بر اساس مصوبه شوراي فرهنگ عمومي خوزستان، چهار روز در سال به عنوان روز نظافت عمومي در استان تعیین شد که 30 شهريورماه هم يكي از اين روزها بود.
روزی که چند تن از دست اندرکاران اجرایی استان، از جمله استاندار خوزستان، فرماندار و شهردار اهواز و چند تن دیگر از مسوولان در یکی از پارک های ساحلی رودخانه ی کارون حاضر شدند و در حالی که تصویربردار صدا و سیما و عکاس خبرگزاری ایسنا خوزستان آن ها را همراهی می کردند، به صورت نمادین شروع به جمع آوری زباله هایی کردند که بر زمین ریخته شده بود.
زباله هایی که توسط برخی- که شهر را خانه ی خود به حساب نمی آورند و نظافت شهر یا شاید خانه ی خود! برای شان مهم نیست- بر زمین ریخته شده بود. برخی که انگار نه انگار دل شهر و فضاهای سبز- که ریه های زمین است- باید پاک و تمیز باشد تا هم خود و هم دیگر شهروندان و میهمانان از دل طبیعت پاک و سر سبز و تمیز، نهایت استفاده ی لازم را به عمل آورند.
با این که شوراي سلامت استان مدتی است بر ضرورت نظافت و پاكيزگي عمومي شهرها، روستاها، اداره ها و مدارس تاكيد می کند و به همين منظور، روز 30 شهریور ماه به عنوان یکی از روزهای نظافت عمومي در استان تعیین شد و برخي از مسوولان استان در صحنه نظافت عمومی شهر حاضر شدند، اما خبرگزاری ایسنا گزارش کرد: "با وجود تبليغات بسيار براي نظافت عمومي در اين روز، (از طریق نصب پلاکارد در سطح شهر، ارسال اس ام اس برای شهروندان و اعلام از طریق صداوسیمای مرکز خوزستان و مطبوعات و خبرگزاری ها برای در جریان گذاشتن مردم) اما حضور شهروندان در طرح جمعآوري زبالههاي شهري كمرنگ بود و تنها برخي مسوولان، ماموران شهرداري و نيروهاي بسيجي در اين طرح مشاركت داشتند."
این در حالی است که "رضا نجاتی" معاون سیاسی اجتماعی فرماندار اهواز عنوان کرده بود: "محور اصلی روز نظافت عمومی خود مردم هستند و قصد داریم با جلب مشارکت آن ها در نظافت شهر، این موضوع را به یک فرهنگ عمومی در بین مردم شهرستان تبدیل کنیم."
اما جناب "نجاتی" اعلام نکرد: چه گونه و به چه وسیله و با ارایه چه راهکار و شیوه هایی می توانند مشارکت مردم را جلب کنند و این موضوع را به یک فرهنگ عمومی بین مردم تبدیل کنند؟!
آیا بسنده کردن به تبلیغاتی نظیر نصب بنر و استفاده از اس ام اس و همکاری برخی رسانه ها- که خود نیز این موضوع را جدی نگرفتند- به جلب مشارکت مردم منجر می شود؟! که دیدیم از مشارکت مردم خبری نبود و عزم و قصد مسوولان برای مشارکت مردم به نتیجه نرسید!
به راستی! چرا حضور شهروندان در روز "نظافت عمومی" کم رنگ بود؟!
چه گونه است که شهروندان به اعلام فراخوان های عمومی از سوی مسوولان کشور و استان از جمله شرکت در راه پیمایی ها و حضور در مراسم مختلف، عاشقانه لبیک می گویند و با جان و دل حاضر می شوند، اما روزی را که به عنوان "نظافت عمومی" در خوزستان نامگذاری شده است، جدی نمی گیرند و در صحنه های نظافت عمومی حاضر نمی شوند و حتا دیده و شنیده شده که حرکت های نمادین مسوولان استان را "خودی نشان دادن" و ... اعلام می کنند؟!
مگر نه این که، این ها همان مسوولانی هستند که شهروندان را به حضور در مراسم مختلف دعوت می کنند و آن ها نیز حضور یک پارچه ی خود را به منصه ی ظهور می رساندند؟! پس چه چیزی رخ داده است که در سی شهریور ماه روز "نظافت عمومی" و روزی که مسوولان استان بر حضور شهروندان تاکید می کنند، حاضر نمی شوند و در اجرای این طرح مهم مشارکت جانانه نمی کنند؟!
