تسنیم: از خودتان برایمان بگویید؟
بروجردیان: غلامرضا بروجردیان متولد 1340 رزمنده سالهای دفاع مقدس هستم. فعالیتهای فرهنگی خود را قبل از انقلاب در مسجد محمدی آغاز کرده و بعد به مسجد ولی عصر رفته ام. شاگرد قرآنی شهید بهاالدین بودم، در سال56 مربی جلسات قرآن مسجد ولی عصر شدم و از همان مسجد کار تاتر را اجرا کردم.
تسنیم: از فعالیتهای فرهنگیتان در جبهه و اولین تاتری که اجرا کردید برایمان بگویید؟
بروجردیان: شیپور جنگ اولین تاتری بود که به کارگردانی مرحوم قیصر امین پور و رضا بدلی اجرا کردم. خدمت سربازی را در سپاه اهواز بودم که تاترهایی از قبیل ضربت، اصحاب کهف و راز را در اهواز اجرا کردم.

تسنیم: در چه عملیاتی بودید و مجروح شدید و از فعالیتتان در جبهه برایمان بگویید؟
بروجردیان: درعملیات خیبر از ناحیه پای چپ مجروح شدم. دوربینم مثل سلاح همیشه همراهم بود و عکس میگرفتم و سعی میکردم تصاویر را ثبت کنم و نیز کارهای فرهنگی در جبهه را انجام میدادم.
تسنیم: با کدام یک از فرماندهان ایرانی همرزم بودید؟
بروجردیان:فرمانده شهید بهروز غلامی بسیار جسور بودند.
تسنیم: برخورد خانواده در اعزام شما به جبهه چگونه بود؟
بروجردیان: من در خانوادهای بزرگ شدم که واژه ی دفاع و رشادت برایشان تازگی نداشت و مانع حضور من در جبهه نشدند.
تسنیم: از تلخ ترین خاطره عکاسی تان و خنده دارترین خاطره ای برایمان بگویید؟
بروجردیان: تلخترین خاطره عکس گرفتند از پیکرهای مطهر دوستان شهیدم بود شهید علییارخسروی و نجات نجف آبادی بود. مراسم تشییع شان همزمان ولی جداگانه، یکی در گلزار شهید آباد و دیگری در بهشت علی بود. از دست دادن مراسم تشییع هرکدامشان برایم سخت بود. زمانی که در غسال خانه از پیکر علییار عکس گرفتم دیگر نتوانستم از مراسمات اولیه نجات عکس بگیرم، فقط توانستم از مزار او عکس بگیرم.
خنده دارترین خاطره ای که به یاد دارم، سیستم صوتی را برای مراسم دعای کمیل که با صدای حاج صادق آهنگران قرار بود زمزمه بشود آماده میکردم،همه رزمندگان در حس و حال معنوی راز نیاز با خدا بودند که یهو فرانکانسهای صوتی با فرانکاسهای عراق قاطی شده، ترانه پخش شد.

تسنیم: چه درسهایی از جبهه گرفتید؟
بروجردیان: درس زندگی، مقاومت، ایثار، گذشت، کار برای رضای خدا انجام دادند و به فکر خلق الله بودند. درسهایی بود که از جبهه گرفتیم.
تسنیم: از احساس خود در هفته دفاع مقدس بگویید؟
بروجردیان: این حس و حالی که با آغاز هفته دفاع مقدس به سراغمان میآید گفتنی نیست . با آغاز این هفته و دیدن تصاویر جبهه و عکسهایی که از رزمندگان گرفته تمامی خاطرات آن روزها برایم خاطراتی تداعی میشود. در یک کلام چطور میشود فراموش کرد همرزمان و دوستانی که با هم بزرگ شدیم و اینکه آنها رفته و ما را جا گذاشتند. چگونه میشود تحمل کرد شبهای خاطره انگیز و سرشار از معنویت جبههها را، چگونه تحمل کنیم دوری مردان خدایی را و آنهمه اخلاص و برادری را ان شاءالله که رهرو راه شهدا باشیم.