رضا باقرزاده از قهرمانان حرفهای پرورش اندام جهان است؛ او که دارای 24 مقام آسیایی و جهانی است، در دوران ورزشیاش تحصیل را کنار نگذاشته و ورزش را به صورت علمی نیز دنبال کرده و اکنون علاوه بر فعالیت در بعد قهرمانی، مدرس دانشگاه نیز است
رضا باقرزاده از قهرمانان حرفهای پرورش اندام جهان است؛ او که دارای 24 مقام آسیایی و جهانی است، در دوران ورزشیاش تحصیل را کنار نگذاشته و ورزش را به صورت علمی نیز دنبال کرده و اکنون علاوه بر فعالیت در بعد قهرمانی، مدرس دانشگاه نیز است.
باقرزاده که هیچ چیزی را مانعی برای رسیدن به اهداف خود چه در زندگی ورزشی و چه در زندگی شخصیاش نمیبیند، نوشتن کتابش را جهت انتقال تجربیات خود به عموم مردم آغاز کرده است. گرفتن تخصص قلب نیز از جمله اهداف مهم این ورزشکار خوزستانی محسوب میشود.
باقرزاده در خصوص مسایل مختلفی از جمله چگونگی ورودش به این رشته، عناوینی که تاکنون کسب کرده است، توصیه به جوانان علاقهمند به بدنسازی و اهدافی که در سر دارد، به صحبت پرداخت.
مشروح این گفتوگو را در زیر میخوانید.
*آقای باقرزاده از بدو ورودتان به رشته پرورشاندام بگویید.من از کودکی به ورزش به ویژه دوی سرعت علاقه داشتم و بین همسن و سالهای خودم از سرعت بالایی برخوردار بودم. به فوتبال هم خیلی علاقه داشتم و در همین رشته به فعالیت هم پرداختم ولی در زمان فعالیت در این رشته از ناحیه مهره کمر دچار آسیبدیدگی شدم و مجبور شدم آن را کنار بگذارم. از 18 سالگی نیز به پرورش اندام روی آوردم و 50 درصد گرایش من به این رشته، به این دلیل بود که آسیبدیدگیام بهبود پیدا کند که واقعا هم به همین صورت شد. البته عکسهایی که از قهرمانان رشته پرورش اندام میدیدم و دایی خودم که در این رشته فعالیت میکرد نیز از دیگر دلایل علاقهمندی من به این رشته بود. در نهایت هم احساسم این شد که گرایش من به سمت این رشته است.
در سال 68 بود که ما در مقطعی از سالهای زندگیمان، در استان فارس زندگی کردیم و پس از این که به آبادان برگشتم، در شهر خودم جسته و گریخته با وسایل ابتدایی که داشتم، شروع به تمرین در رشته پرورش اندام کردم و نتیجه خوبی هم گرفتم. سالهای 71 و 72 با توجه به این که آبادان امکانات ضعیفی داشت، فردی به نام بیژن زارع باشگاهی راهاندازی کرد و من برای فعالیت به آن جا رفتم و باید بگویم مدیون او هستم و او تنها مربی من از بدو ورودم به رشته پرورش اندام تاکنون بوده است. به هر حال وقتی فعالیتم را در این باشگاه آغاز کردم، کارم را به صورت خیلی جدی دنبال کردم و حس کردم که میتوانم راه قهرمانی را بروم.
*چه زمانی اهداف شما در جهت قهرمانی محقق شد؟ اولین مقامم را سال 72 در استان فارس کسب کردم که یک عنوان چهارمی بود. چند ماه بعد هم در رقابتهای استان خوزستان به نایب قهرمانی رسیدم و بعد از آن هم حدودا 26 مقام قهرمانی در آبادان و استان خوزستان کسب کردم. من توانستم در دسته 70 کیلوگرم رده سنی جوانان نیز اولین مدال کشوریام که نخستین مدال طلای استان خوزستان هم در کشور محسوب میشد را به دست آورم. پس از آن هم در مسابقات متعدد کشوری شرکت کردم و نزدیک به 10 مقام کشوری کسب کردم.
