تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۷
کد خبر: ۱۴۲۳۰۹
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

سرمقاله خراسان/ محيط زيست مسئله ما نيست

خراسان/ « محيط زيست مسئله ما نيست » عنوان يادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سيد حميد حسيني است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:
اين روز ها تلنگر باران و برف در شمال و مرکز و جنوب کشور و آوار ريزگرد ها در خوزستان همگي يک پيام مشترک را در دل خود دارد: «بايد نگاهي دوباره به محيط زيستمان و مديريت بحران در حوزه حوادث طبيعي داشته باشيم» .طي يک هفته گذشته برف بي سابقه و باران سيل آسا در بخش هاي گسترده اي از کشور نه تنها مردم بلکه مسئولان را هم غافلگير کرده است اما آن چه به رغم شادي حاصل از نزولات آسماني- که البته دشواري هايي را نيز در برخي مناطق پديد آورد -طي اين روز ها بيشتر به چشم آمد و دل هاي بسياري را نيز به درد آورد بحران گرد وخاک و ريزگرد ها در استان خوزستان بود. بحراني که قطع شدن گسترده برق و آب و تلفن وديگر امکانات ضروري زندگي را از يک سو و تنگ تر شدن مجال تنفس براي مردم اين خطه را از سوي ديگر در پي داشت.بديهي است در مواجهه با اين پديده هم بايد از راهکار هاي فوري و مديريت بحران بهره جست و هم نگاهي دراز مدت به حل ريشه اي اين مسئله داشت.ايمن کردن تجهيزات انتقال برق با استفاده از مواد سيليکوني، مالچ پاشي بيولوژيک و...در کوتاه مدت و کاشت درخت و درختچه در کانون هاي ايجاد ريزگرد، احياي تالاب هاي خشکيده، رفع تنگنا هاي بودجه اي براي سازمان هاي مسئول در اين حوزه و...نيز در بلند مدت بايد مدنظر قرار گيرد.جداي از اين که درباره برخي موارد مانند کانون هاي ريزگرد در عراق که به واسطه وضعيت سياسي و ناآرامي در اين کشور چندان نمي توان انتظار زيادي از طرف عراقي يا اميدي به اقدامات مستقيم مسئولان کشورمان براي احياي اين کانون ها در اين کشور داشت اما مسئولان بايد پاسخگوي اين سوال باشند که تاکنون تا چه حد ازاين اقدامات انجام شده و چرا با توجه به اين که از چند سال قبل اين منطقه به نوعي درگير اين مسئله بوده وضعيت کنوني اسفبارتر از گذشته است؟ اما آيا در صورت انجام اين موارد اين پايان قهر طبيعت با ما خواهد بود؟ به نظر نمي رسد بتوان پاسخي قاطع به اين سوال داد چرا که متاسفانه طي دهه هاي اخير ديدگاه غلطي بر ذهنيت بسياري از مسئولان حاکم بوده که تخريب محيط زيست جزئي اجتناب ناپذير از فرآيند توسعه است وبر اساس اين نگرش ابتدا بايد به توسعه رسيد و سپس با رسيدن به شرايط ثبات اقتصادي به رفع معضلات اين حوزه و حل آن پرداخت.