تلاش در راستای ایجاد تحول، عمران و آبادی در سرتاسر خوزستان ـ همچون دیگر نقاط ایران ـ پدیده جدید و ناشناختهای نیست. در طول تاریخ خوزستان، در کنار نهادهای حکومتی افراد بسیاری (نیکوکاران محلی، تجار و متمولین) نیز کوشیدهاند تا برای رفاه حال مردم طرحهایی عامالمنفعه ساخته و به سازندگی و بهبود شرایط زیست مردم استان کمک کنند. این گونه طرحها گاه در قالب ساخت سقاخانه، قنات و چاه آب برای کشاورزی و مصارف آب آشامیدنی مردم بوده، گاه به شکل ساخت مدرسه و مسجد بوده، گاه به شکل ساخت درمانگاه تحقق یافته، و گاه نیز به شکل کمک در بازسازی و تعمیر انواع سازههای موجود در محلهای متفاوت. اما، واقعیت آن است که انجام این اقدامات عمرانی گهگاهی، پراکنده، غیرسامانمند و غیرمتمرکز با مفهوم نوین «توسعه» (Development) یکسان نبوده و تفاوت دارد. مفهوم وارداتی «توسعه» که از طریق ترجمه مطالب و منابع غربی عمدتا از اواسط قرن بیستم وارد جامعه ایران شده است به معنای ایجاد روندی است اقتصادی و اجتماعی در راستای تغییراتی هدفمند، متمرکز، پایدار، فراگیر به منظور هدف نهایی ارتقای سطح زندگی شهروندان از طریق بالا بردن سطح اشتغال و درآمدزایی بدون آسیب رساندن به منابع طبیعی. واقعیت آن است که طرحهای توسعهای این چنینی نوین ایران از سال ۱۳۲۷ خورشیدی در ایران آغاز شد و تا سال ۱۳۵۶ جمعا پنج برنامه پایدار و فراگیر ملی توسعه و عمران به شکلهای متفاوتی با ابتکار حکومت مرکزی در سطح ملی و با میزانهای متفاوتی از دستیابی به اهداف طرحها به اجرا درآمد و پس از انقلاب اسلامی نیز دنباله آنها به اجرا گذاشته شده است.
در «برنامه عمرانی دوم» کشور که بین سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۰ اجرایی شد به ابتکار ابوالحسن ابتهاج (رییس سازمان برنامه و بودجه کشور ) استان خوزستان به عنوان استان نمونه کشور برای ایجاد تحولات توسعه محور برگزیده شد (ابتهاج، ۱۳۷۱؛ انصاری، ۱۳۹۳). ابتهاج، در سال ۱۳۳۵ با هماهنگی با شاه و دریافت موافقت وی از موسسه آمریکایی «سازمان توسعه منابع نیویورک» (New York Development Services) و مشاورانی از دانشگاه هاروارد دعوت میکند تا با حضور در خوزستان و انجام مطالعات میدانی به بررسی زمینههای نیازسنجی و امکانسنجی اجرای طرحهای توسعه خوزستان اقدام کنند؛ طرحهایی که بعدها موسسه آمریکایی مزبور آنها را با عنوان «توسعه همه جانبه منابع طبیعی خوزستان» (The Unified Development of the Natural Resources of the Khuzestan Region) معرفی میکند. این موسسه، پس از انجام مطالعات میدانی طرح کلان خود برای توسعه همهجانبه خوزستان را با اعزام دو مدیر اصلی و ارشد خود به خوزستان، یعنی ویلیام لیلیانتال (William Lilienthal) و گوردون کلاپ (Gordon Clapp) ارایه میدهد. سپس با سازماندهی و راهاندازی تشکیلاتی به نام «سازمان عمران خوزستان» (Khuzestan Development Services) یا به اختصار KDS و بعدها «سازمان آب و برق خوزستان» (Khuzestan Water and Power Authority) یا به اختصار KWPA به اجرایی ساختن طرحهای توسعهای خود اقدام میکند. مهمترین طرحهای پیشنهادی لیلیانتال ـ کلاپ عبارت بود از: ساخت ۱۴ سد (هفت سد روی کارون، ۲ سد روی دز، سه سد روی کرخه، یک سد روی رود مارون و یک سد روی رود زهره)، طرحهای آمادهسازی و آبیاری زمینهای کشاورزی، پژوهشگاههای بذر خاک، خطوط تولید و انتقال نیرو، راهاندازی صنایع