تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۸:۲۴
کد خبر: ۱۶۰۸۸
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره
به بهانه حضور كاروان‌هاي راهيان نور؛

خرمشهر؛ سربلند در دفاع و ماندگار در تاريخ

روياي سقوط بندر استراتژيك خرمشهر هيچگاه براي ارتش صدام محقق نشد.

به گزارش ايسنا، بندر خرمشهر در جنوب غربي ايران پهناور، اولين بندر به شكل مدرن امروزي و در 70 سال اخير بوده است. اگرچه اين بندر شاهد تحولات زيادي در بيش از 200 سال گذشته بوده اما هيچ نقطه‌اي مرزي، ساحلي در تاريخ معاصر ايران همچون بندر خرمشهر يافت نمي‌شود كه مورد طمع همسايگان متجاوز و قدرت‌هاي استكباري در دو قرن گذشته باشد. اين روند تا به جايي پيش رفت كه بندر خرمشهر سرپل كمك‌هاي متفقين به ويژه آمريكا و انگليس به جبهه درهم شكسته شوروي سابق در نبردهاي حساس جنگ جهاني دوم شد تا «استالين» به مدد سرماي سخت كشورش و سواحل گرم بندر خرمشهر از تهاجم ماشين گسترده جنگي هيتلر نجات يابد.


اما داستان بندر خرمشهر تنها به تجاوز و طمع عثماني‌ها، انگليسي‌ها و ايادي مزدورشان خاتمه نيافت. كشور نوظهور عراق در صحنه جغرافياي جديد منطقه در قرن بيستم از بدو استقلال با اتكاي به نظامي‌گري و افراطي‌گري در اشاعه تفكران نژادي و قومي در تلاشي تازه براي ادعاهاي ارضي عليه ايران بود كه اين تفكر با حاكميت بعثي‌ها كه قانون اساسي و خط مشي ا ترور و خشونت و قتل و جنايت و خوي وحشي‌گري و تجاوز شكل مي‌داد به نقطه حساس رسيده بود به ويژه اينكه با دخالت مرموز و فتنه‌جويانه انگليس در «پيمان سعدآباد»، استخوان لاي زخمي همچون اروندرود بين ايران و عراق نيز به يادگار گذاشته شده بود.
شكل‌گيري جغرافياي جديد خاورميانه پس از جنگ جهاني دوم و به وجود آمدن كشور جعلي اسرائيل و رشد حس ناسيوناليسم عربي كه به «پان عربيسم» معروف شد از يك سو و روابط گرم شاه ايران با غرب و سپس فروش نفت به اسرائيل درگير جنگ با اعراب اين فرصت را به بعثي‌ها داد تا شكل جديدي از ماجراجويي‌هاي خود را با همسايه بزرگ شرقي‌اش دنبال كنند.
بسياري از تئوريسين‌هاي عراقي با حس ناسيوناليسم عربي بر پايه تفكران خشن بعثي به استخدام مكتب «ميشل عفلق» و نظاميان حاكم بر عراق درآمده بودند و با ايجاد موج‌هاي ضدايراني اينگونه وانمود مي‌كردند كه بايد جبهه‌اي جديد براي خارج كردن سرزمين‌هاي عربي در گستره مرزهاي ايران گشود البته اين تفكرات تنها متوجه ايران نبود بلكه مرور زمان نشان داد پس از سقوط نظام كوتاه سلطنتي در عراق حكمام نظامي و سپس بعثي‌ها كه از دل خشونت‌هاي ارتش ناسيوناليستي عراق به مدد حمايت‌هاي پنهان آمريكا و انگليس بيرون آمده‌ بودند با همه همسايگان عراق مشكل اساسي داشتند و حتي دشمني با كويت،عربستان سعودي و سوريه حتي بيش از ايران و تركيه بوده است.
"پل برمر" اولين حاكم آمريكايي بر عراق اشغال شده در مرور خاطرات خود در عراق با شبكه فاكس نيوز مي‌گويد صدام در برابر اين پرسش كه چرا مدام با همسايگانش در حال نزاع و حالت تجاوز بوده است، گفته بود عراق كشور بزرگي بود كه علي‌رغم داشتن سواحل آبي در جنوب نمي‌توانست بنادر بزرگي همچون كشورهاي ايران و كويت و يا عربستان داشته باشد. ما در يك نقص جغرافيايي در «ام‌القصر» و بصره گير افتاده بوديم.
