بعضی از اصولگراها در حضور خود من در یک جمعی اظهار کردند که روحانیت نفوذ خودش را از دست داده و دیگر نمی تواند مردم را جمع کند . پس باید چه کار بکنیم ؟ باید یک کاری کنیم که مردم را جمع کنیم.این مسئله ایران [و مکتب ایرانی] و این حرف ها شاید معلول همین فکر است
به گزارش شفاف مهمترین بخشهای بیانات رئیس مجلس خبرگان که در اواخر فروردین
ایراد گردیده و در آخرین شماره نشریه"شما"ارگان حزب موتلفه منتشر می شود
به شرح زیر است:
*همیشه دغدغه حقیر به راهنمایی بنیانگذار انقلاب ،
این بود که روحانیت در مسائل سیاسی حضور داشته باشد . گاهی اوقات به دلیل
بعضی از حوادث و شکست های ظاهری بعضی می گفتند دوره روحانیت گذشته و بی
مصرف شده است . ولی بنده از همان اول عرض می کرده ام که اینطور نیست . ممکن
است نوساناتی در مسائل سیاسی پیش بیاید امّا نباید اصول را فراموش کنیم .
*
در جلسه ای که بحث تشریح منشور دوازده گانه اصولگرایی بود گفتم ما نباید
فقط برای مجلس و انتخابات بحث کنیم . بحث ما در منشور اصولگرایی این نیست
که فقط در مجلس باشد.
* یکی از نمادهای حضور روحانیت در خود مجلس
است . اگر که به تدریج روحانیت هر دوره ای کم بشود این نشان می دهد که
انقلاب دارد از مسیر خودش منحرف می شود ... نگویید که [اگر]فلان روحانی از
فلان شهر انتخاب شود ، ممکن است در مجلس فعال نباشد و یک کلاهی تحصیل کرده
امروزی ممکن است بتواند بیشتر فعال باشد . اینطور نباید فکر کرد . فعالیت
در مجلس یک فعالیت جمعی است که راهنمایی آن به دست یک عده ای از نخبگان است
. مجلس را نخبگان می گردانند . امّا یک عده ای باید باشندکه فعالیت این
نخبگان را تأیید کنند و اگر روحانیت نباشد چیز بدی می شود .
* حضور
روحانیت در همه نهادهای انقلاب یکی هم مجلس برای بقای انقلاب لازم است.
همین طور که روحانیت در اصل انقلاب رشد نموده و نمی شود انکار کرد در بقاء
انقلاب نیز باید حضور داشته باشد .
*روحانیت نمی خواهد خودش را
تحمیل کند . نباید هم تحمیل کند . این معنایش این نیست که هر چیز که ما
بگوییم مردم گوش کنند. در مصادیق انتخاب ما این را نمی گوییم ولی می گوییم
روحانیت حضور داشته باشد؛ مشاوره ای ، بحثی ، صحبتی ...
*بعضی از
اصولگراها در حضور خود من در یک جمعی اظهار کردند که روحانیت نفوذ خودش را
از دست داده و دیگر نمی تواند مردم را جمع کند . پس باید چه کار بکنیم ؟
باید یک کاری کنیم که مردم را جمع کنیم . خوب حالا مردم را بخواهیم جمع
کنیم چه کار کنیم ؟ باید شعارهای روحانی و شعارهای امام (ره) را عوض کنیم ؟
شعارهای اسلامی و انقلابی یا سنتی را حذف کنیم ؟ یک شعارهایی بدهیم که یک
طبقه دیگری از مردم را جذب کنیم ؟ این مسئله ایران [و مکتب ایرانی] و این
حرف ها شاید معلول همین فکر است ... این مثل آن حرفی می ماند که در زمان
رفراندوم جمهوری اسلامی امام (ره) فرمود جمهوری اسلامی. نگویید دموکراسی
اسلامی . اسلامی را با دموکراتیک قاطی نکنید .
* در آن مجلس صریحاً
گفتم امام (ره) در انقلاب چه قبلش و چه در بعدش با چه اصطلاحاتی مردم را
به میدان کشید؟ امام (ره) با سنتهای اسلامی و اعتقادی توانست مردم را جمع
کند . با شعارهایی که ریشه محکم و ریشه فطری در دل ها ندارد در موقع خطر
نمی توان مردم را نگه داشت . یک جوان ممکن است به اسم ایرانی در یک
راهپیمایی شرکت کند اما وقتی خطر باشد خیلی هایشان فرار می کنند . ولی وقتی
پای اسلام وسط باشد و به نام اسلام باشد با اعتقاد می ایستند...
