تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۱:۴۴
کد خبر: ۲۵۱۱۸۰
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

   در جای‌جای شهر دزفول و مناطق اطراف آن صدها مکان مرتبط با میراث فرهنگی وجود دارد؛ مکان‌هایی که دیرینگی آنها از دوره عیلامیان تا دوران معاصر را دربرمی‌گیرد.

متن زیر به قلم دکتر عباس امام، خوزستان‌پژوه و مترجم دزفولی‌تبار، در زمینه معرفی سه یادمان میراثی درون محدوده فعلی شهر دزفول است که آن را جهت انتشار در اختیار ایسنا گذاشته است.

۱. مقدمه

در ساحل شرقی رود دز در محدوده شهر دزفول و به طور مشخص در محدوده دو محله همجوار دوعیون (منسوب به سادات داعی) و کرنوسیون (کرناسیان) از دیرباز و احتمالا از دوره صفویه، دو بستان سرسبز و دل‌انگیز به نام‌های «باغ گودول» و «باغ گازر» وجود داشت که باغ گازر از اوایل دهه ۱۳۶۰ برچیده و به بوستانی محله‌ای تبدیل شد و باغ گودول نیز که حتی تا آغاز دوران همه‌گیری کرونا همچنان آخرین نفس‌های فعالیت خود را می‌کشید، در یکی ـ دو سال اخیر عملا با گسترش توسعه فضای مسکونی شهری از بین رفت. این دو بستان پرطراوت، محل کاشت و فروش سبزیجات و صیفی‌جات هم برای اهالی محلات اطراف، بازار شهر دزفول و نیز صادرات خارج از حوزه شهرستان بودند.

۲. باغ گازر

باغ گازر (Gaazer) در ضلع جنوبی محله کرنوسیون (منسوب به طایفه بختیاری کرنوسی/کرناسی) در همسایگی حمام کرنوسیون (موزه مردم‌شناسی دزفول در حال حاضر) و مجاور دو محله «کتکتون» و سادات کنار او/کنار آب قرار داشت و آب مورد نیاز خود را از رودخانه دز در فاصله حدود ۳۰۰ متری محل دریافت می‌کرد و مساحت آن به دو ـ سه هکتار می‌رسید؛ در ابعادی شاید دوبرابر یک زمین استاندارد فوتبال. تا دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، انواع سبزیجات مانن دریحان،تربچه، اسفناج، پرپین (خرفه)، شوید، گشنیز، جعفری، شاهی، شنبلیله و غیره در باغ گازر کاشت و به مشتری‌ها عرضه می‌شد و در کنار اینها پیاز، گوجه‌فرنگی، شلغم، سیب‌زمینی، هویج، خیار و بادمجان نیز به عمل می‌آمد. این بستان سبزیجات ـ صیفی‌جات که فقط با پرچینی از شاخ و برگ‌های خشک درختچه‌های محلی حدودش مشخص بود، نه تنها مایه سرسبزی و طراوت همیشگی محل و لذت دیداری مردم بلکه به عنوان یک بنگاه اقتصادی کوچک منبع درآمدزایی چندین خانوار محسوب می‌شد. هجوم زودهنگام و صبحگاهی خانم‌های محل برای خرید سبزیجات و صیفی‌جات تازه و ارزان از باغ گازر از صحنه‌هایی است به‌یادماندنی که هنوز هم بعد از ۴۰ سال از برچیده شدن این باغ در ذهن من مانده است. متاسفانه، نام باغبان‌های شاغل در باغ گازر (عمدتا از خاندان‌های محترم و زحمتکش ملایکه‌زاده) در یادم نمانده است، اما یادم هست در کنار باغ گازر یک دکان بقالی خوشنام و پرمشتری به نام «مش دلدول» وجود داشت و در کنار آن، در یک بن‌بست نسبتا وسیع دو دکان سنتی کلاه‌مالی که کارشان تهیه کلاه‌ها و زیراندازهای نمدی بود. این کلاه‌مال‌ها، دوـسه مرد میانسال بودند که با حرکاتی واقعا طاقت‌فرسا و نفس‌گیر با دو دست و آرنج یا با دوپا و زانوهای خود پیاپی روی قطعاتی از نمدها می‌کوبیدند و به آن قطعات شکل می‌دادند و صداهای آهنگین و گاه دردمندانه‌ای از اعماق وجودشان برمی‌خاست. محصولات نمدی حتی تا اوایل دهه ۱۳۵۰ نیز مشتری‌های خاص خود را در میان عشایر لر و بختیاری اطراف دزفول داشت، اما رفته‌رفته با پیدایش و گسترش فرش‌های ماشینی نسبتا ارزان و نیز فرش‌های پلاستیکی رنگارنگ، کار کلاه‌مال ـ نمدمال‌ها نیز از رونق افتاد و به مشاغل محذوفه چرخه بازار اقتصاد کشور تبدیل شدند. همچنین، در انتهای ضلع غربی باغ گازر یکی ـ دو خانواده «گامیشی/جاموسی» (دامدار) زندگی می‌کردند که ساکنان محله‌های اطراف هر روز عصر برای خرید لبنیات تازه مانند شیر، «بحتیه» (به گویش دزفولی به معنای شیربرنج)، قیماق (سرشیر)، فرنی و کاغنات (نوعی محصول لبنی پنیرمانند دزفولی خوشمزه که از جوشاندن شیر گاو یا گاومیش تازه زایمان کرده به دست می‌آمد) به در منازل آنها مراجعه می‌کردند.

