تیم نفت آبادان در این فصل اشک هواداران خود را برای یک برد روان ساخته است.
روزها و هفتههایی است که خبری نیست از آن شادیها و هلهلههای معروف آبادانی در ورزشگاه تختی.
از آن شور و شوق وصفناپذیری که تماشاگران آبادانی برای تشویق تیم محبوب خود در ورزشگاه استفاده میکردند.
از آن دمبلو دمبلولهلههای معروف و پایکوبیهایی که لرزه به ورزشگاه پیر تختی میانداخت و هر تیمی را در آبادان گرفتار میکرد.
این روزها ورزشگاه تختی آبادان که خاطرات بسیاری از تلخیها و شیرینیهای فوتبال این شهر را به خود دیده تلخترین روزهای خود را سپری میکند چراکه میزبان تیمی است که به حدی در ورطه بحران فرو رفته که برای کسب یک برد نیز اشک را از دیدگان دوستداران خود جاری ساخته است.
کافی بود دقایق پس از بازی نفت آبادان و گهردرود لحظاتی در ورزشگاه میماندیم یا دست کم برای دقایقی در بین هواداران میبودیم تا ببینیم چگونه برخی از آنها در حسرت زدن یک گل به تیم رده هفدهمی جدول که 70 دقیقه 10 نفره بازی میکرد اشک میریختند.
هوادارانی که هنوز آن روزهایی طلایی فوتبال آبادان را فراموش نکرده و با خاطرات آن زندگی میکنند.
همانهایی که فریاد آبادان برزیلته آنها شهره خاص و عام شده و برای حمایت تیم محبوبشان هنجرهها دادند حالا آبروی فوتبالی شهر خود را به واسطه نتایج ضعیف تیم خود در خطر میبینند.
هوادارانی که ابتدای فصل با وعده و وعیدهای مسئولان باشگاه خود را آسیایی میدیدند و تیمشان را بالانشین جدول میپنداشتند حالا در حسرت کسب یک پیروزی 18 هفته است انتظار میکشند.
انتظاری که همچنان ادامه دارد و با نمایش ضعیف این روزهای تیم نفت آبادان در بازیهای خانگی ظاهراً پایانی برای آن متصور نیستند.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که مقصران این ناکامی بزرگ فوتبال آبادان و تیم نفت این شهر نقاب از چهره برداشته و صادقانه در برابر هزاران هوادار و دوستدار طلاییپوشان که با این تیم زندگی میکنند به اشتباهات خود اعتراف و عذرخواهی کنند تا شاید مرهمی باشد بر دل غمگین این روزهای برزیلیهای ایران.