*در گذشته رشته پرورشاندام زیر نظر فدراسیون وزنهبرداری بود؛ از مشکلات مستقل نبودن این رشته هم بگویید.سال 1384 بود که فدراسیون پرورشاندام تاسیس شد و تا پیش از این زیر نظر فدراسیون وزنهبرداری بودیم که مشکلات عدیدهای در اعزامها داشتیم. به طور مثال سال 81 که عضو تیمملی شدم آن موقع باید یک میلیون و 200 هزار تومان برای اعزام پرداخت میکردم که خیلی زیاد بود و در نهایت هم تیم اعزام نشد. به هر حال راهاندازی فدراسیون پرورش اندام، خدمت زیادی به جامعه پرورش اندام ایران بود. در این دوران من اولین خوزستانی بودم که به تیم ملی ایران راه پیدا کردم و تا سال 94 هم عضو تیم ملی ایران بود و مقام های بسیاری نیز کسب کردم. من در مدت حضورم در تیم ملی، یک رکورد دیگر هم زدم و توانستم اولین مدال تاریخ پرورش اندام ایران را به صورت رسمی و فدراسیونی در مسابقات 2005 آسیایی کره جنوبی کسب کنم.
*از دیگر عناوینتان هم بگویید.من این اواخر کاپیتان تیم ملی هم بودم و رکورد دیگری که برای استانم به ثبت رساندم، این است که 23، 24 مقام آسیایی و جهانی کسب کردم. همچنین تنها بدنسازی هستم که در تاریخ پرورش اندام ایران توانست مدال طلای بازیهای المپیک را کسب کند؛ در مسابقات دوحه قطر که 223 ورزشکار حضور داشتند و تیم ملی ایران هم با 9 نفر شرکت کرده بود، از بین تمام ایرانیها تنها من توانستم به فینال راه پیدا کنم که در این رقابتها چهارم شدم ولی پس از دو سال دوپینگ سه نفری که پیش از من بودند، اعلام شد و مدال طلا به من رسید. من دو بار قهرمان ارتشهای ایران شدم و برای مسابقات ارتشهای جهان هم انتخاب شدم ولی به دلیل اینکه خدمت سربازیام تمام شد، نتوانستم در این مسابقات شرکت کنم.
در سال 2013 نیز در مسابقات حرفهای فدراسیون WFF مدال طلا و اورال جهان را به دست آوردم و موفق شدم کارت حرفهای این فدراسیون را هم کسب کنم. پرورش اندام به علت پتانسیل بالایش و کسب و کار و تجارتی که در این رشته است، دارای چهار فدراسیون جهانی می باشد که شامل فدراسیون WFF به مرکزیت اروپا، فدراسیون IFBB به مرکزیت اسپانیا و ایالات متحده، فدراسیون WBBF به مرکزیت استرالیا و فدراسیون WBPF که در گذشته ایران سمت و سویش به این فدراسیون بود، است. ایران از سال 2012 از این فدراسیون خارج شد و با فدراسیون IFBB همکاری کرد، چرا که این فدراسیون گستردهتر، قویتر و خروجی حرفهای داشت و در حال حاضر نیز ایران با این فدراسیون همکاری دارد. من هم در ادامه فعالیتم کارت حرفهای فدراسیون IFBB را گرفتم که به دست آوردن آن واقعا سخت است.
من در رشتههای آمادگی جسمانی، کاراته و فوتبال هم مقامهای متعددی دارم؛ در کاراته دارای کمربند دان 2 هستم و در رشته بدنسازی دارای مدرک مربیگری استانی تا درجه یک بینالمللی و مدرک داوری هستم. رکورد دیگری هم که برای خوزستان کسب کردم، این است که در دنیای آماتوری در فدراسیونWFF در بین سه هزار ورزشکار قهرمان، از سال 1956 تاکنون به عنوان نفر اول این فدراسیون هستم.
*باتوجه به این که امسال قصد ندارید در بعد حرفه ای در رقابتی شرکت کنید، قرار است چه کار کنید؟امسال در حال استراحت هستم و انشاءالله از سال 2017 وارد مسابقات حرفهای IFBB خواهم شد و در دسته 12 پوند مستر، شرکت میکنم.
*شما از جمله ورزشکارانی هستید که در کنار ورزش، به تحصیل نیز پرداختهاید و ورزش را به صورت علمی نیز دنبال کردهاید.بله، من کارشناس ارشد تربیت بدنی هستم و دکتری افتخاری من از دانشگاه DSC اروپا نیز صد درصد شده است که مرکزیت آن اروپا است و بزرگترین دانشگاه تربیت بدنی و تحقیقاتی می باشد که قرار است من به عنوان استاد افتخاری آن دانشگاه مشغول به فعالیت شوم. مسوولان این دانشگاه برایشان بسیار مهم است که فردی به عنوان استاد در آن جا تدریس کند که خودش از ورزشکاران قهرمان باشد که من هم در نهایت این همکاری را پذیرفتم.
