۱- جناب آقای ارسلان غمگین مدیرکل محترم کار و امور اجتماعی که بارها گفته
اند اجازه نمیدهم غیربومی و مدیر پروازی به کار گرفته شود وظیفه سنگینی در
این مقطع و در برخورد با این مورد دارند که امیدواریم با عزمی راسخ و به
دور از مصلحت اندیشی پیگیر این مساله مهم باشند.
۲- همه می دانیم بعضی مشاغل و مسئولیت ها از حساسیت و اهمیتی بالا
برخوردارند که لازم است فردی عهده دار آنها گردد که به خوبی بر منطقه و
مسائل انسانی اجتماعی و فرهنگی آن اشراف داشته باشند و کیست که نداند
برقراری آرامش و نظم از آن جمله است. چگونه میشود بدون اطلاع داشتن از بافت
فرهنگی وارزش های قومی غالب در بین یک گروه از مردم که به هر دلیل گرفتار
اختلاف یا مشکلی شده باشند، مشکلی را حل کرد و اوضاع را آرام نمود؟ یک
نیروی غیربومی نه فقط هرگز از عهده حل چنین مشکلاتی بر نمی آید بلکه
توانایی پیشگیری از آنها را نیز نخواهد داشت؟ و اینگونه است که یک مسئله
کوچک و پیش پا افتاده به سادگی به کلافی سردرگم تبدیل می شود آن هم در قلب
صنعت مادر کشور یعنی صنعت سیمان.
۳- از جمله ابتدایی ترین وظایف هر مدیر تربیت نیرو و نیروهایی که بتوانند
پس از وی امور را به همان روال و بهتر از آن ادامه دهند تا به پویایی
مجموعه خللی وارد نگردد و این تنها دغدغه ای است که یک مدیر پروازی غیر
بومی نمیتواند داشته باشد چرا که هرگز مانند افراد بومی به آنجا تعلق خاطر
ندارد.
۴- یکی از اداراتی که معمولاً با مدیران حراست مرتبط می باشد اداره محترم
اطلاعات است. ادارهای که حافظ و پاسدار جان بر کف آرمانهای انقلاب است.
جا دارد از شما بپرسیم برادران عزیز شما چگونه به این امر راضی شدید تا با
یک بی تدبیری چنین حجم سنگینی از بیت المال تلف گردد؟
۵- تا همین چند سال پیش گاهی به علت استخدام یک نیروی غیر بومی در حد یک
تکنسین با اعتراضات فراوان ائمه محترم جمعه شهرستانهای هفتکل و رامهرمز و
فرمانداران محترمشان روبرو می شدیم ولی حالا چرا هیچ کس هیچ نمی گوید؟ ای
بزرگواران با یک حساب سر انگشتی می توان گفت فقط با مجموع پول هایی که بابت
هزینه های جنبی این مدیر پروازی غیر بومی هزینه شده است میتوان چندین
خانواده محروم را در این اوضاع بد اقتصادی بخوبی حمایت کرد. از شما استدعا
داریم راضی به ادامه چنین روند نامعقول و نادرست و خلاف قانونی نباشید و
چون همیشه از حق مردم محروم منطقه دفاع کنید.
۶- استفاده از نیروهای غیر بومی و پروازی به راستی یک توهین آشکار به
توانایی های بالای استان خوزستان است. استانی که در همه عرصه ها و صحنه ها
امتحان خود را پس داده و از دشوارترین آزمونها روسفید بیرون آمده است. دست
کم در بخش تامین امنیت در بیشتر مجموعه های مهم کشور مانند: نفت،
هواپیمایی، نیرو، صنایع مهم و… از مدیران خوزستانی استفاده می شود آیا این
یک توهین نابخشودنی نیست که در تمام خوزستان نتوان یک مدیر حراست برای یک
شرکت تامین کرد؟ افسوس و هزاران افسوس…
و کلام آخر اینکه این ماجرا باید ما را به یاد همان تیم فوتبالی اندازد که
بعد از باخت های فراوان همگی به این نتیجه رسیدند که تنها راه کسب پیروزی
این است که باید سه نفر از بازیکنان تیم خودشان بازیکن شماره ۹ تیم خود را
مهار و کنترل کنند تا دیگر از هیچ تیمی شکست نخورند. ای عزیزان! ما با
خودمان که تعارف نداریم شوربختانه چاره ای نیست جز اینکه بپذیریم مانند
همیشه باز هم "گل به خودی” کمر ما را شکسته است.
"ترسم از ترکان تیر انداز نیست– طعنه ی تیرآورانم می کشد”
(والسلام علی من اتبع الهدی)
منبع: کارونی ها