فرزاد آبادی در دفاع از خود و به نمايندگی از دو داور ديگر يازدهمين جشنواره شعر جنوب خوزستان كه در ماهشهر برگزار شد به انتقادات حميدرضا اكبری (شروه) در خصوص نحوه برگزاری و داوری اين جشنواره، كه در مورخ اول اسفند 89 در سرويس فرهنگ و هنر ايسنای منطقه خوزستان درج شده است، پاسخ داد.
فرزاد آبادی گفت: در ابتداي اظهارت اين شركت كننده كه نام مستعار او "شروه" است آمده:« متاسفانه در يازدهمين جشنواره شعرجنوب خوزستان كه در ماهشهر برگزار شد تعريف درستي از جنوب خوزستان ارايه نشد. جنوب خوزستان شامل شهرهاي اهواز، ماهشهر، هنديجان و غيره ميشود... در اين جشنواره شعرهاي شاعران اهوازي داوري نشد چراكه اساس كار مشكل داشت.» در پاسخ به اين شركت كننده بايد گفت كه اتفاقا تعريف شما ناقص است. ما شهرستانهايي به نام و غيره نداريم. آيا منظور از حرف شما برگزيده شدن ايشان است؟ يا ملاك را شعرخود قرار دادهايد؟يا منظور ديگري داريد؟
او افزود: در ادامه حرفهاي اين شركت كننده عزيز گفته است:« داوريها هم به استثناي داوري قابل تاييد بهزاد خواجات مشكل داشت». آقای شروه، مگر شما در جلسه داوري حضور داشتيد؟ در ادامه گفتهاند:« پرويز حسيني سالها است كه از حوزه شعر دور است و فرزاد آبادي در اول راه شعر است. » آقاي شروه، حوزه شعر با حوزه انتخاباتي فرق دارد. شما از كجا ميدانيد كه آقاي پرويز حسيني از جهان شعر دور است؟ آقاي شروه، استدلالهاي شما همه از يك جنس است و قايل به اطلاعات خود در رابطه با افراد هستيد. درباره من هم كه فرمودهايد كه تازه اول راه شعر هستم، مگر همين شما نبوديدكه در روز جشنواره كتابهاي مرا كه چند سال پيش چاپ شده بود اظهار كرديدكه نخوانده و نداريد و مجموعهاي را تقديم شما كرديم.
آبادی عنوان كرد: اگر شما منتقد شعر هستيد، پس كجا است نقدهايتان؟ مترتان را در جيبتان بگذاريد.با معيارهاي ادبي قضاوت كنيد. آن هم در دستگاه قضاي ادبي و آن هم نه افراد را. آقاي شروه، معتقديد در اين برنامه مجري بياحتراميهاي زيادي به پيشكسوتان شعر خوزستان كردهاند. آقاي شروه، اين شما نبوديد كه در رديف اول نشسته بوديد و متلك به مجري ميپرانديد؟ و باني سلسله معذرتخواهيهاي مكرر مجري برنامه شديد.خانم مجري براي آن كه لفظ استاد را براي يكي از شاعران فراموش كردند بارها معذرت خواستند و شما تا فهميديدكه مجري ديوار كوتاهي دارد دوباره شروع كرديد و به اين موضوع در زمان قرائت شعر خود پرداختيدكه برنامه يخ است و مقصر مجري است. آقاي شروه، خود شما نيز لفظ استاد را در مصاحبه خود براي شاعر گرامي آقاي محمد شريفي به كار نبردهايد. حتما قصد توهين نداشتهايد. مشكل ما در حمايت از اهالي قلم گفتن يا نگفتن استاد و دكتر و... نيست. شما فقط از ايشان سوء استفاده كرديد و ايشان هنوز حرفي نزدهاند.
اين شاعر ادامه داد: آقاي شروه، درباره پراكندگي جشنوارههاي شعر در خوزستان گفتيد و اين كه چرا اداره كل فرهنگ و ارشاد خوزستان تمام اين جشنوارهها را يكپارچه نميكند و نام كنگره بر آن نميگذارد. در پاسخ بايد بگويم كه نام ديگر پراكندگي ميتواند تنوع و تكثر باشد و يكپارچگي در جشنواره شعر ميتواند به يكسانسازي و رايزدايي سليقهها منتهي شود. اما آن چه شعر و ادبيات را ميسازد جشنواره يا كنگره نيست و آن چه امري را كامل ميكند سكه تمام بهار آزادي هم نيست. اصولا آقاي شروه، ادبيات سازمان، اداره يا استانداري نيست. ادبيات فرمان ندارد كه بدهيم دست رانندهاش و ما با خيال آسوده چشم روي كتابهاي تازه ببنديم و به ياد دستهايي كه در همايشها يا صلواتي كه در كنگره زدهاند و فرستادهاند دل خوش كنيم.
