شهید فرامرز رضایی میرقائد در سال۱۳۴۲ دریکی از محله های اندیمشک به دنیا آمد فرامرز در خانواده ای ساده و بی آلایش به دور از دغدغه ها بزرگ شد هنوز نوجوان بود که برادرش عزت ا… شهید شد و در روحیه فرامرز تاثیر بسزایی گذاشت. فرامرز هنوز نوجوان بود که ازدواج کرد.
فرامرز به خاطر زندگی مشترک و مشکلات توانست ادامه تحصیل دهد او در فرمانداری کارمند شد فرامرز بارهاگفته بود وقتی دشمن به خانه آدم تجاوزکند مرگ در بستر ننگ خواهد بود او شهادت را افتخار می دانست خیلی جوان بود که صاحب فرزندی شد او از کودکی خودش را به انجام واجبات مقید می دانست و در پیش از انقلاب فعالیت های سیاسی زیادی داشت .
چهارده ساله بود که به جبهه رفت. بعد از شهادت عزت ا…فرامرز متحول شده بود او قبل از شهادت خواب دیده بود .
خواب گرفتن گل ازسیدی که نورانی بود فرامرز علاقه وافری به خانواده اش داشت و در زمانی که هنوز نوزاد تازه متولد شده اش یکماه نشده بود درحالی که دشمن بعثی در مورخ ۴/۹/۱۳۶۵ توسط ۵۴ هواپیما شهر بی دفاع اندیمشک رازیر بمباران گرفته بود فرامرز به کمک مجروحین وزیر آوار مانده ها رفته بود که بر اثر اصابت ترکش به گلوی مبارکش به دیارحق شتافت فرامرز بزرگ شدن کودکش را ندید و با آرمانهای پاک و بلندش پای به عرصه ای دیگر نهاد اوآرزو داشت به زیارت کربلا برود و در وصیت نامه اش ازاحساسات پاک خودش یاد کرده بود او از خدا حاجت می خواست.
حاجت پیوستن به معبود خویش او دنیا را فانی می دانست احساس کرده بود که برادران هم رزمش دارند از اوسبقت می گیرند در رسیدن به نورانیت محض .لذاخداوند حاجتش رابرآورده کردواورابه یاران همرزم شهیدش رساند.
وصیتنامه شهید فرامرز رضایی میر قائدمن خیلی به درگاه خداوند نالیده و گریه کرده ام و از او حاجت خواسته ام تا مرا به آرزوی نهایی خود به درجه شهادت برسم . اما تا کنون هرچه در زده ام ، گریه کرده ام ولی جواب نشنیده ام و امیدوارم که بزودی بشنوم . برادرانم من شما را بعنوان رساننده پیام خود بسوی جامعه معرفی می کنم که فقط بعد از شهادت ما ناله نکنید بلکه علاوه بر اینکه ناله نمی کنید پیام من و سایر شهدا را به گوش مردم برسانید ، شهادت که محتوای آن دل کندن از دنیای پوچ و بی وفاست و انقلاب درونی جهت رسیدن به لقاالله .
برادران من ای تمام کسانی که ندای پیکر آکنده به خون مرا می شنوید به شما وصیت می کنم وای بر شما اگر که در این شرایط بر سر مال و منال دنیا جنگ و دعوا می کنید و بسوی خدا پرواز کنید و آخرت و روز محشر و آتش جهنم را در نظر بگیرید والا پشیمان خواهید شد و من احساس می کنم که برادرانی که از من سبقت گرفته و بخدای خود لبیک گفته ، چون ایمانشان از من بیشتر بوده . اینجانب اگر به مرگ طبیعی مردم جایی که شهیدان بخون خفته هنوز جان نثار این درخت پر بار یعنی اسلام عزیز می کنند ، حس می کنم که حتی جسدم از آنان خجالت می کشد ولی اگر شهید شدم از آشنایان خود می خواهم که دنبال جنازه من گریه نکنند زیرا که نمی خواهم دشمن شاد شود و میدانم که از بچه های محل هم و بچه های بسیج گریه نمی کنند چونکه دشمن مزدور شاد خواهد شد که برادران سپاه گریه می کنند و اگر خواستید برای من خیرات بکنید فقط توصیه من این است که از روحانیت و مردم و انقلاب و بسیج دفاع کنید . و پیام و توصیه های امام را گوش و اجرا کنید ، خداوند ظهور امام زمان (عج) را نزدیک فرماید . به امید زیارت کربلا والسلام . فرامرز رضایی میر قائد
مرجع / اندیشمک جوان