خوزنیوز/ مجتبی گهستونی: دو روز گذشته که از روی پل نادری اهواز از غرب به شرق می آمدم آب رودخانه کارون بخش عمده پارک های ساحلی را به زیر آب برده بود. اما همچنان آن طغیان ها و سیلاب های دو دهه قبل را که عرض کارون را فرا می گرفت و وسعت گسنرده ای داشت را تداعی نکرد. با این حال سر پل که می ایستادی و به نگاه رهگذاران و افراد نشسته در خودروها نگاه می کردی حتمن ذوق زدگی همراه با حسرت را در چشمانشان می دیدی. در بخش های مختلف ساحل رودخانه حضور مردم و حرکت قایق های موتوری که مردم را شاد و خرم جابه جا می کرد را حس خوشایندی به تو دست می داد. چرا؟
پاسخ دادن به این پرسش علی رغم اینکه ساده است اما معنا و مفهوم خاص خودش را دارد. اما پر آب شدن رودخانه کارون در ایامی که رو به گرما می رویم این پرسش را در ذهن مردم تداعی می کند که آیا کارون همچنان پر آب می ماند و خشک سالی ها که باعث ایجاد جزیره هایی شده است بر طرف می شود؟
بسیاری از مردم خوزستان به این درک رسیده اند که اگر کارون نبود شهرهایی مثل ایذه، اندیکا، لالی، مسجدسلیمان، شوشتر، ملاثانی، اهواز و... هم وجود نداشت. آنها خوب درک کرده اند حیاتشان به جاری بودن کارون بستگی دارد. عمده مردم خوزستان خوب می دانند که اگر چنین طغیان و سیلابی بلای مال عده ای از هم استانی ها شده است اما تاثیر مثبت آن در نتیجه مدیریت صحیح، می تواند منشا خیری برای کل خوزستان باشد. بی شک بسیاری از نهرهای خشک شده پر آب شد، دبی تالاب ها افزایش پیدا کرد، جنگل ها می توانند سیراب شوند. اتفاقن اگر نگاه ملی به موضوع داشته باشیم به این نکته پی می بریم که سیرابی خوزستان، برای کل کشور رفع عطش می آورد. اما آنچه که باعث ایجاد خسارت می شود ساخت و سازهای بی رویه در حریم رودخانه ها و تالاب ها و دست بردن به اقلیم منطقه است.
در اخبار گوناگون خواندیم که روستاهای متعددی به زیر آب رفت، خسارت های میلیاردی به کشاورزی خوزستان وارد آمد، صدها راس دام تلف شد، سایت گوزن زرد نابود شد، خسارت سنگینی به تاسیسات روستایی و شهری وارد آمد، به چند بنای تاریخی صدمه وارد شد، شاهد خروج قطار و توقف حرکت تمام قطارهای محور جنوب بودیم و البته دهها مشکل دیگر که مجالی برای پرداختن به آن وجود ندارد.
با وجود همه این مشکلاتی که ایجاد و بار مالی و روانی برای عده بی شماری به وجود آورد می توان به جای کنترل سیلاب، آن را مدیریت کرد و با روشی کمهزینه، منشا خیر سیلاب را در جایگاه خودش استفاده نمود و تاثیرات مثبتش را عاید همان آسیب دیدگان کرد.
نگارنده این نوشتار طی چند روز گذشته سخنان بسیاری از مدیران وزارت نیرو در تهران، مدیران و کارشناسان سازمان آب و برق خوزستان و سد دز، فعالان محیط زیست را مطالعه کرده و اکنون خود را در مقامی هم نمی بیند که به قضاوت صد درصدی درباره چگونگی این رخداد بپردازد. چون قضاوت کردن در باره موضوع سد سازی و چگونگی طغیان و سیلاب با توجه به حساسیت های خاصی که دارد وظیفه کارشناسان و متخصصان صنعت آب است که باید منصفانه با مردم سخن بگویند. باید به مردم تفهیم شود که مدیریت سد و مدیریت سیلاب دو موضوع جداگانه است. به همین دلیل معتقدم که مدیریت سد دز با آگاهی و دانش صورت گرفت و اگر کسانی هم سعی داشتند و یا دارند که چنین القا کنند که خوزستان از منابع آبی غنی برخوردار است و باید چوب حراج به آن بزند کاملن اشتباه می کنند. در ضمن متولیان سد سازی هم باید پنبه ها را از گوش خود در بیاورند که الزامن راه حل کنترل سیلاب ها سد سازی نیست و پدیده سیلاب و طغیان اخیر به معنای صدور مجوز برای ساخت سد در بالاست رودخانه ها محسوب نمی شود.