پتروشیمی، خدمات بهداشت همگانی، خانهسازی، تاسیس یک شرکت بزرگ دولتی کشت نیشکر و غیره (امام، ۱۳۹۶، صص ۲۳۷- ۲۹۴). این طرحهای فراگیر توسعه ـمحور که برای نخستین بار از اواخر دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰به تدریج و با سرعت در خوزستان به مرحله اجرا و پایان میرسند، در واقع انقلابی در توسعه همهجانبه خوزستان به راه میاندازند چراکه با اجرا و انجام طرحها نه تنها هزاران نفر به صورت سامانمند و پایدار از اشتغال مولد برخوردار میشوند بلکه بخشهای صنعت آب، برق،کشاورزی، پتروشیمی، بهداشت، آموزش و پرورش و توسعه روستایی بخشهای بزرگی از خوزستان را به شکلی چشمگیر متحول کرده و از لحاظ توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به پیش میرانند. درباره این طرحهای زیربنایی توسعهمحور، پیش از این ۲ مقاله به ترجمه اینجانب منتشر شده است: مقاله نخست به قلم ۲ طراح اصلی آمریکایی این کلان طرح، یعنی لیلیانتال و کلاپ که اصل مقاله خود را در سال ۱۹۵۷ میلادی / ۱۳۳۶ شمسی پیش از ورود به مرحله اجرای طرح ها منتشر کرده بودند و مقاله دوم به قلم محققی انگلیسی به نام اف. آر. سی. بگلی (F.R.C. Bagley) که در سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۵ شمسی به دعوت سازمان آب و برق خوزستان از مراحل پایانی انجام این طرحها دیدن کرده و در سال ۱۹۷۶ مقالهای مفصل درباره آنها به تحریر درآورده است؛ مقالهای با عنوان «آینده روشن اقتصاد پس از نفت خوزستان در گرو سدسازی و گسترش شهرکهای کشاورزی ـ صنعتی» (امام، ۱۳۹۶).
کتاب «تاریخ شفاهی توسعه خوزستان: خاطرات احمد آلیاسین (مصاحبه، تحقیق و تدوین از رویا محمدلو)» که در سال در ۱۳۹۶ در قطع وزیری در ۴۷۸ صفحه و از سوی سازمان اسناد ملی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران انتشار یافته در واقع اثری است دانشنامهای در تشریح دقیق، مستند و مفصل این کلان طرح توسعهمحور تاریخ خوزستان. مهندس احمد آلیاسین متولد ۱۳۱۴ تهران و دانشآموخته رشته مهندسی عمران از پیشکسوتان فعلی رشته توسعه در کشور است و دارای تالیفاتی مانند «تاریخچه برنامهریزی توسعه در ایران (آسیبشناسی توسعه نیافتگی)» (۱۳۹۳)، «کاربرد مهندسی رودخانه در رودخانههای دز و کارون» (۱۳۸۷)، بحران آب (۱۳۸۵)، «تقابل منابع سیاره زمین با الگوهای توسعه و مصرف» (۱۳۸۶)، «ایران و شاخصهای جهانی توسعه» (۱۳۹۵) و غیره است. کتاب در واقع شرح و بازگویی خاطرات آلیاسین از بیش از پنج دهه مشارکت عملی و میدانی در این کلان طرح توسعه خوزستان است؛ مشارکتی که از حد یک مهندس عمران تازهکار شاغل در ساختوساز سد عظیم دز در سالهای ۱۳۳۸ به بعد آغاز میشود، به پذیرش مسؤولیتهای مدیریتی میانی و کلان در صنعت آب و برق خوزستان در شمال استان کشیده میشود و در ادامه تا مدیر عاملی تشکیلات بزرگ سازمان آب و برق خوزستان، هم در قبل از انقلاب اسلامی و هم بعد از انقلاب، ادامه مییابد. در حقیقت، در دهههای ۱۳۴۰ تا پایان ۱۳۵۰ که دوران طلایی نهضت عمران و آبادی همهجانبه خوزستان، گسترش کار و کارآفرینی و رونق اقتصادی خوزستان بوده است، آلیاسین در مناصب مدیریتی این طرحها نقشآفرینی کرده و اکنون برای ما خوانندگان این نسل آن رویدادهای شگفتانگیز را با توضیحات دقیق، مستند، مستدل و جاندار به تصویر میکشد. این کار بسیار با ارزش تاریخنگاری و مستندسازی تاکنون به این شکل صورت نگرفته است.