در حال حاضر نیز کارمند دانشگاه نفت و مدرس و مشاور تربیت بدنی هستم. یک باشگاه بدنسازی هم دارم و رییس کمیته فنی و دبیر کمیته آموزش رشته پرورش اندام هیات استان نیز هستم.
*باتوجه به این که شما یک باشگاهدار هم هستید، استقبال از این رشته به چه صورت است؟ورزش پرورش اندام در دنیا، اپیدمی شده است و بیشترین طرفدار را در دنیا دارد. بدنسازی مفهوم عام و پرورش اندام مفهوم خاص است و بدنسازی خیلی دنبالهرو و طرفدار دارد. افراد جوان تا پیر در هر دو بخش آقایان و بانوان در این رشته مشغول به فعالیت هستند. به نظر من رشد بیشتر رشتهها به ویژه رشتههای انفرادی به خاطر پیشرفتی بود که در رشته پرورش اندام حاصل شد. در کل مقامهای بسیاری که خوزستانیها در میادین مختلف برونمرزی به دست آوردهاند، نشان از پتانسیل خوب این رشته در استان است که علاقهمندان بسیاری هم دارد.
*توصیه شما به جوانانی که به سمت این رشته میآیند چیست؟توصیه من به آن ها این است که سعی کنند قبل از 15 سالگی به باشگاههای بدنسازی مراجعه نکنند، البته افرادی که دارای قد بلندتری هستند در بین رده های سنی 13، 14 سال هم میتوانند مراجعه کنند؛ از 15 سالگی به بالا تا دوران بلوغ، عضلات و استخوانها شکل میگیرند و رشد طولی انسان از قسمتهای گوی شکل بلند، مانند استخوان دست و بازو است که در این نواحی منافذی وجود دارد که حالت غضروفی دارند و این غضروفها تا سن 21 سالگی و گاها تا سن 23 سالگی باعث رشد طول استخوان میشوند و اگر در زمان اوج یک نوجوان یا جوان بیش از حد به آنها فشار وارد کند، این ناحیه بسته و از حالت غضروفی به استخوانی تبدیل میشود و دیگر رشد طولی صورت نمیگیرد.
توصیه دیگر من این است که افراد بسیار آگاهانه وارد این رشته شوند و یکسری مطالعات داشته باشند و اولین قدم هم این است که حتما افراد یک مشاور ورزشی و تغذیهای داشته باشند و سعی کنند از مربیان آگاه استفاده کنند و تن به مربیانی که فقط تجربی هستند، ندهند. مربیای که به بنبست برخورد میکند، خطرناکترین راه و آسانترین راه که استفاده از مواد دوپینگ است را تجویز میکند، چرا که راهکاری برای خارج کردن ورزشکار از بنبست ندارد و متاسفانه این خطری است که متوجه ورزشکاران به ویژه افرادی که اطلاع کافی از این رشته ندارد، است.
به هر حال انسان طالب زیبایی است و فرد ورزشکار هم وقتی بدنش را ورزیده میکند باید در راه مثبت از آن استفاده کند. ورزش باعث سالمسازی جامعه میشود و به همین دلیل است که تا این اندازه کشورها روی آن سرمایهگذاری میکنند. من خودم باشگاهدار هستم و میتوانم بگویم شاید نزدیک به 90 درصد افرادی که به ما مراجعه میکنند، برای سلامتی است و نزدیک به 5 درصد برای بازتوانی و 5 درصد هم برای فعالیت در بعد قهرمانی، این رشته را انتخاب میکنند.
*در خصوص گروههای غذایی که ورزشکاران این رشته باید استفاده کنند هم توضیح میدهید؟وقتی ورزش علمی میشود، تغذیه هم جزئی از آن علم است؛ تغذیه نقش بسیار مهمی در پیشرفت ورزشکاران دارد و میدانم عمده مشکل ورزشکاران تغذیه است و تغذیه بخش جداییناپذیر یک ورزش قهرمانی به ویژه رشته پرورش اندام است. کسانی که میخواهند کار در رشته پرورشاندام را آغاز کنند، اصلیترین قاعدهای که باید به آن توجه کنند، تعذیه مناسب و صحیح است، چرا که تغذیه نامناسب، باعث افت و نابودی ورزشکار خواهد شد.