"دكتر الجنابي" پژوهگشر عراقي كه خود سال‌ها در بندر رژيم سفاك صدام بوده و مدت‌ها در تبعيد از عراق زندگي كرده است با رد اين گفته‌هاي صدام به شبكه الجزيره مي‌گويد صدام عادت به دشمن‌تراشي داشت. مقايسه اينكه بايد بندر بصره عروس بنادر آب‌هاي شمال و جنوب خليج فارس باشد فقط دستاويزي براي ادامه ماجراجويي‌هاي او بود. قبل از به دنيا آمدن صدام هم بندر بصره از بنادر كويت و خرمشهر پررونق‌تر بوده است اما زاويه ديد او براي گشودن حساس‌ترين جبهه جنگ در مقابل ايران آن هم در حد فاصل مرز زميني شلمچه تا سواحل بندر استراتژيك خرمشهر به انگيزه‌هاي ديگري برمي‌گردد كه حاصل القائات مشاوران داخلي و خارجي ديكتاتور عراق و روند استراتژي ارتش عراق عليه جمهوري اسلامي ايران بود.
دكتر الجنابي مي‌گويد عوامل داخلي و مزدور بعثي‌ها در خوزستان و به ويژه خرمشهر به سازمان اطلاعات و استخبارات نظامي عراق تاكيد كرده بودند براي نبرد با ايران بايد گلوي اين كشور را فشرد. آن‌ها بر اين اعتقاد بودند كه گلوي ايران نه در شمال غرب اين كشور، كه در منطقه حساسي در جلگه جنوبي خوزستان است. اين تفكر و ترسيم اين طمع‌ها از پيش از دو همه قبل از تجاوز صدام به ايران شكل گرفته بود.
بر پايه گزارشات كنسول‌گري عراق در خرمشهر، وجود مهم‌ترين بندر و پالايشگاه خاورميانه در حدفاصل سواحل خرمشهر و آبادان با پتانسيل‌هاي مهمي همچون وجود فرودگاه،راه‌آهن و جاده‌هاي با استانداردهاي بين‌المللي و استقرار پايگاه‌هاي حساس زميني و دريايي ارتش ايران به مثابه شاهرگ رژيم شاه و كشور ايران به شمار مي‌رفت كه خارج كردن آن‌ها از چنگ ايراني‌ها مي‌توانست غنيمتي بزرگ همچون شكست ارتش مجهز آلمان در جبهه‌هاي جنگ جهاني دوم در شوروي سابق به حساب آيد.
صدام در دهه 70 ميلادي عملا حاكم بدون رقيب عراق ‌بود كه تنها سايه «حسن البكر» را به عنوان رئيس جمهوري عراق بر سر داشت و حتي قبل از امضاي قرارداد الجزاير براي نبرد در كانال و رودخانه اروندرود خود را آماده مي‌كرد. بر پايه اسناد نيروي دريايي عراق مستقر در ام‌القصر، ناوچه‌هاي «اوزا»ي ساخت شوروي سابق نيز به همين دليل خريداري شده بود.
ارتشبد ستاد «حسين فردوست» مرد در سايه شاه در طي دو نامه در سال 1347 به شاه مي‌نويسد عراق و رژيم حاكم بر اين كشور به شدت براي محدوديت بندر خرمشهر با ايجاد ناآرامي و قاچاق اسلحه تلاش مي‌كند. او صراحتا از شاه مي‌خواهد تا به مسئولان وزارت راه و ترابري وقت ماموريت فوري داده شود تا جايگزين مناسبي براي بندر خرمشهر معرفي شود كه پس از چندي «بندر امام خميني(ره)« كه آن روزها «بندر شاهپور» خوانده مي‌شد، معرفي شد.