در اخبار دیدیدم و شنیدیم که بخشی از مردم رو به دوربین رسانه ملی می پرسیدند که چرا به یکباره دریچه های سد باز شد؟ لذا وظیفه مدیران و متخصصان است تا با زبان مردم و با آوردن مثال به آنها یادآور شوند که نمی شود با یک پیش بینی، به یکباره دریچه های سد را باز کرد و میلیون ها متر مکعب آب را که سرمایه کل خوزستان است را هدر داد. اینکه مردم انتظار داشته باشند مخزن سدها پر شود و آب از روی تاج لبریز شود ذهنیت غلطی است. چون در نهایت تخریب بیشتری ایجاد می کند.
مردم باید به این سطح از درک و آگاهی برسند که نتیجه درست برای مدیریت سیلاب تقویت پوشش گیاهی، انجام آبخیزداری، تغییر مکان سکونتگاههای در مسیر سیلاب، تجاوز نکردن به حریم رودخانهها و احترام گذاشتن به طبیعت است.
فارغ از همه اتفاقاتی که در نتیجه سیلاب و طغیان رخ داد، فکر می کنم طبیعی بود که چنین حوادثی را هم شاهد باشیم. معتقدم که رویداد اخیر در نتیجه تغییر اقلیم در کل دنیا است و وقوع آن در خوزستان نباید دور از انتظار باشد. در چند روز گذشته دیده و شنیدیم که در بعضی از کشورها هم از این طغیان ها و سیلاب ها رخ داد. لذا خوزستان نیز متاثر از شرایط جوی با دگرگونی های فصلی مواجه شد. از نظر من و با توجه به مطالعات و مشاهدات رویداد اخیر یک حادثه غیر مترقبه بود که پیامدهای ناشی از آن باید کنترل شود.
به گفته کارشناسان صنعت آب امروزه دیگر در دنیا رویکرد مدیریت سیلاب حاکم است و نه کنترل سیلاب و مبنای مدیریت سیلاب این است که شیوههای برخورد با سیلاب را عوض کنند. یعنی نقاط حاصلخیز را شناسایی کرده، پهنهبندی سیلاب را انجام دهند و سعی کنند تاسیسات را آنجا نسازند یا اگر تاسیساتی هم میسازند به نوعی باشد که سیلاب تخریبش نکند.
در همین ساحل کارون پارکهایی را ساختند که در اثر سیلاب تخریب نمیشوند چون تاسیسات ویژهای ندارند. چند پیادهرو و چمن است که بلافاصله بعد از خاتمه سیل از آب همان رودخانه میتوان پیادهروها و گل و لایی که گرفته را شستشو داد و استفاده کرد. یه همین دلیل سیلاب برای این پارکها خسارتبار نیست.

به قولی رویکرد درست مقابله با سیلاب آن است که آبخوانداری بکنیم. باید مسیرهای کنترل سیلاب داشته باشیم. بایستی زهکشهای حایل داشته باشیم. زهکشهایی که سیلاب را منتقل میکند به جایی که باید به آن برسد و سریعتر و بهتر و بدون خسارت هم این کار را انجام میدهد. و مقصد سیلاب کجا باید باشد؟ تالابها و مراکز تولید ریزگرد و اراضی که باید آبشویی انجام شود. همان قدر که این احتمال وجود دارد که سیلاب در بالادست سدها اتفاق بیافتد و بعد ما پز بدهیم که سدهای ما سیلاب را کنترل کردند، ممکن است این اتفاق در پایین دست هم رخ بدهد کما این که طی همین روزهای گذشته هم برای ما اتفاق افتاد و تنها یک سد تنظیمی کوچک، کوتاه و کمهزینه که خسارتهای محیط زیستی هم ندارد آن را مهار کرد. بنابراین نمی شود نتیجه گرفت که با یک بارش یک نقطهای در یک لحظه بعد از ۱۲ سال، ما باید سازههای خیلی بزرگ تازه بسازیم.