
محمدامین حیات مقدم:
اولوس در نظام سیاسی مغول به معنای ایل یا سرزمینهایی بود که خان بزرگ به فرزندان خویش واگذار میکرد. پس از فتوحات چنگیزخان، این قلمروها به چهار بخش تقسیم شدند که به اولوسهای چهارگانه معروف گشتند؛ هرچند در زمان حیات وی، تصرف کامل ایران و چین هنوز محقق نشده بود. این مناطق همگی به عنوان زیرمجموعه حکومت مرکزی شناخته میشدند و اداره آنها بر اساس مجموعه قوانین سختگیرانه موسوم به «یاسا» صورت میگرفت تا نظم و انضباط نظامی و مدنی در سراسر قلمرو وسیع مغولان حفظ گردد.
اولوس جوجی شامل مناطق گستردهای از کاشغر تا حوالی بلغار و نواحی روسیه جنوبی بود که به فرزند چنگیز تعلق داشت. جوجی یک سال پیش از پدر درگذشت و پس از او، پسر ارشدش «باتو» جانشین وی شد و توانست بخشهایی از روسیه را تحت فرمان خود درآورد. باتو علیرغم پیروی از آیین شمنی، در مسائل مذهبی و قومی تعصب خاصی از خود نشان نمیداد. این رویکرد منعطف در اداره امور، به او کمک کرد تا اقوام مختلف ساکن در قلمرو وسیع خود را بدون درگیریهای عقیدتی و با ثبات نسبی مدیریت نماید.
در بخش دیگری از تقسیمات کشوری، اولوس جغتای تمامی شهرهای فتحشده در منطقه ماوراءالنهر را شامل میشد و خود جغتای نیز بر آیین شمنی باقی مانده بود. طبق تدبیر چنگیز، ابتدا «اوگتای» در رأس هرم قدرت قرار گرفت، اما در ادامه تحولات سیاسی، مرکزیت سلطنت از خاندان اوگتای به خاندان «تولوی» انتقال یافت. این جابهجایی در ساختار قدرت، بر نحوه تعامل و اداره اولوسهای مختلف تأثیرگذار بود و باعث شد تا توازن قوا میان نوادگان چنگیز در مناطق مختلف امپراتوری دچار تغییرات اساسی و ساختاری گردد.
هلاکوخان با تصرف کامل ایران و فتح بغداد، حاکمیت ایلخانان را تثبیت کرد و در دوران او، دمشق توسط فرماندهاش «کیتوبوقا» به مدت هفت ماه اشغال شد. هلاکو در سال ۶۶۳ هجری درگذشت و پس از وی، فرزندش «اباقاخان» به عنوان دومین ایلخان بر تخت نشست و نبرد در نواحی مصر و شامات را ادامه داد تا میراث پدر را حفظ کند. این دوران نشاندهنده تداوم سیاستهای نظامی ایلخانان در غرب آسیا بود که با هدف گسترش مرزها و تثبیت قدرت در برابر رقبای منطقهای علیالخصوص در جبهه شام دنبال میشد.