استراتژي ارتش عراق براي تحقق رويايي چند ده ساله با سقوط رژيم شاه و بلندپروازي‌هاي صدام و حمايت‌ها و اشاره‌هاي سردمداران كاخ سفيد اكنون مي‌تواند جامه عمل به خود بپوشاند. مشاوران نظامي خارجي عراق با فرماندهان ارتش اين كشور موافق هستند كه جبهه اصلي براي رويارويي با جمهوري اسلامي ايران بايد از شلمچه، خرمشهر و آبادان آغاز و سپس با سازماندهي فوري در مرحله دوم در امتداد جبهه‌هاي دشت آزادگان، دشت عباس و به ويژه سقوط و تصرف شهرهاي اهواز و دزفول و چاه‌هاي مهم نفتي خوزستان ادامه پيدا كند.
سازمان سياسي ارتش و حزب بعث نيز بر اين اعتقاد بودند كه اين جبهه‌ها با داشتن جمعيت عرب زبان خيلي زود به دست عراق و رژيم بعث خواهند افتاد. اين جا بود كه صدام وعده غارت بندر خرمشهر را به عشاير پرورش دهنده گاوميش در فرات مركزي عراق داد.
بر همين اساس،ارتش بعثي مأموريت يافت براي تصرف خرمشهر خود را آماده رزمايش‌هاي جدي كند. فرماندهان عراقي بسيار اميدوار بودند كه كار ناتمام جاسوسان خود در سال 1358 را كه در جريان فتنه خلق عرب دنبال مي‌كردند اين بار يكسره كنند. آن‌ها با تمام نقشه‌هاي جعلي خود ساخته خوزستان و خرمشهر كار جبهه اصلي جنگ را يكسره مي‌دانستند و در جلسه‌هاي ابتدايي خود حتي براي خيابان‌ها و محلات و نقاط حساس خرمشهر نام‌هاي جعلي و جديد برگزيدند.
به دليل آماده نبودن ارتش ايران عراق براي عبور از اروندرود براي تصرف بندر خرمشهر و بندر آبادان، طرح‌هاي اوليه رد شد. بر همين اساس به نيروي دريايي عراق ماموريت داده شد تا با اجراي آتش بر روي سواحل بندر خرمشهر نيروي دريايي ايران در ايستگاه خرمشهر، ارتباط دريايي و تسلط نظامي ايران بر آبراه اروندرود را متوقف سازد. در همين حال، آتش پرحجم توپخانه و پيشروي نيروي زرهي ارتش بعثي كه نيروي پياده و مكانيزه را در پشت سر خود داشت با حمايت هوايي هواپيماهاي «ميگ‌ 21 » نيروي هوايي عراق نيروي نابرابر و ناخواسته را در روزهاي واپسين و گرم تابستان 1359 به مردم خرمشهر و آبادان تحميل كرد.
در همين حال نيروي دريايي عراق ماموريت داشت كشتي‌هاي تجاري در ساحل بندر خرمشهر را نيز مورد هدف قرار دهد تا عملا با غرق اين كشتي‌هاي بزرگ زمينه انسداد اروند و عدم تحرك دريايي ايران نيز رقم بخورد. نكته عجيب اين بود كه عراقي‌ها تمايل چنداني براي بمباران انبارهاي مملو از كالا و ثروت بندر خرمشهر حداقل تا روزهاي اول جنگ نشان نمي‌دادند و معلوم شده بود كه بعثي‌ها براي ثروت درون اين بندر نقشه‌هايي در سر دارند كه با شدت يافتن مقاومت‌هاي مردمي در خرمشهر كه حالا نام خونين‌شهر را بر تارك خود داشت معادلات فرماندهان عراقي بر هم خورد.
بسياري از فرماندهان عراقي بعدها اعلام كردند اگر ارتش عراق قدرت عبور از اروند را چه به وسيله پل‌هاي شناور و يا قايق‌هاي تندرو و شناورهاي نظامي داشت گير نمي‌افتادند و دسترسي به اهواز و عمق خوزستان استراتژيك براي ارتش بعث بسيار آسان‌تر مي‌شد. مقاومت بي‌نظير نيروهاي مردمي در جنگ‌هاي نابرابر در محوطه مملو از كالاي بندر خرمشهر در تدارك انساني و لجستيك ارتش عراق گسست ايجاد كرد به طوري كه در كامل شدن اشغال خرمشهر در اوايل آبان 1359 آن‌ها مجبور شدند از حومه غربي با فشارهاي سنگين نظامي بر مدافعان اندك اين شهر تسلط يابند.
