
شهید نواب صفوی پس از استخدام در شرکت نفت آبادان به دلیل اهانت انگلیسیها به یک کارگر ایرانی، کارگران را به مبارزه با استعمار انگلیس دعوت کرد.
سید مجتبی میرلوحی، معروف به «نواب صفوی» در سال ۱۳۰۳ در خانیآباد تهران به دنیا آمد. پدرش سیدجواد از روحانیون بیباکی بود که پیشه وکالت اختیار کرده بود و به علت درگیری با علیاکبرخان داور، وزیر عدلیه وقت، حدود سه سال در زندان رژیم رضاخان گذرانده بود.
سیدمجتبی تحصیلات خود از در مدرسه حکیم نظامی تهران و مدرسه صنعتی آلمانیها ـ رشته مکانیک ـ شروع کرد و سپس وارد مدرسه مروی شد. وی در کنار تحصیلات کلاسیک، به تحصیل علوم دینی هم اهتمام ورزید. سپس به استخدام وزارت نفت درآمد و به شرکت نفت آبادان منتقل شد.
بعد از انتقال او به آبادان، اتفاقی رخ داد. این اتفاق یکی از اولین مبارزات ضداستعماری شهید نواب صفوی بود. آن اتفاق از این قرار است که در پی رفتار توهینآمیز یکی از متخصصین انگلیسی به کارگری ایرانی، نواب صفوی کارگران را تشویق به اعتراض کرد.
در کتاب «رهبری بهنام نواب» که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده درباره مبارزات ضداستعماری شهید نواب صفوی در آبادان آمده است: با استخدام سید مجتبی نواب صفوی سال ۱۳۲۲ در شرکت نفت آبادان، او عازم این شهر شد. اقامت کوتاه او در این شهر پر از خیر و برکت بود، چرا که بعدها از همین شهر یاران باوفایی چون «مظفر علی ذوالقدر» به او پیوستند.
اندکی از اقامت نواب در آبادان نگذشته بود که یک روز رانندهای خبر آورد که در محل تخلیه بارها بین یک کارگر ایرانی و یک مهندس انگلیسی دعوا شده است. نواب با سرعت به آنجا رفت. مهندس خارجی به کارگر ایرانی سیلی زده و با سکوت کارگر ایرانی، در ظاهر همه چیز تمام شده بود. نواب به دیدن کارگر رفت و پرسید:
«قضیه چی بود برادر؟
- هیچی،
- پس چرا به تو سیلی زد؟
- خودش اشتباه کرده بود. گفته بود که جعبهها را به انبار ببرم، بعد که آمد گفت بیخود کردی جعبهها را بردی انبار. من هم جوابش را دادم.»
نواب که مطمئن شد او بیگناه است، تا ظهر صبر کرد. هنگام ناهار به محل اجتماع کارگرها رفت و چهارپایهای زیر پایش گذاشت و با صدای بلند گفت: «شما که با خیال راحت اینجا نشستهاید، غیرتتان کجا رفته؟ به یک ایرانی سیلی زدهاند آن وقت صدای شما در نمیآید؟ نفت ثروت ما است، آنها نوکر ما هستند، در خاک کشور ما هستند و نباید این طور رفتار کنند. بیایید دسته جمعی پیش انگلیسیها برویم. اگر ثابت شود که انگلیسی مقصر بوده، باید طبق قوانین اسلامی قصاص شود و سیلی بخورد، اگر الان جلوی آنها را نگیرید فردا هرکاری دلشان خواست میکنند.»
با این صحبتهای شهید نواب صفوی، احساسات ضد انگلیسی در میان کارگران شرکت نفت بالا گرفت. کارگران به صورت دسته جمعی به طرف دفتر انگلیسیها حرکت کردند، با دخالت پلیس و نیروهای نظامی، اعتراضات سرکوب شد. نواب نیز فرار کرده و شبانه با قایق از آبادان به بصره و سپس نجف رفت. او برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد و موج اعتراض کارگران شرکت نفت در روزهای بعد هم ادامه یافت.