چندین بازی است که سکوهای ورزشگاه تختی آبادان، آن هیاهوی همیشگی را ندارد و این موضوع آتش به جان اهالی فوتبال این شهر زده است.
یاد روزهای پرشور تختی، خاطره هلهلههای معروف آبادانی و تشویقهای مثال زدنی هواداران خونگرم صنعت نفت مدتهاست که به گوش نمیرسد و این موضوع غیر از اینکه تیشه به ریشه فوتبال آبادان بزند دردی را دوا نخواه کرد.
باید به فکر بود و از همین بازی آینده به این فاجعه پایان داد، چرا که فوتبال در دنیا فراز و نشیب بسیار دارد و فوتبال آبادان بیش از فوتبال یک دنیا پستی و بلندی دارد.
این موضوع جدیدی نیست که این تیم در حال سقوط است و نزول این تیم نیز همیشگی نیست، پس باید در سقوطها نیز یار وفا داری برای این تیم باشیم.
این تیم همان زرد طلایی دوستداشتنی است که همه آبادانیها خاطرات تلخ و شیرینی با آن دارند، اما صنعت نفت ما امروز بیمار است و چه کسی حاضر است که بیمار خود را به حال خود رها کند؟
سکوهای تختی آبادان مدتهاست که غم این دارد که کسی بروی ستونهایش پایکوبی نمیکند و صندلیهایش رنگ برهنگی به خود گرفته است، به راستی این هواداران با چه چیزی قهر کردهاند، با فوتبالی که بی مهری خود را بر همگان ثابت کرده، یا ورزشگاهی که پر از خاطره است.
در این زمان حساس نباید به دنبال مقصر گشت و بهانه جویی کرد، تختی آبادان امروز به حضور آن همه هوادار پرشور نیاز دارد، نه برای تایید اشتباهات صورت گرفته بلکه یک قطب اصلی فوتبال این مملکت بر اثر قهر مردم با ورزشگاه در حال نابودی است.
گرچه این تیم سقوط کند، اما باید جای امیدواری را برای فوتبال این شهر باقی گذاشت که دیگر بار شانس خود را امتحان کند و اقتداری دیگر را به فوتبال ایران نشان دهد.
در هر حال نباید تختی را تنها گذاشت، ورزشگاه تختی دوست همیشگی و آشنای مردم این دیار است، سکوهای این ورزشگاه به حضور گرم مردم آبادان نیاز دارد، پس به فوتبال آبادان جان تازه بخشید.