داور يازدهمين جشنواره شعر جنوب خوزستان توضيح داد: بايد توضيح بدهم كه آثار رسيده به دست هيات داوران كدگزاري شده بوده است و سن و سال و ريش و عينك كسي را همراهاش ضميمه نكرده بودند و ملاك داوران تنها آثار بوده است. اگر شعر شما امتياز نميآورد و شما كل جشنواره را زير سوال ميبريد طبيعي است كه زحمات دست اندركاران جشنواره را همچون آقايان عزيز حيدري، محسن نظارت و ديگر دوستان در بندر ماهشهر را نخواهيد ديد و دكور زيباي صحنه را هم و فرداي جشنواره خيلي شتابزده و عصباني با خبرگذاري ايسنا مصاحبه خواهيد كرد و قضاوتي غيركارشناسانه ارايه ميدهيد و حساسيت واژگاني كه يك شاعر براي كار خود بايد داشته باشد براي ديگران خرج نخواهيد كرد.
آبادی گفت: آقاي شروه، شعر شما در دبيرخانه جشنواره موجود است. شعر آن كودك هفت ساله كه موردتقدير هم قرار گرفت موجود است. ملاك ما تنها شعر بوده است و نه چيز ديگري. از دلايل آقاي شروه در رابطه با عدم داوري صحيح اين است كه برگزيدگان همايش افرادي تازه كار بودهاند. اتفاقا به ياد دارم وقتي همان شاعر هفت ساله شعرش را براي حضار ميخواند آقاي شروه كه در نزديكي من نشسته بودگفت: "كوچولو شعرتو كي برات نوشته؟" در واقع پيشنهاد آقاي شروه با اين طرز تلقي از يك كار موفق اين است كه بايد حتما كس ديگري براي شاعر بنويسد. شما بگوييد پيشنهاد ما به آقاي شروه چه ميتواند باشد؟
وي اضافه كرد: در ادامه سلسله نتايج آقاي شروه از استدلالهاي ايشان اين برداشت ميشودكه چون من برگزيده جشنواره شعر نيستم در نتيجه فاتحه ادبيات خوزستان را بايد خواند. آقاي شروه، ادبيات فقط شعر نيست. خوزستان هم فقط افراد شركت كننده در اين جشنواره نيستند. همه شاعران محترمي كه در اين همايش شعر خواندند نيز در بخش مسابقه مانند شما شركت نكرده بودند. نه آقاي شروه، اتفاقا وقتي شما در برنامههاي راديويي خوزستان درباره ساختار شعر و داستان حرف ميزديد ما فاتحه ادبيات خوزستان را نخوانديم.
او افزود: آقای شروه، فرمودهايد كه زماني شعر و ادبيات ماهشهر را با نام "شروه" ميشناختند. ميپرسم پس ما گمنامي شعر ماهشهر را مديون زحمات شما بدانيم؟ منظورتان كدام زمان است؟ بگذاريد به يادتان بياورم. آيا آن زمان همان زماني نبود كه در كنگرههاي سراسري شعر از خمپاره حرف ميزديد و در اتاق هتل كنگره دور هم براي هم دست ميزديد و از سهميه شاعري خود ميخواستيد خرج كنيد و نماينده مجلس شويد و البته آن جا هم راي نياورديد و اين همه افتخار را توانستيد فقط در كارنامه شاعري خود ثبت كنيد.
داور يازدهمين جشنواره شعر جنوب خوزستان خاطرنشان كرد: آقای شروه، فرمودهايد در داوري آثار رسيده بايد از افرادي استفاده شودكه چندين دهه شعر معاصر را ميشناسند. آقای شروه، شما كه علاقمند شناسنامه شاعران و افراد هستيد بايد بگويم اتفاقا انتخاب داوران به شكلي بوده است كه سه نسل متفاوت شعري را دربرميگيرد. آقاي پرويز حسيني متولد 1334و دكتر بهزاد خواجات متولد 1347و فرزاد آبادي متولد 1355 است. آقاي شروه، افراد، با مطالعه ميتوانند از جريانهاي شعري باخبر شوند و با تعمق و تفكر به دانستههاي خودعمق ببخشند. لازم نيست از مسايل خصوصي شاعران سردربياورند. پرونده شعري كفايت ميكند.
آبادي بيان كرد: آقاي شروه، ميگوييد همه معترف بودند كه زماني شما در حوزه هنر و ادبيات جنوب حرفي براي گفتن داشتيد. ميپرسم چرا فقط در جنوب حرفي براي گفتن داشتيد؟ يعني در شمال سكوت ميكرديد؟ در پايتخت چطور؟ اين حرفها شعر جنوب ايران را در حد كنگرها پايين نميآورد. بقيه هنرمندان چه؟ آنها هم حرفي داشتهاند يافقط نگاه ميكردهاند؟ گفتهايد معترف بودهاند. يعني اعتراف كردهاند؟ آقای برادر شروه، شعر را به شاعران بسپاريد و استان را به استانداري.
منبع: ایسنا