زندگی در ایران از تیترها شروع نمیشود؛ از دستهایی که به هم میرسند، از مدرسهای که دوباره روشن میشود، از کودکی که صبحش را با لبخند آغاز میکند و از انسانی که در لحظه خطر، دیگری را به خودش ترجیح میدهد.
صبح حرم شلوغتر از همیشه بود. دستهایی که تازه به هم رسیده بودند، میان جمعیت گم نمیشدند؛ انگار همدیگر را بلد بودند. لباسهای سفید، چهرههای کمی مضطرب و لبخندهایی که هنوز باورشان نشده بود، کنار ضریح ایستاده بودند. در یک هفته، دوهزار زوج جوان همینجا، زیر گنبد طلایی، زندگی مشترکشان را آغاز کردند؛ بیآنکه قیمتها، خبرها و دلنگرانیها، مانع گفتن "بله" شود.و این نشانهای است از همان هزار نشانهای که میگوید زندگی راه خودش را پیدا میکند؛ آرام، بیهیاهو و در دل همان روزهایی که خیلیها فکر میکنند نمیشود.از همینجا، ورق اول کتاب پر قصهی ایران باز میشود.
مدارسی که بوی گلاب میدهند
کتاب ایران را که باز میکنم، حس زندگی از میان صفحاتش بیرون میآید؛ چند روایت واقعی از امروز ایران، جایی که عشق، تلاش و ایستادگی در دل روزهای دشوار جریان دارد. این کتاب را نه نویسندگان حرفهای که مردم با دستهای خود نوشتهاند.ورق بعد، صدای کوهستانهای مازندران را با خود به همراه دارد. یازده مدرسه متروکه که مهاجرت، روزگاری در سکوت و تاریکی فرو برده بودشان، حالا تبدیل به کارگاههای گلابگیری و بلوکسازی شدهاند. بوی گل محمدی از پنجرهها میپیچد و دستهای پرتوان مردمان روستا، روزگار جدیدی میسازند.بچههایی که روزی دنبال توپ میدویدند، حالا نظارهگر ساخته شدن بلوکها و پختن گلاباند و هر تلاش، برگ دیگری از امید و بازگشت به ریشهها را روی صفحات کتاب میگذارد.اما این کتاب حکایت جغرافیایی زنده است، جغرافیایی به وسعت ایران و هر ورقهاش قصهای است از شمال تا جنوب و آغوشی گشوده دارد به بزرگی غرب تا شرق.
زنانی که لباس قهرمانی میدوزند
در قسمتی دیگر از این کتاب فصلی است ناتمام از شیرزنانش.صفحه امروزش زنان و جوانان روستای خورمیز را نشان میدهد. بانوانی که روزانه ۳۰۰ دست لباس ورزشی برای تیمهای ملی میدوزند، نه تنها شغل و استقلال پیدا کردهاند، بلکه برای گام اول را برای حضور مؤثر ایران در عرصههای جهانی ورزش آنها برداشتهاند.هر دوخت، هر نخ، نمادی از خودباوری و پایداری است. در سطر به سطر آن میخوانیم که با اراده، دانش و همکاری، حتی کوچکترین روستاها میتوانند قلب تپندهای برای کشور باشند.
خندههای شیری
در صفحات بعدی صدای قهقه میلیونها دانش میآید، ورق میزنم و عکس لبخندهای شیریشان چشمم را میگیرد. خبر رسیده است که باهدف ارتقای سلامت دانشآموزان و ترویج تغذیه سالم، طرح توزیع شیر رایگان در بین ۸ میلیون ۳۰۰ هزار دانش آموز مقطع ابتدایی و مدارس استثنایی کشور اجرا میشود.دوباره به عکس دانش آموزان نگاه میکنم، هر لبخند کودک، هر نگاه شاد، نشان میدهد که آینده ایران در دستان کوچک امروزینش شکل میگیرد و صفحات کتاب را پر از گرمای امید میکند.
داماد آسمانی
اما ایران همیشه آرام و بیچالش نیست. در دل دشواریها و طوفانها، ایثار متولد میشود. جنوب فارس، رودخانههای خروشان و شب تاریک، صحنهای نفسگیر ساختند.محمد قربان، جوان دهه هفتادی، امدادگر هلال احمر و تازه داماد، در آستانه جشن عروسیاش، میان خشم سیلاب حسینآباد، جان دو نفر را نجات داد و خود قربانی شد. رودخانه خروشان و باران شلاقی، هیچیک نتوانست او را از پا بیندازد.شاید این صفحه قلبمان را مچاله کند یا بپرسیم جایش کجای خبرهای خوب است؟ شجاعت و ایثار محمد، صفحهای از کتاب ایران را با رنگ فداکاری و عشق به انسانیت آغشته کرد. او که میتوانست در شادی خانه و مراسم ازدواج خود غرق باشد، انتخاب کرد زندگی دو نفر دیگر را نجات دهد و خبر خوب اینکه ایثار و انسانیت پایانی ندارد؛ این صفات در نسلی خاطره نشده، هر روز در دل مردمان این سرزمین جوانه میزند و امید میآفریند همانند داستانی که در صفحات بعدی به دست سایر امدادگران هلال احمر قلم زده شده است.
