تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۴
کد خبر: ۲۴۱۸۲۶
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

نسبت جمهوری اسلامی ایران با رسانه های نوین

مقاله دریافتی / اشکان خواجه کولکی
به دنبال گسترش رسانه های نوین در میان انسان ها امکان بیان نظرات، دیدگاه ها و ... در زمینه های سیاسی ، اجتماعی و ...  برای انسان فراهم شده است . از طرفی نیز انسان با انبوهی از اطلاعات مواجه است که در رد یا تایید آنها دچار شک و تردید است و اساسا در بعضی موارد از آنجا که نظرات متناقض بسیاری مطرح می شود رد یا تایید آنها کاری دشوار یا به بیان بهتر غیر ممکن است . رسانه های نوین به واسطه ی دادن چنین دسترسی به بشر تبدیل به چالشی بزرگ برای حکومت ها شده اند . از طرفی این امکان را فراهم آوردند که بتوان به صورت گسترده تر به انسان ها آموزش های لازم و اطلاع رسانی های ضروری را انجام داد و از طرف دیگر این امکان را در اختیار گروهای سود جو قرار داد تا با دروغ و فریب اهداف خود را پیش ببرند . حال با توجه به اینکه ایران نیز از این قائده مستثنی نیست در این مقاله سعی خواهیم کرد به این پرسش پاسخ دهیم که مالکیت رسانه ای مطلوب در نظام سیاسی ایران چیست و شرایط حاکم بر شبکه های اجتماعی چه نسبتی با مالکیت مطلوب حکومت جمهوری اسلامی ایران دارد.

ابتدا تعریفی از رسانه های نوین ارائه می دهیم  هنگامی که از رسانه‌های نوین بحث می‌شود، جدیدترین رسانه‌ها منظور است. اگرچه در شکل‌گیری رسانه‌های نوین نیروها و الزامات اجتماعی و فرهنگی دخیل هستند، اما رسانه‌های دیجیتال ملموس‌ترین و بارزترین رسانه‌ای هستند که بر سایر رسانه‌ها تأثیر گذاشته‌اند (مک‌کوایل, 1387). رسانه های نوین یا  شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط میان انسان ها روز به روز در حال گسترش هستند.  شبکه های اجتماعی یا رسانه های نوین به گونه ای طراحی شده اند که هر فردی که به اینترنت دسترسی داشته باشد می تواند در هر زمینه ای که دلخواه اوست مجرد از آنکه دارای تخصص در آن زمینه هست یا نه نظرات خود را در قالب یک پیام به دیگران منتقل کند .  طبق آمار های ارائه شده از  کل جمعیت جهان که 7.8 میلیارد نفر هستند تعداد کاربران جهانی شبکه های اجتماعی  چیزی در حدود 4.14  میلیارد نفر است (نوین هاب, 1399) این آمار نشان می دهد  که  در حدود 53 درصد مردم جهان از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند؛ که این آمار نشان دهنده¬ی تبدیل شدن جهان به یک دهکده ی کوچک است. توجه کنید که این آمار مربوط به  یکسال پیش است و تعداد کاربران رسانه های نوین روز به روز در حال افزایش است. در ایران نیز درصد بالایی از مردم از اینترنت استفاده می کنند و کاربر شبکه های اجتماعی هستند .  میزان عضویت در شبکه‌های اجتماعی در ایران از میزان ۵۳درصد در سال ۱۳۹۶ به ۶۵درصد در سال ۱۳۹۹ رسیده است. مورد دوم اینکه متوسط حضور روزانه در شبکه‌های اجتماعی در حدود ۳۰دقیقه در بازه زمانی مذکور افزایش داشته و به رقم یک‌ساعت و ۳۲دقیقه در روز رسیده است. (اقتصاد آنلاین, 1400). طبق آمار بالا جمعیت زیادی از مردم کشور ما از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند و بنابر شیوه ی ساخت شبکه های اجتماعی که تولید محتوا در آن برای همگان امکانی فراهم است این کاربران روزانه با حجم وسیعی از اطلاعات اجتماعی، سیاسی، ورزشی و ...مواجه می شوند. گسترش مخاطبان شبکه های اجتماعی یا رسانه های نوین و کاهش مخاطبان رسانه های سنتی به چند دلیل است