۳. حمام کرنوسیون

در انتهای ضلع شمال‌غربی باغ گازر، حمام کرنوسیون قرار داشت که دارای دو بخش حمام عمومی مردانه و حمام عمومی زنانه بود. پیشینه برپایی حمام کرنوسیون به دوره زندیه برمی‌گشت و تا دهه ۴۰ و حتی ۵۰ خورشیدی که بیشتر مناطق دزفول از آب لوله‌کشی برخوردار نبودند، این حمام برای اهالی صدها خانوار چندین محله در شمال‌غرب شهر تنها حمام منطقه محسوب می‌شد. این حمام، اما از اوایل دهه ۱۳۷۰ تعطیل و متروکه شد و از میانه دهه ۱۳۸۰ به «موزه مردم‌شناسی دزفول» تغییر کاربری داد. خوشبختانه، موزه نیز موزه‌ای است دیدنی و آموزنده برای تمام سنین و سطوح تحصیلی. تا آنجا که به یاد دارم، آخرین حمومی (مدیر حمام) کرنوسیون ظاهرا مرحوم ابوالقاسم حمومی (سلیمانی) و مدیر  داخلی آن، مردی سالخورده به نام مرحوم مش غلوم عبدویس بودند و به گفته استاد محمدحسین حکمت‌فر مدیریت بخش زنانه حمام نیز برعهده مادربزرگ ایشان مرحومه بلول آردپز بوده است.

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

نمای بخشی از محل باغ گازر قدیم در محله کرنوسیون که اکنون به بوستانی محله‌ای تبدیل شده است (عکاس:محمود خیاط)

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

نمای بخشی از مکان حموم کرنوسیون قدیم که اکنون به موزه مردم‌شناسی دزفول تبدیل شده است (عکاس: محمود خیاط)

۴. باغ گودول

کمی آن سوتر و در فاصله حدود یک کیلومتری باغ گازر، باغ گودول (Godool) در انتهای شمالی محله دوعیون و در همسایگی محله رودبند، پهنه بسیار وسیع‌تری را به خود اختصاص می‌داد. تعبیر «گودول» در نام این باغ، برگرفته از دو کلمه به گویش دزفولی است؛ اولی، «گو» به معنای «گاو» و دومی «دول» به معنای «دلوآب». اطلاق این لقب به باغ گودول به این دلیل بوده که آب مورد نیاز باغ از طریق یک حلقه چاه عمیق که درقدیم یک راس گاو آب را با چرخ چاه از قعر آن با دلو به سطح زمین باغ و کانال‌های آن منتقل می‌کرد، تامین می‌شد. مساحت باغ گودول، بسیار فراخ‌تر از باغ گازر بود؛ در ابعادی شاید چهاربرابر یک زمین فوتبال. در این بستان بزرگ سبزیجات ـ صیفی‌جات، انواع و اقسام سبزی و صیفی‌جات کاشته و به صورت خرده‌فروشی و عمده‌فروشی به مشتریان فروخته می‌شد. به دلیل گستره وسیع باغ و نیز تنوع محصولات باغ گودول، شهرت آن در دزفول بی‌نظیر بود، به ویژه سه محصول کشاورزی مطلوب ذایقه خانواده‌های دزفولی یعنی باقلا، لوبیا و کاهو در باغ گودول برداشت نشده مشتری داشت و پیش‌فروش می‌شد. هر روز صبح زودهنگام، ابتدا خریداران بازاری با اسب و الاغ و خودرو محصولات موردنیاز خود را از باغ گودول خریده، بار زده و به بازار دزفول و مناطق همجوار ارسال می‌کردند و سپس خانم‌های خانه‌دار محلات اطراف برای خرید سبزیجات، گوجه، خیار، بادمجان، هندوانه، خربزه و دیگر اقلام موردنیاز به باغ سر می‌زدند. در دوران کودکی و نوجوانی بنده در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ هر گاه به خانه دو مادربزرگ پدری (بی‌بی‌اختر داعی/ساکن محله دوعیون) و مادربزرگ مادری (بی‌بی‌فاطمه مثنوی‌خوان/ساکن محله رودبند) سرمی‌زدم، آنها هم مانند تمام دیگر زنان خانه‌دار محلات اطراف هر روز برای خرید به باغ گودول می‌رفتند و من را نیز با خود همراه می‌کرد. آنجا بود که شاهد ازدحام خریداران در کنار دو اتاقک غارمانند بودم که انبار یا سردخانه طبیعی سبزیجات و صیفی‌جات محسوب می‌شدند و سرباغبان‌های پرتلاش باغ گودول یعنی «مش سلطعلی» (حاج سلطانعلی ملایکه‌زاده) و «اوسا جواد» (حاج جواد ساجده) با حوصله و خوش‌رویی مشغول فروش سبزیجات بودند. این در حالی بود که چندین نفر باغبان دیگر روی زمین‌های باغ گودول یا دست‌اندرکار آبیاری بودند و یا در حال دسته‌بندی انواع و اقسام سبزی‌ها. درست در کنار همین دو اتاقک غارمانند، چاه آب معروف باغ گودول قرار داشت که از سطح زمین‌های باغ بالاتر بود و آب آن همیشه در دو ـ سه حوض  نسبتا بزرگ ذخیره آب نگهداری می‌شد.