*
اگر بخواهیم اصول را حفظ کنیم ، انقلاب را حفظ کنیم باید گذشت داشته باشیم
. این نمی شود که بنده یک اصولی را بگویم قبول دارم ولی در مقام پیاده
کردن مصادیقش بگویم الا و لابد همینی که من می گویم باید باشد . من به آْن
دوست دیگر هم که بحث همین نفوذ روحانیت را مطرح کرد گفتم مسائل اجتماعی ،
سیاسی را در کوتاه مدت نگاه نکنید . همیشه در دراز مدت نگاه کنید . اگر در
مشروطه این اشتباه شد که حتی بعضی از علمای بزرگ هم اشتباه کردند نگاه
کوتاه مدت بود . همین که دیدند یک مخالفتی شد و آن مخالفت ضعف جریان شد خود
آقایان اشتباه کردند و جریان مخالف را تأیید کردند . شهادت مرحوم شهید شیخ
فضل الله نوری همین بود. به یک معنا خود روحانیت هم تقصیر داشت . باید می
گفتند شیخ فضل الله یک مخالفتی کرده باید با او راه آمد نه اینکه به دست
دشمن رهایش کنند و دشمن هم محکمه تشکیل بدهد و یک عالم بزرگوار ، مجتهد
مسلم جامع الشرایط را با آن سوابق محکوم به اعدام کند بعد هم پای دارش کف
بزنند . چه اشتباه بزرگی کردند . ولی بعد فهمیدند که این مسئله ای را حل
نکرد و ضربه بزرگی به روحانیت زد. بعد مرحوم بهبهانی از بین رفت، بعد
دیگران از بین رفتند . امروز ما مراقب باشیم این اشتباهات را نکنیم .
*ما طرفدار انقلاب و امام (ره) هستیم ، شاگردان او هستیم . بنا براین گذشت می خواهد .
*هدف
اصلی ما حفظ انقلاب و نظام است که امام فرمود حفظ نظام از اوجب واجبات است
و حفظ نظام وابسته به حفظ ستون آن است و ستون آن ولایت فقیه و ولی فقیه
زمان است.در راهپیمایی بیست و دوم بهمن بعضی ها مرگ بر آمریکا را می گویند و
بعد به ما هم که می رسند می گویند حاج آقا اوضاع هم خوب نیست . یک فکری
برای اوضاع بکنید . می گویم چی شده که آمدی مرگ بر آمریکا می گویی ، نظام
را تأیید می کنی ؟ من تحلیل خودم را به دوستان اینطور می گویم، مردم ما که
انقلابی هستند قلبشان دو لایه دارد. لایه زیرین و لایه رویین . لایه رویین
مشکلات را می بینداما لایه زیرین وابسته به اسلام و انقلاب است. مثلا روز
نه دی، همین مردم که برخی از آنها شاید به جناح مخالف رای داده بودند وقتی
دیدند مسئله اصل انقلاب و امام حسین(ع) مطرح است آمدند و از عمل مخالفان
اظهار برائت کردند. این فرهنگ را باید حفظ کنیم و این نمی شود الا اینکه
کسانی که مسوولیت دارند باید گذشت داشته باشند یعنی برای مصالح عالیه مصالح
کوچکتر را فدا کنند . بنده اگر که در مقام ریاست در جمهوری اسلامی باشم
اگر یک وقت احساس کنم که اگر الان بروم کنار به مصلحت است باید بروم . مردم
که این را ببینند می گویند پس معلوم می شود یک چیزی هست که فلانی با همه
این امکانات و با همه این چیزهایی که داشته و کسی هم نمی توانسته او را
بیرون کند ولی خودش رفت .
* باید این انقلاب را حفظ کنیم و بدانیم
برای حفظ انقلاب گذشت لازم است و اینطور فکر نکنیم که برای حفظ انقلاب باید
من باشم . این یکی از اشتباهات است . امام (ره) همیشه توصیه می کرد انقلاب
را حفظ کنید نمی گفت من را حفظ کنید . بعضی ها فکر می کنند واقعاً اگر
بروند کنار هیچکس و هیچ چیز باقی نمی ماند . نه اینجوری نیست . بنده بروم
کنار طوری نمی شود. ستون خیمه را باید حفظ کرد .
* نکته آخر من
توصیه به دولتی ها و جناب آقای رئیس جمهور است که واقعاً یک وقت خدای
ناکرده ، خود آقای رئیس جمهور را نمی گویم ، اطرافیان کاری نکنند که باعث
جدایی بشود . این همان اشتباهی است که گاهی ممکن است بعضی بکنند ، خیال
کنند که فعلاً که ما می توانیم ، یک کاری بکنیم و راه همین است . نه اشتباه
است . راه کار جمعی با جمع است . نباید کار جمعی را فردی کرد.