عدهای از ورزشکاران هستند که برای سلامتی ورزش میکنند که با توجه به تحقیقاتی که انجام شده است، غذای ما ایرانیها جوابگوی این گروه است و فقط باید کمی پروتئین به گروههای غذایی خود اضافه کنند. ورزشکاری هم که میخواهد پا به عرصه قهرمانی و حرفهای بگذارد باید طراحی برنامه غذاییاش با نظمتر و با کیفیتتر باشد. معمولا اگر بخواهیم برای یک ورزشکار برنامه غذایی طراحی کنیم باید در غذای او نزدیک به 65 تا 70 درصد کربوهیدارتهای مرکب که غلات و حبوبات هستند، حدود 15 تا 20 درصد چربیها که ترجیحا چربیهای گیاهی هستند و 10 تا 15 درصد پروتئینها گنجانده شود.
در رشته پرورش اندام با توجه به این که عضله حرف اول را میزند، نقش پروتئین در تغذیه یک ورزشکار بیشتر است و در هر ورزشکار پرورش اندام که به صورت حرفهای کار میکند، بین 2.2 تا 3.3 گرم نقش دارد و گاها در ورزشکاران حرفهای سطح بالا، تا 8 گرم هم دیده شده است. به هر حال باید مواد پروتئینی در غذای روزانه این ورزشکاران لحاظ شود و این یک قاعده کلی است.
*حالا بپردازیم به دوپینگ؛ چرا دوپینگ تا این حد در برخی رشتهها زیاد شده است؟سال های اولی که پرورش اندام در ایران باب شده بود، علم ورزش خیلی ضعیف بود ولی در حال حاضر با کلاسهایی که برگزار میشود، سطح آگاهی مربیان و ورزشکاران خیلی بالا رفته و این به سلامت جامعه بسیار کمک کرده است. متاسفانه مقوله دوپینگ در تمام دنیا وجود دارد و به ویژه در ورزش قهرمانی گریزناپذیر است. از داروها نیز یکسری سوءاستفاده ابزاری میشود که متاسفانه به بدنه ورزش لطمه زده است. کشورهای دیگر هم از این مقوله به عنوان یک ابزار برای رسیدن به اهدافشان که همان کسب مدالهای آسیایی و جهانی است، استفاده میکنند. داروهای دوپینگ اقسام مختلف دارند که در ورزش پرورش اندام، افراد بیشتر به سمت داروهای چربیسوز و محرک یا داروهای عضلهساز میروند. عوارض ابتدایی آن هم با توجه به فیزیک بدنی فرد؛ سردرد، تهوع، سرگیجه و اختلالات عصبی و در ادامه نیز بههم خوردن ریتم قلب، نارسایی کلیه، کبد و سرطانهای مختلف از جمله دستگاه گوارش است.
*به نظر میرسد که در این بین برخی مردم، مکملها را با داروهای دوپینگ، اشتباه میگیرند.بله، متاسفانه مردم ما مکملها را با داروها اشتباه میگیرند؛ مکملها فرآوردههای غذایی هستند که در محیط کاملا استرلیزه و زیر نظر متخصص تهیه میشوند. ما با مصرف مکملهای غذایی بیگانه نیستیم، چرا که نوزاد که حساسترین جسم را دارد، از این ماده که همان شیرخشک است، استفاده میکند. مکملها با وجود این که ذاتا خطرناک نیستند ولی در سه صورت میتوانند خطرناک باشند؛ اول این که فرد نسبت به این مواد حساسیت داشته باشد و متخصص نیز ورزشکار را از خوردن یکسری مواد منع کرده باشد. به طور مثال فردی که نارسایی کبدی و کلیهای دارد با توجه به این که با مصرف پروتئین اسیداوریک او بالا میرود، نباید پروتئین استفاده کند؛ دوم اینکه مکمل بیشتر از حد استفاده شود و سوم هم این که مکمل تقلبی باشد. در غیر این سه حالت اگر مکملها زیرنظر متخصصین تهیه شده باشند، بدون ضرر هستند.