بازی با مرگ برای نجات جان
اینجا تصاویر عملیات نجات سرنشینان خودرو در سیل طبس ثبت شدهاند؛ امدادگران هلال احمر با شجاعت و سرعت عمل، زندگیها را نجات دادند. لحظاتی پر از ترس و امید، در میان آب و باد ثبت شد و نشان داد که ایران، حتی در دل بلایای طبیعی، به واسطه پای کار بودن فرزندانش مقاوم و زنده است. هر تصویر، ورقهای دیگر از کتاب ایران و روایت همدلی و پایداری است.
کشاورزان آذربایجانی به کمک دریاچه ارومیه آمدند
بعد از صفحاتی که با شجاعت و ایثار رنگ گرفته بودند، نوبت به داستان تدبیر و دقت رسید. در شمالغرب ایران، کشاورزان آذربایجان غربی با عشق به زمین و تدبیر در مدیریت منابع، مصرف آب در کشت چغندرقند را تا ۷۰ درصد کاهش دادهاند.هر قطره آب، هر ردیف محصول، با دقت و دانش نگهداری میشود و نشان میدهد ایران، سرزمین نوآوری و خودباوری، حتی در دل طبیعت و منابعش، با برنامه و مدیریت پایدار حرکت میکند؛ حرکتی که گامی است برای کمک به احیای دریاچه ارومیه هرچند کوچک.
رشد سرآمدان علمی ایران در سال ۱۴۰۴
از زمینهای زرخیز و تلاش کشاورزان، قرار است برسیم به جایی که علم و نوآوری نقشآفرینی میکنند.امسال، تعداد تقدیرشدگان سرآمدان علمی کشور نسبت به سال گذشته ۳۵ درصد رشد داشته و از ۵۷ نفر به ۷۷ نفر رسیده است.این رشد، تنها عدد و آمار نیست؛ نمادی است از ذهنهای جستوجوگر و تلاشگر ایرانی، که مسیر توسعه علمی را با دقت و فهم لحظه به لحظه میسازند.۳ ماهواره جدید ایران در مدار قرار میگیرنددر صفحات فناوری و علم کتاب ناتمام ایران، پرتاب سه ماهواره ظفر ۲، پایا و نسخه ارتقا یافته کوثر، پر از غرور و افتخار ملیاند.سازمان فضایی اعلام کرده که سه ماهواره «ظفر ۲»، «پایا» و نسخه ارتقا یافته «کوثر» از پایگاه فضایی وستوچنی روسیه و با پرتابگر سایوز در مدار لئو با ارتفاع حدود ۵۰۰ کیلومتری تزریق میشوند.«ظفر ۲» حاصل تلاش محققان دانشگاه علم و صنعت است و نسبت به نمونه قبلی به محمولههای تصویربرداری و مخابراتی پیشرفتهتری مجهز شده.ماهواره «پایا» با توان تصویربرداری ۵ متر در تصاویر سیاه و سفید و ۱۰ متر در تصاویر رنگی، میتواند در حوزههای کشاورزی، منابع آبی، محیط زیست و نقشهبرداری شهری مورد استفاده قرار گیرد.ماهواره «کوثر» هم که توسط شرکتی دانش بنیان طراحی و ساخته شده با ترکیب مأموریت سنجش از دور نمونه اول کوثر و مأموریت اینترنت اشیای ماهواره هدهد، نقش دوگانهای بر عهده دارد.محققان ایرانی، با طراحی محمولههای پیشرفته، ایران را در میان کشورهای پیشرفته جهان مطرح کردهاند. هر تصویر و هر داده ماهوارهای، نشان از آینده روشن و دستاوردهای علمی این سرزمین دارد.
نانوداروهای جدید برای کمک به بیماران
در کنار آن، متخصصان یک شرکت دانشبنیان نسل جدید دستگاههای ساخت نانوحاملهای دارویی را تولید کردند. این فناوری، داروها را دقیقتر و با عوارض جانبی کمتر به بیماران میرساند و ایران را نخستین کشور آسیایی صاحب این فناوری میکند. هر دستگاه، هر آزمایش، ورقهای از کتاب امید است که زندگی بهتر را ممکن میسازد.خبر خوب امروز را با برف شروع کردیم و با برف هم به پایان ببریم؛ صفحهای دیگر، لبخند خدا را در برف زیبای شاهنجف لردگان به تصویر کشیده است. لبخندی که دل ایرانیان را از بارش رحمت الهی شاد و به استقبال یلدای ۱۴۰۴ برده است.
کتاب ایران با هر ورقش، عشق، امید و افتخار را روایت میکند. هر قصه، هر لبخند، هر موفقیت، برگ دیگری از این کتاب است؛ کتابی که ایران را سرزمینی مقاوم، پرامید و عاشق زندگی نشان میدهد. و وقتی ورق آخر این فصل را برگ میزنم، میبینم و میدانم هنوز هزاران صفحه باقی است، صفحههایی که با دستهای مردم، دانشمندان، معلمان، کشاورزان و جوانان نوشته خواهند شد. ایران، همیشه در حال نوشتن است و هر روز، داستانی تازه برای ورق زدن دارد.