با گسترش ساخت‌وساز در دو محله دوعیون و رودبند (که در دو طرف باغ گودول قراردارند)، از دهه ۱۳۴۰ مساحت باغ به تدریج به چهار قسمت تبدیل شد و خیابان‌هایی باغ گودول را تفکیک کردند؛ شرایطی که تا هم‌اینک نیز کاملا برقرار است و قابل مشاهده.

در گفت‌وگویی که  سال ۱۳۹۹ با حاج سلطان‌علی ملایکه‌زاده (از آخرین شاغلان باغ گودول) داشتم ایشان با سابقه بیش از ۷۰ سال کار در این بوستان گفتند «از بزرگان شنیده‌ام که باغ گودول از زمان صفویه  فعال بوده، ولی پدر یا پدربزرگم از اواخر دوره قاجاریه با نوعی همکاری و مشارکت خاندان مرحوم آیت‌الله معزی در آن کارکرده‌اند و از آن زمان تاکنون چندین نسل از چندین خانواده در باغ گودول کارشاق و حلال کشاورزی کرده‌ایم و امرار معاش و خدمت به خلق خدا.» حاج‌آقا ملایکه‌زاده در ادامه گفتند «شاغلان باغ گودول در حدود یک قرنی که من در حافظه دارم افرادی مانند برادران ملایکه‌زاده، برادران جوی و برادران سبزواری‌زاده و یا دیگران بوده‌اند که  سال‌های سال در مشاغل مختلف در باغ زحمت کشیده‌اند.» آقای علی‌رضا ساجده (فرزند استاد احمد ساجده از دیگر شاغلان در این باغ) نیز نام چند تن از زحمتکشان باغ را به این قرار در اختیار بنده قرار دادند: حسن جوی، حسین جوی، رجب ملایکه‌زاده، عبده ملایکه‌زاده، سلطانعلی ملایکه‌زاده، غلامحسین ملایکه زاده، غلامرضا ملایکه‌زاده، عبدالمحمد سبزواری‌زاده، غلامعلی سبزواری‌زاده، جواد ساجده، حسین ساجده، شاهگل (صفر ذرتی)، صفر پاکذاتی، علی حمامی‌زاده، محمدعلی پورکاوه، رضا پاکذاتی، محمدرضا مسگر، محمدرضا ملایکه‌زاده و...». نکته بسیار مهمی که باید درباره جناب حاج سلطانعلی ملایکه‌زاده ذکر شود این است که این مرد شریف، زحمتکش و متدین در جریان موشک‌باران‌های جنایتکاران صدام دو دختر نوجوان و پسر خود را در موشک باران بخشی از محله کرنوسیون از دست دادند که این خاطره دردناک همچنان در ذهن بسیاری از اهالی محلات اطراف برجای مانده است. یاد آن سه نوجوان شهید جاودانه است.