*به نظر شما نظارت باید چگونه باشد تا مواد نیروزا به باشگاههای بدنسازی ورود پیدا نکنند؟متاسفانه به دلیل این که پول و تجارت در فروش مکملهای قاچاق و تقلبی و همچنین فروش داروهای دوپینگ نقش دارد، این موضوع گریبانگیر باشگاهها و ورزشکاران ما شده است. من میتوانم این موضوع را از چند جهت بررسی کنم؛ یکی اینکه دولت تدابیر خوبی در این زمینه نیاندیشیده است؛ چرا که در حال حاضر فروش مکملها به داروخانهها سپرده شده است و این در حالی است که افرادی که دکتری داروخانه دارند، هیچ تخصصی در زمینه مکملها ندارند و تخصص آنها در بخش داروهای شیمیایی است. به هر حال مشخص نیست کدام سازمان عهدهدار هماهنگی فروش مکملها است و این یک معضل برای جامعه ورزش است. بهتر این است که فروش مکملها زیر نظر یک سازمان مشخص برود و یکسری افراد تربیت شده برای مشاوره و فروش این مکملها داشته باشیم. یکی دیگر این که راههای قاچاق باز است و از هر طریقی این مواد وارد کشور میشوند. به نظرم فرهنگسازی و آگاهسازی مردم از طریق رسانهها و برگزاری سمینارها بسیار تاثیرگذار است. البته سمینارهایی داشتهایم ولی خیلی ضعیف بودهاند و باید بیشتر از این کار شود تا فرهنگ آن مانند فرهنگ درست تمرین کردن که اکنون جا افتاده است، جا بیافتد.
*در خصوص وضعیت پرورش اندام ایران و نوع نگاهی که به این رشته وجود دارد هم صحبت کنید.پرورش اندام ایران در حال حاضر آن قدر در دنیا قوی است که میتواند چهار تیمملی به صورت همزمان به مسابقات آسیایی و جهانی اعزام کند. قوی بودنمان در این رشته، ژنتیکی است ولی آن چه باعث پیروزی ما در میادین علمی و ورزشی میشود، غیرت بیش از حد ایرانیها است و همین غیرتمان باعث شده است که خیلی زحمت بکشیم و با وجود امکانات کمی که داریم، بهترین نتایج را کسب کنیم. ما امسال پنج حرفهای به دنیا معرفی کردیم و این نشان از پتانسیل ایران در این رشته است و به نظرم نگاهها در کشور نیز نسبت به این رشته تغییر کرده است.
*حمایت اسپانسرها از این رشته به چه صورت است؟هنوز بخش خصوصی در زمینه اسپانسرینگ، جایگاه خودش را پیدا نکرده است؛ کم بودن ارتباطمان با دنیای بیرون نیز باعث شده که اسپانسرینگ هنوز خوب جا نیفتاده باشد. به نظر میرسد در حال حاضر اسپانسرها با توجه به شرایط اقتصادی، ضعیفتر عمل میکنند و بیشتر هم به دنبال فوتبال هستند. اخیرا شرکتهای واردکننده مکملهای ورزشی و گاها هم ارگانهای دولتی از این بخش استقبال میکنند ولی در کل حمایت ضعیف است.
*گویا خود شما هم امسال به خاطر نبود اسپانسر در مسابقات حرفهای شرکت نکردید؟بله، در سال جاری به خاطر نبود اسپانسر در مسابقهای شرکت نکردم. این رشته در کل هزینهبر است و با توجه به این که در ارتباط با اندام و عضلات انسان است، بحث تغذیه و مکملهای آن، بسیار هزینهبر است، ضمن این که هزینه سفر و اعزام ها نیز است. یکسری مسابقات فدراسیونی است که هزینه آن بر عهده فدراسیون یا دولت است ولی یکسری مسابقات هم وجود دارد که به صورت آزاد است و هزینهای برای آن از سوی وزارت ورزش و جوانان تعریف نشده است و خود ورزشکار باید هزینه آن را متقبل شود.