خاطرات مهندس احمد آلیاسین در زمینه «تاریخ شفاهی توسعه خوزستان» در ۹ فصل و چند پیوست تنظیم شده است:
فصل اول: تولد و خانواده؛ فصل دوم: کنکور و دانشکده فنی؛ فصل سوم: ورود به عرصه کار؛ فصل چهارم: پروژه سد دز؛ فصل پنجم: سازمان برنامه و بازگشت مجدد به سازمان آب و برق خوزستان؛ فصل ششم: شبکه آبیاری دز، توسعه کشاورزی در اراضی زیر سد دز؛ فصل هفتم: کشت و صنعت نیشکر کارون و دعوت به کار؛ فصل هشتم: باز در سازمان آب و برق خوزستان و فصل نهم: دوران پس از انقلاب. پیوستهای کتاب نیز دربرگیرنده اسناد، احکام، نامهها و تقدیرنامهها، کارنامه آلیاسین، کتابنامه، نمایه و تعدادی عکس است.
در سه فصل اول کتاب در حدود ۸۰ صفحه با محیط خانوادگی، تحصیلات پیش از دانشگاه و دانشگاهی راوی که از خانوادههای قدیمی تهرانی است آشنا میشویم و نیز شاهد اشاراتی از وی درباره چگونگی تلاش برای ورود به عرصه بازار کار پس از پایان تحصیلات دانشگاهی در دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۹ هستیم؛ دورانی که وی به عنوان یک مهندس جوان تازه فارغالتحصیل برای دست و پا کردن شغلی جهت گذران زندگی ناچار به گوشه و کنار ایران سر میزند. فصل چهارم کتاب روایت باز شدن پای مهندس آلیاسین جوان به خوزستان و سد دز است که از طریق مشاهده آگهی استخدام مهندس در سد دز در روزنامههای تهران عملی شده و او را در سال ۱۳۴۰ راهی خوزستان و میدان فراخ و کارگاه چند هزار نفری ساختوساز سد دز در حوالی اندیمشک میکند. اینجاست که این مهندس جوان تهرانی دنیانادیده در بیابانهای کوهستانی و محیط کارگری خشن محل ساخت سد دز قرار میگیرد و در گرمای ۵۰ درجه تابستان خوزستان و سوز سرمای جانسوز زمستان آن دیار روز و شب نمیشناسد. با مهندسان ارشد اروپایی و آمریکایی در واحدهای گوناگون سد همکاری میکند. تواناییهای خود را نشان میدهد و راه ترقی شغلی وی باز میشود. بخشهایی از فصل پنجم به بازگویی خستگی وی از این محیط کار شاق و تلاش او برای کاریابی در تهران، مازندران و بندرعباس اختصاص دارد، هرچند دست تقدیر باردیگر وی را به سرعت به خوزستان و سازمان آب و برق خوزستان میکشاند. فصل ششم کتاب یکی از فصلهای پربار کتاب در راستای نشان دادن پویایی اوضاع کار و زندگی آلیاسین و تنوع تجارب وی است: مدیریت آبیاری و توسعه کشاورزی در اراضی زیر سد دز، اعزام به هلند، درگیری با سیل بنیانکن ۱۳۴۷ خوزستان، تلاش برای دریافت وام از بانک جهانی برای شبکه آبیاری دز، کار با مرکز تحقیقات کشاورزی صفیآباد دزفول، بهکارگیری فناوری نوین تسطیح اراضی، اعزام به آمریکا، علل ناکامی بهرهبرداری بهینه از شبکه آبیاری دز، کار و همکاری با سومین میرعامل سازمان آب و برق خوزستان (دکتر هوشنگ وصال) و پنجمین مدیر عامل (مهندس محمد قلیخدیوی)، تشریح اثرات منفی سیاستهای وزارت نیرو بر سازمان و موارد دیگری از این دست.