مهندس عادل دريس مديركل بنادر و دريانوردي خرمشهر در خصوص اولين يورش دشمن بعثي به بندر خرمشهر مي‌گويد: نهم مهرماه اولين هجوم سازمان يافته دشمن به بندر همزمان با حمله به مناطق دوربند و ساختمان‌هاي پيش ساخته صورت گرفت. با اطلاع دادن اين حمله توسط نيروهاي اطلاعات سپاه خرمشهر به شهيد جهان‌آرا، فرمانده سپاه خرمشهر چند گروه از نيروهاي خود را به بندر و گمرك اعزام كرد اما دشمن به جاي ورود از درب «فيليه» از «درب سنتاپ» با تانك و نيروهاي كماندويي به مقابله با مدافعان بندر و گمرك آمده بودند.
نبردي نابرابر از ساعت يك بعد از ظهر روز 9 مهر 1359 با كماندوها و تانك‌هاي عراقي آغاز مي‌شود. نيروهاي خودي با تغذيه ساندويچ و با تفنگ‌هاي «ژ-سه» و «ام- يك» به اين جنگ نابرابر وارد شدند. 13 دستگاه تانك دشمن و 60 كماندوي ويژه در همين درگيري‌ها وارد بندر مي‌شوند. تعدادي اندك از نيروهاي سپاه اهواز، مسجد سليمان و آغاجاري به كمك بچه‌هاي سپاه و مدافعان خرمشهر مستقر در بندر و گمرك شتافته‌اند. نبردها بسيار نزديك و نابرابر است.
سرسختي مدافعان علي رغم جراحت خيلي از آنها، ادامه نبرد را براي دشمن مشكل كرده است و بالاخره دشمن با از دست دادن سه دستگاه تانك وادار به عقب‌نشيني تا نزديكي «پاسگاه خين» شد. اين، آغاز نبردهاي سنگين با دشمن بود. در بندر خرمشهر كه تا سقوط بخش غربي شهر ادامه داشت سنگين‌ترين سلاح‌هاي مدافعان بندر آر.پي. جي هفت بود.
دست‌خط‌هاي شهيد بهروز مرادي از وقايع و نبردهاي بندر خرمشهر كه بخش وسيعي از موقعيت جنگي شهر را در خود جاي داده بود گواهي مي‌دهند كه مدافعان شهر با دست خالي در يكي از حساس‌ترين سنگرهاي دفاع مقدس حماسه‌ها آفريدند.
مركز اسناد دفاع مقدس وابسته به مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در «كتاب خرمشهر در جنگ طولاني» كه به كوشش مهدي انصاري، محمد دروديان و هادي نخعي تاليف شده است، اين فراز و فرود را در نبردي نابرابر در داغ‌ترين و حساس‌ترين جبهه نبرد با دشمن روايت مي‌كند.
بندر خرمشهر در نيمه اول سال 1359 به عنوان بزرگترين پايانه ساحلي و دريايي كشور با پذيرش 146 فروند كشتي بيش از 933000 تن كالا را تخليه و بارگيري(صادر و وارد) كرده بود. بندري كه در سال 1318 با پهلوگيري اولين كشتي تجاري كار خود را به صورت رسمي آغاز كرده بود.
غارت بندر خرمشهر از نقاط سياه ددمنشي دشمن بعثي در اين بزرگترين پايانه اقتصادي كشور بود. انبارهاي عمومي و كشتي‌هاي مملو از كالا توسط ديوسيرتان بعثي غارت شد. بسياري از خودروهاي وارداتي در آتش سوختند.
يكي از ماندگارترين رخدادهاي جنگ در بندر خرمشهر تلاش براي نجات قطعات يدكي هواپيماهاي جنگي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود.
آيت‌الله سيدابوالحسن نوري امام‌جمعه خرمشهر به همراه آيت‌الله خلخالي كه لباس رزم به تن كرده بودند تلاش مي‌كردند با تهيه «ليفتراك»،اين قطعات را از انبارهاي عمومي تخليه و به عقب جبهه بفرستند با نبود كاميون‌هاي سنگين مواجه شدند. اين اوضاع و احوال در حالي روي مي‌داد كه بندر يا شاهد بمباران توپخانه دشمن بود و يا درگيري‌هاي شديد تن به تن و تن با تانك امان حالت عادي را بريده بود.
