بسیجیِ شهید ۱۴ سالهای که پس از سی و یک سال بینشانی، به آغوش میهن بازگشت بانویی را به جهادِ خدمت دعوت کرد. داستان عاشقانه این جهادگری در مسجدی به نام فاطمهالزهرا(س) رقم خورد.
گاهی بازگشت، آغاز یک حرکت جاودانه است و مسیر زندگی بسیاری را دگرگون میسازد. این روایتی بود که در مسجد فاطمهالزهرا(س) در مسجدسلیمان رقم خورد تا میزبان بازگشت یک پرستوی مهاجر باشد و گروه جهادی «شهید عزتالله رسولی» از دل آن متولد شود. در سال ۹۲، پیکر مطهر شهید نوجوان، «عزتالله رسولی»، که در سال ۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی به آسمان پر کشیده بود، پس از سی و یک سال بینشانی، به آغوش میهن و زادگاهش بازگشت و مسجد فاطمه الزهرا(س) میعادگاه قرار عاشقی مردم با این میهمان آسمانی شد.
جهاد به نام شهدا
در قلب این دگرگونی، بانویی به نام «زیبا سعیدی» ایستاده بود. فرزند جانبازی که عشق به خدمت در رگهایش موج میزد. او که از سال ۹۲ و با تأسیس مسجد محله، فعالیتش را تنها و با همراهانی اندک آغاز کرد، هرگز نمیدانست که تقدیر، ارمغانی چنین بزرگ را برایش در آستین دارد. فعالیتهای جهادی این بانو، از همان روزها با برکت نام آن شهید آغاز شد. ابتدا به صورت خودجوش و سپس در سال ۹۵، با رسمیت یافتن گروههای جهادی، گروه «شهید عزتالله رسولی» به عنوان اولین گروه در شهر در سامانه ثبت شد و نامی مقدس، بر پیشانی این خدمت جهادی نشست.
از یک پیمانِ فاطمی تا خادمی
زیبا سعیدی، خاطره آن شب را چنین روایت میکند: «در آن شب، که آسمان مسجد با نام فاطمه زهرا(س) و یاد شهید رسولی نورافشان شده بود، با خدای خود عهد بستم. و گفتم: خدایا، تا نفس دارم، در راه رضایت و برای شهدایت گام برمیدارم. هر کار خیری که میکنم، ثوابش را برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان(عج)، برای پدر و مادرم و تمامی اموات میخواهم.» این عهد، سنگ بنای گروه جهادی شهید عزتالله رسولی شد. او که خادم الشهدا نیز هست، از احساس خود در مواجهه با این مسئولیت بزرگ میگوید: وقتی پیشنهاد مسئولیت کمیته خادمین شهدا به من داده شد، آن را لطف بزرگی از سوی خدا و ائمه اطهار دانستم. با خود گفتم این همان مسیری است که همیشه آرزویش را داشتم؛ اینکه بتوانم خادم مردم محروم و خانوادههای بزرگ شهدا باشم.
برای نوجوانان از معجزات شهدا میگویم
خانم سعیدی درباره رسالت فرهنگی خود نیز گفت: در محل کارم در شرکت نفت، در پایگاه بسیج، و به ویژه در اردوهای راهیان نور، سعی میکنم برای جوانان و نوجوانان از معجزات شهدا بگویم. از شلمچه و فکه و اروندکنار برایشان روایت میکنم. بچهها وقتی این معجزات را میشنوند، چشمانشان برق میزند و مشتاقانهتر از قبل پای کار و راه شهدا میایستند. آمارهای خدمت، خود روایتگرند. خانم سعیدی از فعالیتهای این گروه هم گفت: در سال ۱۴۰۱، توزیع ۷۷۸ بسته معیشتی، اهدای گوشت نذری به ۲۰۰ خانوار، و پخت نان صلواتی به مدت پنج روز. در سال ۱۴۰۲، اهدای کالابَرگ، توزیع غذای نذری در شبهای قدر، و کمکهای نقدی به نیازمندان. اینها تنها عدد نیستند، بلکه هر کدام داستانی از شادی یک کودک یتیم یا آرامش یک خانواده دردمند هستند.
آمارهایی که روایتگری میکنند
جهادگران گروه جهادی «شهید عزتالله رسولی» در دهه فاطمیه نیز نشان دادند که عشق را باید در عمل اثبات کرد. از کمکهای نقدی به خانوادههای نیازمند تا توزیع بستههای معیشتی، پخت آش نذری، اهدای لوازم التحریر به دانشآموزان بیبضاعت و تهیه البسه گرم برای زمستانی سخت. اینها همه جلوههایی از عشق به فاطمه(س) و پیروی از سیره اوست.این بانوی جهادگر پیامی برای ما دارد: خواهران و برادران! بدانید شهیدان برای احیای دین و تداوم انقلاب، خون خود را نثار کردند. هر آنچه امروز داریم و هر آنچه در فردا خواهیم داشت، برکت خون پاک این شهیدان است. اینک گروه جهادی «شهید عزتالله رسولی» با صدها عضو داوطلب، چتر مهر خود را بر سر محرومان گسترده است. از «کمک مومنانه» تا «تأمین هزینه درمان»، از حمایت از خانوادههای بیسرپرست تا رسیدگی به دانشآموزان نیازمند و هر اقدامش جلوهای از عهدی است که در آن شب فاطمی بسته شد. قصه این جهادگران پایانی ندارد و هر روز، فصل تازهای از این کتاب بیکرانِ خدمت ورق میخورد.