عضو اتاق فکر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر گفت: امروزه بسیاری از نوجوانان و جوانان به دلیل افزایش استرس شب های امتحان به داروهای محرک روی می آورند که این داروها به عنوان دوپینگ علمی، بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان را با خود درگیر کرده اند.
خوزنیوز: دکتر علی سجادی عضو اتاق فکر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر، مدرس اعتیاد و سبب شناسی در دانشگاه و مسوول فنی مرکز خصوصی ترک اعتیاد بهراد، اظهار کرد: از زمانی که فرد به اعتیاد روی می آورد تا زمانی که تصمیم به ترک می گیرد چند سالی را سپری می کند. زمانی که از سن آغاز اعتیاد بیمار پرسیده می شود بسیاری از بیماران سنین 14، 15 سال و سنین نوجوانی را آغاز اعتیاد خود عنوان می کنند. از آنجا که سن ابتلا، سن پایینی است، بیمار از مصرف لذت می برد اما رفته رفته که مشکلات اعتیاد بروز می کند بیمار به فکر ترک و درمان می افتد.
به گزارش خوزنیوز، این مدرس اعتیاد و سبب شناسی در دانشگاه بیان کرد: در فرایند اعتیاد پس از مصرف مواد مخدر، فرد احساس رضایت و نشاط می کند. این رضایت توسط قسمتی از مغز که موسوم به «مسیر پاداش» است به وجود می آید و این امر باعث افزایش هیجانات رفتاری می گردد. این گونه است که اعتیاد شکل گرفته و آموخته می شود.
وی افزود: امروزه بسیاری از نوجوانان و جوانان به دلیل افزایش استرس شب های امتحان به داروهای محرک روی می آورند که این داروها به عنوان دوپینگ علمی، بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان را با خود درگیر کرده اند.
سجادی عنوان کرد: متیل فنیدات که بیشتر به نام تجاری آن، ریتالین شناخته میشود، از مشتقات گروه آمفتامینهاست که برای درمان بیشفعالی و افزایش توجه تجویز میشود. همچنین ترامادول از آن دسته از داروهایی که باعث کاهش اضطراب می شود. این داروها اعتیاد آور هستند و مصرف مداوم ریتالین و ترامادول می تواند مقدمه ای برای مصرف مواد قوی تری مانند شیشه شود. مشاهدات نشان داده است که بسیاری از بیماران مراجعه کننده برای مداوا، مصرف اول شان را ترامادول اعلام کرده اند و به مرور مصرف تریاک، کراک و هروئین را تجربه کرده اند.
عضو اتاق فکر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر گفت: طبق سوابقی که از بیماران گرفته می شود عده ای از دوران دبیرستان و سال های دانشجویی مصرف مواد مخدر را آغاز کرده اند. همچنین بیمارستان ها مواردی از مسمویت با مواد مخدر را در سنین پایین به ما گزارش می دهند. اما اینکه منشاء مبتلا شدن این نوجوانان به چه دلیل و از کجا بوده باید بررسی شود.
سجادی اظهار کرد: سن نوجوانی سن کنجکاوی است و در مواردی دیده شده نوجوان این مواد را به مدرسه می آورد و بچه ها از روی کنجکاوی این مواد را مصرف می کنند. بخش مهمی از سن رشد کودک در مدرسه و تحت آموزش مدارس سپری می شود. آموزش و پرورش در این حیطه وظیفه سنگین و مهمی را بر دوش دارد، در این سن مساله پیشگیری از اعتیاد و لزوما مهارت های زندگی باید به صورت عملی با کودک و نوجوان کار شود.
مسوول فنی مرکز خصوصی ترک اعتیاد بهراد بیان کرد: مهارت نه گفتن، جرات ورزی، حل مساله، حل مشکل و تصمیم درست گرفتن و مهارت هایی از این قبیل باید در مدرسه پرورش و آموزش داده شود. اگر جوانی پس از سپری کردن بلوغ سنی به اعتیاد روی آورد باز هم برگرفته از شکل گیری شخصیت و کم و کاستی هایی است که در دوران تحصیل برایش به جا مانده است.
این مدرس دانشگاه می گوید: هرمدرسه باید مشاورانی داشته باشد و دانش آموزانی که دچار افسردگی و اختلالات روحی و تنش های عصبی هستند و یا در منزل و خانواده با مشکلات ارتباطی روبرو هستند در مدرسه شناسایی شوند و با کمک مشاوران و اولیا از همان سنین پایین برای حل مشکلاتشان اقدام شود.
وی افزود: مهار اعتياد در بين دانش آموزان مشروط به آموزش درست معلمان و حضور مشاورانی دلسوز در مدارس است که در کنار تدریس، جوانان را به ورزش و فعاليت های فرهنگی و هنری ترغيب می کنند. حضور یک مشاور کمک خواهد کرد که دانش آموز مسائلی را که حتی به والدین خود عنوان نمی کند با مشاور در ميان بگذارد و این چنين از نظر روحی تخليه شود. حضور یک مشاور در مدارس می تواند در ابتدای راه از بروز مشکلات جدی در دوران جوانی و انحرافات بيشتر بکاهد.
غلبه نگرش اقتصادی، به غفلت از مسئولیتهای تربیتی انجامیده است
عضو اتاق فکر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر تصریح کرد: متأسفانه امروزه کمتر شاهد روابط عاطفی بین معلم و دانشآموز هستیم. غلبه نگرش اقتصادی در میان دست اندرکاران آموزشی، موجب غفلت آنها از مسئولیتهای تربیتیشان شده است. البته این عملکرد معلمان، غیرطبیعی و غیرمسئولانه نیست زیرا آنان به عنوان عضوی از این جامعه، با مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند.
دکتر سجادی نیز میگوید: ارتباطات عاطفی بین دانشآموزان و معلمان قوی نیست. در حالی که روابط دوستانه، رمز موفقیت در اهداف تربیتی است. این که با دانشآموز معتاد بیمهری کنیم و او را از سیستم آموزشی طرد کنیم، مشکلی را حل نمیکند. بازیابی این افراد باید درون اجتماع و با کمک گرفتن از روشهای عاطفی صورت گیرد تا قرین موفقیت باشد. البته در مورد دانشآموزانی که گرفتار اعتیاد پیشرفته شدهاند، میتوان مراکز ویژه آموزش و بازپروری را با کمک سازمان بهزیستی و دیگر مراکز حمایتی تأسیس کرد.