صفحات نسبتا پرشمار ۶۰ صفحهای فصل هفتم کتاب از یکسو خواننده را با جلوههایی دیگر از تلاشهای فردی مدیریتی توسعهمحور مهندس آلیاسین آشنا میکند و از سوی دیگر ما را به فرازونشیبهای پدید آوردن و نهادینه کردن فرهنگ توسعه در محیطهای روستایی، کارگری و اداری خوزستان و ایران پیوند میزند. در این فصل هست که میبینیم شناختگی نام و آوازه آلیاسین پرانرژی، منضبط، برنامهریز و تیزبین باعث میشود تا برای سروسامان دادن به چالشهای کشت و صنعت نیشکر کارون و نیز توسعه نیشکر اراضی دیمچه به این واحدها دعوت یا گسیل شود. به این ترتیب، با دشواریها و معضلات عملی توسعهآفرینی بیشتر آشنا میشود. ناچار به دوبار مسافرت به کره جنوبی و تامین نیروی کار توانا و سرمایه انسانی با تجربه از آن کشور میشود. در گسترش فرهنگ انتقادپذیری درونسازمانی میکوشد، مرتبا به واحدهای تحت امر سرکشی می کند و فقط در دفتر مدیریت جاخوش نمی کند. همچنین ، برای دانشافزایی خود به آفریقای جنوبی نیز مسافرت میکند تا از طرحهای گسترده نیشکر کاری آن کشور از نزدیک آشنا شود.
روایت سختکوشیهای مهندس آلیاسین در صنعت آب و برق خوزستان در سالهای میانی و پایانی دهه ۱۳۵۰ در رژیم گذشته در فصل حدودا ۷۰ صفحهای هشتم تشریح شده است. در سال ۱۳۵۶ ایشان به بالاترین سمت مدیریتی سازمان آب و برق خوزستان یعنی مدیر عاملی این تشکیلات منصوب میشود و عهدهدار مسؤولیت توسعه منابع آب و تولید، انتقال و توزیع برق را برعهده میگیرد. با نخست وزیر وقت دیدار میکند. از بازدید و افتتاح سد کارون و نیروگاه آن و نیز از ایستگاه برق ۴۰۰ وات اهواز خاطراتی نقل میکند. بازدید معاونین ده ـ دوازده وزارتخانه از طرحهای در حال اجرای خوزستان را تشریح میکند . از بخشهای خواندنی این فصل ملاقات وی با رییس سازمان عمران دره تنسی آمریکا آقای ویلیام لیلیانتال است که میدانیم وی و همکارش گوردون کلاپ طراحان اصلی توسعه همهجانبه خوزستان در آن دوران بودند. در واقع، در همین دهه ۱۳۵۰ است که با به بار نشستن طرحهای لیلیانتال ـ کلاپ مانند سد دز، سد مسجدسلیمان، سد بهبهان، سد تنظیمی گتوند و چندین سد تنظیمی دیگر در سطح استان هزاران هکتار زمین کشاورزی دیم زیر کشت مبتنی بر آبیاری برنامهریزی شده میرود و در کشاورزی اندیمشک، دزفول، شوش، شوشتر و هفتتپه انقلابی رخ میدهد. به شهرها و روستاها برقرسانی و آبرسانی میشود. جلوی سیلابهای ویرانگر استان تا حدود زیادی گرفته میشود. مراکز بهداشت روستایی در صدها روستای خوزستان برپا میشود و بسیاری از روستاها از فضای درس و مدرسه برخوردار میشوند. در ماهشهر و آبادان طرحهای عظیم و اشتغالزا و توسعهآفرین پتروشیمی ساخته میشود. در حمیدیه، بستان و سوسنگرد کشاورزی نوین جایگزین کشاورزی دیم میشود. مقدمات اجرایی کردن طرحهای کشت گسترده نیشکر در چند شهر خوزستان فراهم میشود. همزمان، آلیاسین در کنفرانس جهانی آب شرکت میکند و از تاسیسات تولید برق نیویورک نیز بازدید میکند. به ایران بازمیگردد. استاندار خوزستان تغییر کرده و دولت انقلابی مهندس بازرگان بر سر کار آمده است. به تهران میرود و با بازرگان دیدار میکند. اندکی بعد در کش و قوس بینظمیهای هفتهها و ماههای نخست پیروزی انقلاب از کار بر کنار و به جای وی مدیری جدید منصوب میشود.