*سن خاصی برای پایان کار در این رشته ورزشی تعیین و تعریف شده است؟رشته پرورش اندام خیلی علمی است و برخلاف تصور خیلیها که این رشته سنگین است، باید بگویم به این صورت نیست و ما به تناسب قدرت، وزن و سن و سال، وزنه میزنیم و اصلا هیچ محدودیتی از نظر سن و سال ندارد و من ورزشکاری داشتهام که با آسیبدیدگی دست مواجه بود و حتی عمل کرد ولی با ورزش پرورش اندام به جایی رسید که میتوانست دمبل دو و نیم کیلوگرمی را با دست جا به جا کند که این یک معجزه بود و توانایی این رشته را میرساند. به هر حال این رشته کاری به سن و سال و وزن ندارد و تا پایان عمر میتوان این رشته را ادامه داد و البته باید خیلی اصولی کار شود. زمانی که سن انسان از 35 سالگی فراتر میرود، سلولهای تخریبکننده بدنش نسبت به سلولهای سازنده بدنش، پیشی میگیرد و ورزش به ویژه ورزش پرورش اندام با توجه به بحث تغذیهاش این روند را بسیار کند میکند، البته در تمام رشتهها، ورزش قهرمانی و حرفهای باعث استهلاک جسمی انسان میشود و این یک واقعیت است، چرا که بیش از حد نیازِ عضلات، قلب و کلیهها، به این اندام فشار وارد میشود و در نتیجه تخریب زودتر این اندام را به دنبال دارد.
*خود شما میخواهید تا چه زمانی در بخش حرفهای، این رشته را دنبال کنید؟در حال حاضر میتوانم ادامه دهم؛ ما افرادی داریم که از سن 50 سالگی تازه فعالیت در این رشته را آغاز کردهاند و حتی قهرمان هم شدهاند. من خیلی هوشمندانه این رشته را دنبال کردهام و برای آن برنامهریزی دارم. هدفم این است که تا پنج سال آینده نیز این رشته را ادامه دهم، چرا که حس میکنم میتوانم جزو معدود افرادی باشم که میتوانم مدال مستر المپیا را کسب کنم. من چهار یا پنج سال آینده را برای قهرمانی حرفهای در نظر گرفته ام، ضمن این که در این مدت حتما دکترا و احتمالا تخصص قلبم را میگیرم. بعد از خارج شدن از دنیای قهرمانی و حرفهای نیز میخواهم یکسری کتابها که نوشتن آنها را نیز آغاز کردهام، تکمیل کنم و اطلاعاتم را به دیگران انتقال دهم.
* علت استفاده ماده سیاه رنگی که ورزشکارن این رشته به بدنشان میزنند، چیست؟یک زمانی ورزشکاران برای این که عضلاتشان برای امتیازگیری بهتر مشخص شود، حمام و آفتاب میگرفتند تا رنگ پوستشان تغییر کند ولی با توجه به پارگی لایه اوزون، تشعشعات فرابنفش باعث سرطان پوست میشود و بر همین اساس هم رنگهایی طراحی شد تا مشکلی برای ورزشکاران به وجود نیاید.
این رنگ ها از مواد بهداشتی هستند که به صورت بستهبندی و در رنگبندیهای مختلف موجود میباشند و ورزشکاران قبل از آغاز مسابقه یا یک روز قبل از آن، مواد را به بدن خود میزنند. برخی از این مواد روغنی هستند و سریع پاک میشوند و برخی دیگر نیز در رنگدانههای پوست نفوذ پیدا میکنند و حاوی یکسری ویتامینها هستند و ضرری هم ندارند.
*خانوادهتان هم ورزشی هستند؟من دو فرزند دختر دارم که یکی از آن ها هفت ساله و ژیمناستیککار است و دختر دیگرم 13 ساله است که او هم ژیمناستیک کار میکند و کار بدنسازیاش را هم زیر نظر خودم آغاز کرده است. همچنین فرشید باقرزاده یکی از برادرهای من است که دو سال از من کوچکتر میباشد و قهرمان کاراته جهان است و چندین مقام استانی و شهرستانی پرورش اندام را نیز در کارنامه اش دارد. حر باقرزاده هم دیگر برادر من است که قهرمان پرورش اندام جهان است.
*ارزیابی شما از عملکرد هیات پرورش اندام و بدنسازی خوزستان چیست؟قبل از خروج من و علی رستمی از تیمملی، استان خوزستان حرف اول را میزد. اکنون کمی افت کردهایم و گاها افرادی را در اردو داشتهایم که خط خوردهاند. آقای رفیعزاده، رییس هیات نیز در دوران مدیریت فعلیاش واقعا کار میکند و ما هم همت میکنیم که به او کمک کنیم و شرایط بهتر از این هم خواهد شد.