوان‌کرد: معماری در تعریفی اولیه، و در عین حال پایه، «شیوه ساماندهی فضا توسط انسان» و از پایه‌ای‌ترین شئون زیستن او بر روی زمین است. از این منظر معماری را می‌توان از مهم‌ترین دستاوردهای زندگی جمعی مردمان هر سرزمین و درواقع جزیی از پدیده‌ای که عموما تحت عنوان «فرهنگ» می‌شناسیم، برشمرد.
وی ادامه‌داد: از این رو، معماری صرفا نوعی مهارت مهندسی و از ابزارهای توسعه جوامع نیست؛ بلکه با گردآوردن تجربه زیسته مردمان یک سرزمین، به شناسه هویتی و شناسنامه فرهنگی آنان در طول زمان بدل می‌شود.
دانشیار گروه معماری دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: قاعدتا از همین رو است که دشمنان سفاک ایران در جنگ تحمیلی اخیر، حمله به میراث معماری ایران را نیز، در کنار حمله به زیرساخت‌ها و سایر مظاهر فرهنگی و تمدنی کشور، در دستور کار خود قرار دادند.


معماری و جغرافیای ایران

مجتهدزاده به ارتباط تنگاتنگ معماری و جغرافیای ایران اشاره و خاطرنشان کرد: معماری ایرانی، آن‌گونه که برخی استادان بزرگ تاریخ معماری ما چون زنده‌یاد «باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی» تصریح کرده‌اند، معماری است که در طول تاریخ این سرزمین و بر مبنای نیازها و آرمان‌های مردمان ساکن این سرزمین شکل گرفته است لذا این معماری از دیرباز تاکنون هم به جغرافیای تاریخی ایران و هم به فرهنگ و اندیشه و آرمان‌های ایرانیان در طول زمان وابسته بوده است و از این منظر پدیده‌ای فضا- زمانی است.

وی ادامه‌داد: از آنجا که در حدود ۱۴۰۰ سال اخیر، دین اسلام نقش پررنگی در زیست انسان ایرانی ایفا کرده، ما امروزه گاه این معماری را با نام معماری «ایرانی-اسلامی» یاد می‌کنیم. اما باید دانست که در جان این معماری، حتی در اصول و مبانی فکری آن، معارف و میراث ماندگاری از ایران پیش از اسلام وجود دارد و همان‌گونه که «نوروز» به عنوان مناسکی باستانی و حتی پیشاآریایی، در ایران دوره اسلامی پذیرفته و فراتر از آن به بخشی از فرهنگ جهان اسلام تبدیل شد، معماری ایران دوران اسلامی نیز اصول کهن و ماندگار تمدن ایرانی در حوزه معماری را گردآوری و در قالبی تازه و مقیاسی وسیع‌تر انتقال داد.

دانشیار گروه معماری دانشگاه شهید چمران اهواز، به اصول معماری ایرانی اشاره کرد و افزود: ویژگی‌های این معماری را برخی مراجع معتبر معماری ایرانی، چون مرحوم «محمدکریم پیرنیا»، با اصولی از قبیل «مردم‌واری»، «درون‌گرایی»، «خودبسندگی»، «بوم‌آوری»، «پرهیز از بیهودگی»، «نیارش» (دانش ایستایی، فن و مصالح شناسی در معماری) و نظایر آن معرفی کرده‌اند که کمابیش اصولی معتبر و جاافتاده برای ارجاع به معماری ایرانی است.

مجتهدزاده تاکید کرد: این اصول، ابعاد مختلفی از این معماری را پوشش می‌دهد. برخی ابعاد همچون «مردم‌واری»، «درون‌گرایی» و پرهیز از «بیهودگی»، انعکاسی از خرد اجتماعی ایرانیان در طول زمان‌ است، و برخی دیگر، چون «بوم‌آوری»، «نیارش» و «خودبسندگی» بیشتر الگوهای زیستی و خلاقیت‌های ذهنی این مردمان را بازتاب می‌دهند.
وی توضیح‌داد: جنبه مشترک این اصول آن است که همگی، علی‌رغم تفاوت‌ها، با ماهیت فرهنگی معماری -که پیش‌تر اشاره شد- سروکار دارند، لذا در هر مکان و زمانی که فرهنگ ایرانی جاری باشد این اصول را نیز می‌توان جاری کرد.


ضرورت توجه دائم به معماری

دانشیار گروه معماری دانشگاه شهید چمران اهواز، خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه معماری موضوعی فرهنگی است، نیازمند حفاظت و پالایش دائم است و هرگونه بی‌توجهی از این منظر مخاطراتی به دنبال دارد.

مجتهدزاده با اشاره به اینکه مهم‌ترین مخاطره‌ای که امروزه معماری ایرانی را تهدید می‌کند، خطری است که می‌توان تحت عنوان «بی‌خانمانی» از آن یاد کرد.

همان‌طور که گفتیم یکی از مهم‌ترین کارکردهای معماری ساماندهی ارتباط انسان با فضا است.

وی بیان کرد: حال اگر این ارتباط دائما دستخوش تغییر و گسست گردد، کم‌کم مردمان یک سرزمین ارتباط خود را با شیوه راستین زیست در آن سرزمین از دست می‌دهند، در این حالت، آن‌گونه که «هایدگر»، فیلسوف آلمانی در مقاله مشهور خود «ساختن، سکنی‌گزیدن، اندیشیدن» شرح می‌دهد، انسان دچار نوعی سرگشتگی در زیست‌جهان خود می‌شود.

چنین انسانی حتی اگر زمینی برای ساختن و خانه‌ای برای زیستن داشته باشد باز هم «بی‌خانمان» است، زیرا توانایی ارتباط با سرزمین و مکان زیست (زیست‌جهان) خود را از دست داده است.

مرجع / ایرنا
captcha
آخرین اخبار