فصل نهم کتاب، به بازگویی خاطرات تلخ این مدیر خدمتگزار توسعه خوزستان و ایران در ایام برکناری، بازداشت، بازجویی، زندان و دیگر ناملایمات مربوطه اختصاص دارد. در این دوران سخت که آلیاسین از کار برکنار و اخراج شده است ناچار وارد بخش خصوصی شده و از یک تکنوکرات و بوروکرات توسعهاندیش تبدیل به یک بنکدار بازار میشود. اندکی بعد، یک شرکت مهندسی مشاور راهاندازی میکند و با تعامل با مدیران جدید انقلابی به نوعی دوباره وارد چرخه مدیریت میشود. در کشت و صنعت میان آب شوشتر و نیز دهخدا مشغول به خدمترسانی میشود. با کولهباری از ۳۰ سال کار تجربی در میدان توسعه، طرح گسترش تعاونیهای روستایی را اجرایی میکند. مطالعات آبیاری و زهکشی رودخانه بهمنشیر را عملیاتی میکند. درباره مطالعه جمعآوری آبهای سطحی غرب کشور مشارکت میکند. طرحها و پیشنهاداتی نیز برای رفع عقبماندگی ایران به مسؤولان استان و کشور ارایه میدهد و نهایتا خود را برای همیشه از انجام عملی طرحهای توسعه کنار میکشد و میکوشد از آن پس تمام هم و غم خود را صرف مطالعه هر چه بیشتر مبانی و روشهای توسعهآفرینی، مقابله با موانع توسعهیافتگی، تشریح علل تداوم توسعهنیافتگی و بیان خاطرات جهت ثبت و ضبط در تاریخ و بهرهگیری صاحبنظران و صاحبمنصبان کند.
این کتاب ارزشمند خود از دستاوردهای این دوره از زندگی پربار مهندس احمد آلیاسین است؛ نخبهای ایرانی که به واسطه تلاشگری کمنظیر خود هم سهبار از رژیم شاه مدال گرفته است و هم چهار بار از مسؤولان جمهوری اسلامی ایران. بیتردید برای علاقهمندان توسعه ایران و خوزستان مورخان و خوزستانپژوهان، مهندسان و کارشناسان صنعت آب و برق، سیاستمداران و دیگر افراد و نهادهای پیگیر چنین زمینههایی، مطالعه «تاریخ شفاهی توسعه خوزستان» الزامی است و درسآموز. هر گاه بخواهیم فهرست نامآوران نخستین برنامه توسعه همهجانبه خوزستان را ذکر کنیم، در کنار نام افرادی چون ابوالحسن ابتهاج، ویلیام لیلیانتال، گوردون کلاپ، بلاندفورد، عبدالرضا انصاری، مصطفی مزینی، هوشنگ وصال، محمدقلی خدیوی و صفی اصفیا، در آن صورت قطعا در آن میان نام مهندس احمد آلیاسین نیز از درخشش خاصی برخوردار خواهد بود. بر خوزستانیان و نخبگان خوزستانی است که بدانند تاریخ توسعه خوزستان در یک سده گذشته، در وهله نخست بیتردید در گرو کوششهای نیروهای آگاه، برنامهریز و زحمتکش غیرخوزستانی بوده است؛ خواه غیرخوزستانی ایرانی و خواه انیرانی.
منابع:
آلیاسین، احمد (و مریم محمدلو) (۱۳۹۶). تاریخ شفاهی توسعه خوزستان: خاطرات احمد آلیاسین (مصاحبه، تحقیق و تدوین از رویا محمدلو). تهران: سازمان اسناد ملی و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
ابتهاج، ابوالحسن (۱۳۷۱). خاطرات ابوالحسن ابتهاج (در ۲ جلد). تهران: انتشارات علمی.
امام، عباس (۱۳۹۶). از خوزستان و خوزستانیها. اهواز: انتشارات معتبر.
انصاری، عبدالرضا (۱۳۹۳). ناگفتهها از روزگار پهلوی: خاطرات عبدالرضا انصاری. تهران: نشر علم.
انتهای پیام