به گزارش فارس، باید پذیرفت که مشکل نبود دروازهبان این روزها اگر بزرگترین چالش موجود در فوتبال ایران نباشد؛ یکی از پر سر و صداترین آنهاست.
حضور دروازهبان خارجی و یا اجازه ندادن به آنها برای ایستادن در چارچوب دروازه تیمهای لیگ برتری و کنش و واکنشهای فراوانی که در چند صباح گذشته باعث شکلگیری اختلاف سلیقهها در این خصوص در مجامع فوتبال کشور شده است خود گواه این مدعاست.
شاید قصه دروازهبانگریزی آبادانیها در موازات با این معضل کشوری از روزی کلید خورد که به راحتی نوشیدن جرعهای آب و شاید آسودهتر از آن، رضایتنامه علی عساکره، دروازهبانی را که از صفر تا تیم فوتبال نفت نوینش را آبادانی بود، صادر کردند.
به این ترتیب او را به شهرداری بندرعباس معرفی کردند تا عساکره آنجا را به عنوان سکویی برای رسیدن به تیم ملی زیر 23 سال انتخاب کند نه آبادان و نه صنعت نفت را.
روایت دروازهبان گریزی داخلی آبادانیها بیشتر به عالم واقع نزدیک شد وقتی که نادر غبیشاوی، دروازهبان با تجربه آبادانی را در حالی راهی تبریز کردیم که به گفته روایتکنندگان حاضر در مراسم نکوداشت عبدالواحد بزمه، پیشکسوت تیم فوتبال صنعت نفت در دهه 50، بعد از آنکه غبیشاوی درون دروازه یک مسابقه نمادین در این مراسم میایستد و تماشاگران با تشویقهای مکرر وی را حمایت میکنند، غلام پیروانی، سرمربی وقت صنعت نفت با بهانه مبارزه با بازیکنسالاری قید جذب این دروازهبان را میزند.
عساکره و غبیشاوی را راهی کردیم بدون آنکه آب بدرقه را پشت راه سفرشان بریزیم و مهرداد بشاگردی را اما حفظ کردیم تا با خودزنی نشان دهیم که دروازهبان آبادانی نمیخواهیم.
بشاگردی نیز از روزی که چشم فوتبالیاش را باز کرد خود را با لباس زرد رنگ صنعت نفت آبادان دید و در جایی رشد فوتبالی خود را به تماشا نشست که پدرش جمشید بشاگردی نیز حق آب و گل داشت.
مهرداد بعد از آنکه یک فصل کامل را زیر سایه حسن هوری سپری کرد در لیگ پشت سر گذاشته شده در حالیکه در نخستین فرصت به دست آورده در دیدار مقابل راهآهن شهرری به یکی از علتهای اصلی پیروزی صنعت نفت در مقابل شاگردان علی دایی بدل شد؛ خیلی زود با بیتدبیری داخلی و بازی کردن با روح و روان این بازیکن به نشستن دوباره روی نیمکت محکوم شد.
آبادان دروازهبان آبادانی نمیخواهد و علت این نخواستن شاید علامت سوالی بیجواب باشد. اتفاقی که شاید اگر شکل معکوس حالت امروزی را به خود میگرفت نه شاهد حضور بازیکنانی از این پست در آبادان بودیم که بعد از مدتی با پر کردن اندوخته مالی در حالی که کمترین بازدهی را داشته از شهر خارج میشوند و نه بدتر از آن میدیدیم که دروازهبانی به مجموعه اضافه میشود که خود او هم نفهمید بازیکن است یا مدیر، مربی است یا هوادار، گلر است یا مشتزن!