 تفاوت اول ایجاد و انتشار محتوا: رسانه‌های سنتی مبتنی بر اصل یک به چند است. یک ویرایشگر تصمیم می‌گیرد اخبار چه باشد؛ کدام گزارش‌های خبری باید در روزنامه منتشر شود یا کدام گزارش‌ها باید در بولتن بعدی پخش شوند. مصرف‌کنندگان اخبار، یعنی خوانندگان و بینندگان، هیچ نقشی در ایجاد یا انتشار محتوا ندارند. در مقابل رسانه‌های اجتماعی، رسانه‌هایی هستند که براساس اصل "چند نفر به چند نفر” کار می‌کنند. هر شخص می‌تواند محتوا را ایجاد کند و به اشتراک بگذارد. این باعث می‌شود فرایند ایجاد محتوا بیشتر دموکراتیک باشد.

تفاوت دوم تمرکز یا هدف: رسانه‌ اجتماعی، همان‌طور که از نام آن پیداست، رسانه‌ای است که مردم از آن برای تعامل با دوستان، بستگان، آشنایان و غیره استفاده می‌کنند و لزوماً نیازی نیست که بر پایه پخش اخبار باشد. رسانه‌های سنتی اساساً یک رسانه خبری هستند که به‌طور سنتی عملکرد جمع‌آوری و انتشار اخبار را انجام داده و همچنان این کار را ادامه می‌دهد. به این دلیل است که این دو رسانه مانند کارد و پنیر هستند.

تفاوت سوم تعامل: رسانه‌های اجتماعی اجازه می‌دهند تا کاربران نظرات خود در مورد مطالب ایجاد شده توسط دوستان خود، بستگان و یا گروه همکاران  بیان کنند. هیچ "برادر بزرگی”(فرد یا سازمانی که مسئول نظارت و کنترل شدید است، اشاره به رمان ۱۹۸۴ جورج اورول) نظرات را سانسور نمی‌کند. همه نظرات در زمان واقعی هستند که محتوای منتشر شده را غنی‌سازی می‌کنند و به مردم قدرت به اشتراک‌گذاری دیدگاه‌هایشان را می‌دهد. رسانه‌های سنتی تحت نظارت هستند.    تمام ارتباطات یک‌طرفه است: از ویرایشگر تا خوانندگان؛ بیشترین چیزی که یک خواننده می‌تواند به انتشار آن امید داشته باشد نامه‌ای است که در ستون محدود و مخصوص خوانندگان در روزنامه‌ها منتشر می‌شود یا پیامی که برای رادیو یا تلویزیون می فرستد. البته، هیچ تضمینی وجود ندارد که  نامه قبل از چاپ آن چقدر ویرایش شود. این تعامل در مورد تلویزیون حتی محدودتر نیز هست.

تفاوت چهارم همگرایی: رسانه‌های اجتماعی یک رسانۀ واقعاً همگرا هستند؛ شما می‌توانید محتوا را به‌عنوان متن، محتوای صوتی-تصویری یا عکس‌ها و تصاویر را در رسانه‌های اجتماعی به‌صورت یکپارچه منتشر کنید. رسانه‌های سنتی در آن واحد تنها می‌توانند در یک فرمت؛ به‌صورت چاپی یا صوتی-تصویری وجود داشته باشند. همگرایی در فضای رسانه سنتی وجود ندارد.

 تفاوت پنجم سرعت: رسانه‌های اجتماعی فوری هستند. گزارش‌های منتشر شده در  رسانه‌های اجتماعی به‌صورت فوری قابل‌دسترسی است. رسانه‌های سنتی برای انتشار اطلاعات زمان نیاز دارند. در مورد روزنامه‌ها، این به‌یک‌بار در روز محدود می‌شود؛ تلویزیون یا رادیو می‌تواند گزارش را به‌طور مرتب به‌روزرسانی کنند اما آن‌ها نیز نمی‌توانند با سرعت رسانه‌های اجتماعی رقابت کنند مگر اینکه مدام به‌صورت زنده پخش شوند.