جالب آن که اين تز آزمون خود را دربسياري از کشور هايي که قبل از مااين راه را پيموده اند پس داده و غلط بودن آن به اثبات رسيده است ضمن اين که نه تنها عقل اجازه آزمودن اين مسير طي شده را به ما نمي دهد بلکه آموزه هاي ديني ما نيز به وضوح بر حفظ محيط زيست تاکيد دارد. نمونه اخير اين ديدگاه به وضوح در اظهارات نعمت زاده وزير محترم صنعت درباره معادن منطقه «بهرام گور» به خوبي مشهود است يا توسعه فعاليت هاي اکتشاف نفت درتالاب هورالعظيم(به عنوان يکي از اصلي ترين کانون هاي داخلي ريزگرد ها ) در دولت گذشته با مجوز سازمان محيط زيست به شکلي که همراه با خشک کردن جان بي رمق باقي مانده تالاب بوده است نمونه ديگري است که از غلبه بي چون وچراي اين تفکر در ذهنيت مديران و سياست گذاران حکايت مي کند .سياهه اين نگاه بس بالا و بلند است و از توليد خودرو و بنزين غير استاندارد در خصوص آلودگي هوا تا جانمايي غير کارشناسي صنايع در حريم شهر هاي بزرگ صرفا با نگاه اقتصادي -چنان که بر اساس گزارش اخير يک مقام مسئول به تعدادي از مديران ارشد دولتي، اعلام شده است علي رغم مصوبه 30 سال پيش هيئت وزيران مبني بر عدم امکان ايجاد صنايع جديد التاسيس در محدوده شعاع 120 کيلومتري تهران، بررسي ها نشان مي دهد از مجموع 17 شهرک و ناحيه صنعتي فعال استان تهران، فقط يک شهرک صنعتي خارج از اين شعاع قانوني اطراف پايتخت واقع شده چند نمونه از ثمرات اين رويکرد مي باشد.
نگاهي به آمار هاي مراکز معتبر بين المللي درباره وضعيت محيط زيست اعم از وضعيت آب، فرسايش خاک، آلودگي هوا، جنگل زدايي و...در ايران نيز نشان مي دهد زنگ ها از مدت ها قبل براي ما به صدا در آمده است و ايران به عنوان يکي از 10 کشور تخريب کننده محيط زيست شناخته مي شود چيزي که حس کردن آن در زندگي روزمره ما چندان دشوار نيست.
اما اين همه ماجرا نيست. باابلاغ سياست هاي کلي محيط زيست از سوي رهبر انقلاب درآبان ماه سال گذشته و تاکيد بر « ايجاد نظام يکپارچه ملي محيط زيست»، « اصلاح شرايط زيستي»، «جرم انگاري تخريب محيط زيست» «پايش مستمر و کنترل منابع و عوامل آلاينده هوا، آب، خاک، آلودگي هاي صوتي، امواج و اشعه هاي مخرب و تغييرات نامساعد اقليم» «گسترش اقتصاد سبز» «تقويت ديپلماسي محيط زيست» و... زمينه هاي نگاه کلان مبتني بر توسعه متوازن و پايدار به موضوع محيط زيست فراهم شده اما اجرايي شدن اين سياست ها نيازمند يک تغيير در نگرش ملي است. انداختن توپ تقصير در زمين مسئولان اگر چه به جا ست و قطعا بايد پاسخگو باشند اما نبايد فراموش کرد که بخشي از راهکار و کمک براي حفظ محيط زيست در دستان کساني است که در آن محيط، زيست مي کنند.علاوه بر ضرورت ايجاد تغيير در نگاه اقتصادي و سود محور به محيط زيست در بين سياست گذاران و مديران، نياز مند ايجاد باور و گفتماني عمومي در بين مردم در باب اهميت و ضرورت نگاه تازه به مقوله محيط زيست و حفظ آن هستيم.اين گفتمان و باور بايد درقالب مطالبه اي جدي از سوي مردم، رسانه ها، نخبگان و...دنبال شده و مسئولان را نسبت به اين مطالبه پاسخگو کند.فراموش نکنيم هر اقدام اصلاحي در زمينه محيط زيست زودبازده نيست و نياز مند پايمردي بر اصول و مقررات ، پيگيري و مطالبه است.يادمان نرود هر سال بحث آلودگي هوا در کلان شهر ها و چشم به راه وزيدن باد براي نفس کشيدن قصه تکراري و آشنايي براي همه ماست.يکي ازاين سال ها و روز ها ديگر ممکن است بادي نوزد...
captcha
آخرین اخبار