پس از اشغال بندر خرمشهر،اين قطعات نيز به دست دشمن افتاد قطعاتي كه در روزهاي حساس جنگ و تحريم براي هواپيماهاي نيروي هوايي بسيار واجب بود. تصاوير پخش شده از تلويزيون عراق به هنگام غارت كشتي‌هاي حامل بار در بندر خرمشهر و فروش آن‌ها به مدت بيش از شش‌ماه در بندر بصره گواه عمق غارتگري دشمن است.
خرمشهر به واسطه بندرش، ثروتمندترين شهري بود كه به دست دشمن افتاد. دشمن بعثي از آبان 1359 تا سوم خرداد 1361 از محور بندر خرمشهر در جهت حمايت از نيروهايش در مركز بخش اشغال شده غربي استفاده مي‌كرد و مراقب بود تا غواصان و كماندوهاي ايران به بندر وارد نشوند ضمن اينكه دشمن بعثي با برقراري پل آبي بين «جزيره ام‌الرصاص» و بندر خرمشهر اقدام به جابجايي نظاميان اشغالگرش مي‌كرد كه تصاوير اين جابجايي به هنگام فتح‌الفتوح خرمشهر در سوم خرداد 1361 به دست آمده است.
بندر خرمشهر اگرچه ماه‌هاي تلخ اشغال را پشت سر گذاشت و 19 ماه در چنگال دشمن گرفتار بود اما نقطه پايان تجاوز گسترده دشمن به ميهن اسلامي شد. تصاوير به ياد ماندني اسراي عراقي كه توأم با ذلت دشمن متجاوز بود به همراه تصوير به يادماندني‌تر سقوط‌ هلي كوپتر فرماندهان عراقي مهر پاياني بر جنازه اشغالگري و تجاوز دشمن بعثي به شمار مي‌رود.
بندر خرمشهر كه هم اكنون به عنوان نماد بازسازي خرمشهر پس از جنگ تحميلي به شمار مي‌رود. 18 اسكله فعال گواه بهتر شدن زيرساخت‌هاي بندر خرمشهر پس از سال‌هاي جنگ تحميلي است. اين بندر كه در ايام حضور كاروان‌هاي راهيان نور ميزبان زائران سرزمين‌هاي نور شده است با ايجاد اسكله‌هاي تخصصي از جمله اسكله نفتي و اسكله مخصوص تخليه و بارگيري خودرو، چشم‌انداز روشن‌تري را به نمايش گذاشته است. هم اكنون نبض اشتغال و زندگي در خرمشهر به حيات رو به رشد اين بندر پيوند خورده است بندري كه در جريان عمليات كربلاي 4 و عمليات والفجر 8 از سرپل‌هاي حياتي جنگ تحميلي و معراجگاه هزاران شهيد سرافراز حماسه دفاع مقدس شده بود.
زائران سرزمين‌هاي نور در بازديد از اين بندر نه تنها قدرت بازسازي فرزندان اين كشور سرافراز را تحسين مي‌كنند بلكه پاي روايت حماسه‌هاي اروند از كربلاي 4 تا كربلاي 5 مي‌نشينند و با حماسه‌هاي رخ داده در اين بندر مانوس و هم روايت مي‌شوند به ويژه زماني كه از اين سوي اروند و از محوطه بندر دورنماي جزير ام‌الرصاص براي دريادلان سال‌هاي دفاع مقدس يادآوري مي‌شود و از رشادت‌ مرداني مي‌گويند كه مرگ را به بازي گرفته بودند. منطقه عملياتي بندر خرمشهر از سنگر دفاع مقدس تا سنگر جهاد اقتصادي اين روزها ميزبان زائران سرزمين با يادآوري خاطره مدافعان و فاتحان خرمشهر قهرمان است و به روح 13 شهيد دلاور از كاركنان اين مجتمع اقتصادي درود مي‌فرستد. اكنون بندر خرمشهر در حالي شاهد سيادت جمهوري اسلامي ايران بر اروند رود است كه صدام معدوم به همين بهانه جنگ را بر ملت ايران تحميل كرد تحميلي كه به سقوط دشمن حقير منتهي شد.
captcha
آخرین اخبار