تفاوت ششم هزینه ایجاد: ثروتی هرچند اندک برای راه‌اندازی یک روزنامه، رادیو و یا ایستگاه تلویزیونی لازم است. بنابراین، تعداد کمی از افراد می‌توانند امید داشتند یکی از آن‌ها را داشته باشند. سیستم‌های رسانه‌های اجتماعی اجازه ارسال رایگان محتوا را می‌دهند. بنابراین، هرکسی می‌تواند یک ناشر یا پخش‌کننده باشد.

 تفاوت هفتم دسترسی و اعداد: دسترسی به رسانه‌های اجتماعی حیرت‌آور است؛ میلیاردها نفر در سراسر جهان را متصل می‌کند. در مقابل، دسترسی به رسانه‌های سنتی محدود به تعداد خوانندگان یا بینندگانی است که ممکن است روزنامه‌ها یا کانال‌های تلویزیونی داشته باشند.

حال با توجه به مدل گونه لاسول که پنج عنصر ارتباط جمعی را مطرح می کند یعنی  چه کسی؟ (فرستنده یا منبع) چه می گوید؟ (پیام) به چه کسی ؟ (گیرنده) با چه تاثیری؟ (تاثیر) و توضیحات بالا می توان دریافت که برخلاف رسانه های سنتی که به راحتی توسط حکومت ها می شد آنها را  کنترل کرد، رسانه های نوین امکان  کنترل کمتری وجود دارد مگر آنکه آنها را فیلتر کرد چون هم فرستنده پیام و هم گیرنده ی پیام می توانند ناشناس باشند.

 حال به سراغ رسانه و رابطه ی آن با حکومت جمهوری اسلامی ایران می رویم. رسانه های ارتباط جمعی سنتی مانند تلویزیون و رادیو که طبق قانون اساسی به صورت مستقیم توسط حکومت اداره می شوند و روزنامه ها و مجلات هم که باید از حکومت مجوز انتشار بگیرند؛ اما در شبکه های اجتماعی تولید محتوا بدون داشتن مجوز هم امکان پذیر است و حکومت توان چنین کنترلی را در شبکه های اجتماعی ندارد.

با توجه به نظریه های هنجاری رسانه که توسط دنیس مک کوئیل ارائه شده است   و مهم‌ترین مبانی این تئوری هم به شرح زیر است؛ 
بایدها :
 1)در خدمت خواسته‌ها
2) عهده دار وظیفه مسلکی کردن جامعه
 3) موظف به هنجارسازی، آموزش و اطلاع‌رسانی و انگیزاندن و بسیج‌گری
 4) برآورده کننده خواسته‌ها و نیازهای مخاطبان ضمن وظیفه‌دار بودن در برابر جامعه
 5) اعمال سانسور 
 6) مجازات پس از انتشار نبایدها:
 7) مالکیت رسانه‌ها از سوی افراد غیرمسلکی حاکم (کوایل, 1388) .
 با توجه به ایدئولوژیک بودن حکومت درایران می توان دریافت که شیوه¬ی مطلوب مدیریت رسانه تا حدی  با پارامترهای هفتگانه ای که در  بالا مطرح شد هم خوانی دارد و چنین رسانه های را که از این معیارهای هفتگانه بگذرند را مطلوب و مناسب خود می بیند. در حال حاضر با توجه به حضور پررنگ مردم ایران در شبکه های اجتماعی و اطلاعات و اخبار فراوانی که در این شبکه به مخاطبان داده می شود که در بسیاری از موارد امکان راستی آزمایی نه در توان مخاطب است و نه در حوصله و تخصص مخاطب عام و این مساله  امکان جریان سازی را برای افراد با نیت های مختلف فراهم آورده و اساسا شبکه های اجتماعی به عنوان بسترهای که امکان همراه کردن محتوا با خواست حکومت در آن  وجود ندارد و عملا حکومت را برای اعمال سلیقه در تولید محتوا  محدود کرده و منافع خود را در در فضای شبکه های اجتماعی آسیب پذبر می بیند
captcha
آخرین اخبار