روایت زیر داستان فوتبالیستی است که در سالهای دور دیدن زادگاه مادری را به خاطر رویارویی ورزشی با همشهریان بر خود حرام کرد.
خرداد 40، امجدیه(شهید شیرودی): تهران تیم تهران با پیروزی 2برصفر بر خوزستان قهرمان آموزشگاههای ایران شد، 6 هزار نفر در امجدیه به قضاوت پور امید شاهد این بازی بداند، ساعدی و نیرلو گل های تیم تهران را به ثمر رساندند.
تیم تهران: فاروق فتاحی، امیر هوشنگ گودرزی، اونیک کاراپتیان، نادر لطیفی، بهروز نهاوندی، مصطفی عرب، عبدالله ساعدی، کرم نیرلو، رضا صاحب جمع، نعمت الله چهوه، اسماعیل لطیفی، کاردان خدادادیان، ابراهیمی.
سرپرست: اصغر تهرانی
تیم خوزستان: فرخ شاعری، حیمد جاسمیان، گارنیک گریگوریان، بیژن کوهزاد، علی پورجانکی، محراب شاهرخی، محمد سعدونی، حسین کمایی، حسین علم، فریدون جمالی، حسن ایزد بخش، محقق مسیبی و افتخاری.
سرپرست و مربی: جلایی
داستان بالا برگرفته از شمارهای از کیهان ورزشی متعلق به نیم قرن پیش است، قصهای که اتفاقی ویژه را در دل داشت، فاروق فتاحی مرد خوزستانی آن روزهای تیم فوتبال منتخب تهران وظیفه بسته نگاه داشتن دروازه منتخب پایتخت را بر عهده گرفته بود، نتیجه دو بر صفر به پایان رسید و فاروق اما یک ماه به آبادان نیامد!
فتاحی دیدن زادگاه مادری را به خود حرام کرد برای آنکه تاب نگاه در چشم دوستان همشهری و همبازیان سابق خود را نداشت.
بهراستی چند اتفاق مشابه اینچنینی در فوتبال امروز ایران شکل میگیرد و چند فاروق فتاحی برای گناهی ناکرده و تنها برای عرق و تعصب به بوم آبادان را نمیبیند؟
اما امروز...
امروز آبادان برای پر کردن آخرین نقطه از زمین فوتبال جایی برای دروازهبان آبادانی ندارد، امروز آبادانیها توان کشف و پرورش فاروق فتاحی را برای قرار دادن در چارچوب تور خود ندارند تا جاییکه آن که دو روز آمد و رفت و همانند فاروق 50 سال در فوتبال آبادان نبود، مدعی شد که مالک نخست این ورزش در دیار دهداری است.
همان که سکوهای ورزشگاه تختی در روزهای پیش فصل لیگ برتر فوتبال کشور را در ساعات تمرینهای تیم فوتبال صنعت نفت به رنگ التهاب در آورد.
آن به اصطلاح هواداری که این روزها برای حضور دو تا سه ساله یک بازیکن که البته کوهی از حاشیه را به اندازه چند ده سال به تیم تزریق میکرد استرس و تنش را به تمرین صنعت نفت منتقل میکند و مدعی است که چرا فلان بازیکن در ابتدای فصل استفاده نشد، بداند که مجموعه جدید مدیریتی باشگاه با تمام ضعفهای موجود، جایی برای حاشیهها و مردان تولید کننده حاشیه قائل نشده است.
آن مثلاً هوادار که فریاد میزند باید برای فوتبالیستهای جدا شده از صنعت نفت مراسم تجلیل و تقدیر گرفته شود هیچ وقت سنگ را به سینه برای قدردانی از نیم قرن تعصب به آبادانی که ریشه در خون فتاحی و سعدونی دارد نزد.
شرم بزرگوارانه فاروق فتاحی را شایسته ارج بنهید نه آن که روزی ناجی بود روز دگر...!
این فوتبال متعلق به دهداری، سالیا، برمکی، دوستانی، شاملی و انسانهاییست که آزادانه رفتند و هیچکس در زمان بودنشان فریاد نزد که این مردان شایسته تقدیرند.
امین جوکار / فارس