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

نمایی از تابلوی بوستان باغ گودول در انتهای غربی خیابان روستا/آیت‌الله قاضی دزفول (عکاس: محمود خیاط)

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

نمایی از دو بخش باقیمانده از مساحت باغ گودول در محله دوعیون. در پس‌زمینه، آرامگاه عارف و شاعر نامدار دزفولی سید عبدالله داعی دزفولی دیده می‌شود (عکاس: محمود خیاط)

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

  نمایی از بقایای تاسیسات آبرسانی باغ گودول (عکاس: محمود خیاط)

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

نمایی از دو حوض باقیمانده ذخیره‌سازی آب باغ گودول (عکاس: محمود خیاط)

یک خاطره دردناک هم درباره باغ گودول در ذهن من مانده و آن آه و ناله‌های همیشگی مادربزرگم بی‌بی‌فاطمه برای از دست دادن دخترک ۹ ساله‌اش «محترم» در اوایل دهه ۱۳۳۰ در همین چاه بود. ظاهرا در یک روز سرد زمستانی که  محترم معصوم با سه ـ چهار دخترک همسن و سال خود در محیط باغ (که در آن زمان حکم پارک محله‌ای آن منطقه را داشت) بازی می‌کرده اند، در کنار چاه پایش لیز می‌خورد و در چاه سقوط می‌کند و جان خود را از دست می‌دهد. عمق زیاد چاه و نبود امکانات کافی در آن زمان باعث می‌شود تا کار خارج کردن جنازه دخترک دو روز طول بکشد؛ ماجرایی سوزناک که هنوز هم مادرم و خاله‌ام در سنین ۹۰ سالگی با یاد آن آه از نهادشان برمی‌آید و اشک‌هاشان جاری می‌شود. یک خاطره هم از خانم طاهره بهزادپور (۸۰ ساله) در باره دو چاه باغ گازر و باغ گودول ذکر می‌کنم، با این یادآوری که این دو بوستان تا دهه ۱۳۳۰ اندکی از محلات اصلی مسکونی دزفول فاصله داشته‌اند. خانم بهزادپور به نقل از مادر و مادربزرگ خود نقل می‌کند که «در حدود ۹۰ - ۱۰۰ سال قبل، ظاهرا زنی به نام زهرا وجود داشت که خردسالانی را که دستبند، گردن‌بند، گوشواره و کلا طلاجات به خود می‌بستند، می‌دزدیده و بعد از درآوردن زیورآلات‌شان آنها را در چاه باغ گازر و یا باغ گودول می‌انداخته. به همین دلیل، شعر زیر در این مورد بر سر زبان‌ها بود:

زرا،زرا، زرا دل کافر/ بچونه بسیه می‌چه باغ گازر ]زهرا، زهرا، زهرای سنگدل/بچه‌ها را انداختی توی چاه باغ گازر[.

زرا، زرا، زرا ململو/ بچونه بسیه می‌چه باغ گودول ]زهرا، زهرا، زهرا پشمالو/بچه‌ها را انداختی توی چاه باغ گودول[».

البته، صحت و سقم این گونه حکایات عامیانه مشخص نیست و به نظر می‌رسد بیشتر بازتاب دلواپسی‌ها و ترس مادران به خاطر محافظت از کودکان و شاید ترساندن آنان از رفتن به حواشی شهر و جاهای ناشناخته بوده است.

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

  حاج سلطانعلی ملایکه‌زاده (دهه ۱۳۹۰)

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

                         حاج عبدالمحمد سبزواری‌زاده (دهه ۱۳۹۰)

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

(دهه ۱۳۴۰) تصویری از باغ گودول و دورنمای تفریحگاه کتا دووه (غارهای منطقه دووه). برفراز تپه عمارت خانه تیمسار (فرمانده تیپ ۲ زرهی دزفول) به چشم می‌خورد.

باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون دزفول

(دهه ۱۳۴۰) تصویری از باغ گودول با چشم‌اندازی از محله رودبند در پس‌زمینه عکس

۵. نتیجه‌گیری

در پایان، امیدوارم نهادهای ذیربط میراث فرهنگی، شهرداری، شورای شهر و اصولا تمامی شهروندان محترم فرهنگ‌دوست دزفولی دست به دست هم داده و با ابتکاراتی حرفه‌ای به علاج‌بخشی، ساماندهی، زیباسازی و کاریردی کردن فرهنگی ـ تجاری شایسته سه محوطه میراث فرهنگی باغ گودول، باغ گازر و حموم کرنوسیون اقدام فرمایند.

مرجع / ایسنا
captcha
آخرین اخبار