آیا مردم احساس می کنند که امر نظافت شهر جزو وظایف آن ها نیست و مسوولان ذی ربط و دست اندرکار- که حقوق می گیرند- باید بر امر نظافت نظارت کنند و متولیان این کار نیز کار نظافت شهر را انجام دهند؟!
چه گونه بعضی از ما شهروندان، هنگامی که در فضاهای مختلف شهری قرار می گیریم، توجهی به ریختن زباله در روی زمین یا سطل های آشغال نمی کنیم و برای مان مهم نیست که شهرمان همانند خانه ی ماست و لازم است مثل تمیزی خانه ی مان، به آن اهمیت دهیم؟!
شاید مردم فکر می کنند: با حرکت های نمادین مسوولان در سطح شهر و جمع کردن زباله آن هم در جلو لنزهای دوربین رسانه ها، خزان کلان شهراهواز و به طور کل استان خوزستان به بهار تبدیل نمی شود و باید طرح نو دیگری در انداخت؟ طرحی که نیازی به حرکت های نمادین- که مردم از آن برداشت های مختلفی می کنند- نخواهد بود...
ناگفته نماند که بسیاری از مردم، رویدادهای یکی دو ماه اخیر در استان را فراموش نکرده اند و حتا اگر به موضوعاتی چون امر "نظافت عمومی" ارتباطی نداشته باشد، ربط می دهند و از انجام برخی کارها سرباز می زنند و ضرورتی برای آمدن در صحنه های نمادین احساس نمی کنند.
مردمی که وقتی نیاز به مسوولان اجرایی استان دارند با جلسه های پشت سر هم و یا حضور نداشتن مسوولان در محل کار خود مواجه می شوند و شاید، ماه ها هم نتوانند مقام های مختلف از جمله شرکت کننده در طرح های نمادین را ببینند و درباره ی یکی از صدها مشکل خود با آنان درد دل کنند!
مردمی که برای گرفتن یکی دو میلیون وام بانکی، باید از موانع هفت خوان بانک ها- که بر سر راه آن ها قرار داده اند- بگذرند، تا بتوانند مرهم وامي به كف آرند و بر زخم های خود و جامعه بنهند.
مردمی که برای راه اندازی چند هزار طرح تولیدی و خدماتی شان- که از چند سال قبل تا کنون در بخش های تعاونی و خصوصی تشکیل داده اند- به منظور ایجاد اشتغال کارجویان و بیکاران، نیاز به تسهیلات بانکی دارند، اما در پیچ و خم های بانک ها سرگردانند و مسوولان محترم و خدمتگزار نیز- که از ایجاد اشتغال 5/2 میلیون نفر بیکار در سال جاری دم می زنند- مشغول رتق و فتق امور خدمتگزاری! حالا به کی و چی؟ فقط خدا می داند و بس!
مردمی که وقتی در جریان خبرهای میلیادردی اختلاس کننده ها و رانت خوارها و چند نقطه های برخی کارخانه دارها- که حتا شمار کارخانه های شان از دستشان در رفته- قرار می گیرند، مردمی که نیازمند وام یکی دومیلیونی یا پانصد هزار تومانی بودند و به وصال شان نرسیده اند! مردمی که صدای نیازشان به گوش مسوولان استانی- چه رسد به کشوری- نمی رسد، با چه شور و انگیزه ای بیایند در کنار حضور نمادین مسوولان در طرح "نظافت عمومی" قرار بگیرند و دل های زخمی حاصل از کم توجهی برخی از آنان را با جمع آوری زباله، التیام بخشند؟!
عزیزان مسوول! مردم فداکار و انقلابی ما- که همیشه در صحنه های انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و پاسداری از آرمان های امام و شهیدان و رهبر معظم انقلاب حاضر شده اند و ایثار کرده اند و دین خود را به اسلام ادا کرده اند، نیازمند حمایت، کمک و توجه بیش تری هستند.
به جای این که گاه و بی گاه آن ها را دعوت به حضور در مراسم مختلف می کنیم، یک بار هم به دعوت نامه های آن ها، که از طریق مختلف، از جمله نوشتن نامه و گلایه، در خواست ملاقات با شما و رسیدگی به کارشان، به سمع و بصر شما می رسد، لبیک بگویید...
آیا گفته اید و ما نمی دانیم؟! یا این که از این پس می گویید؟
شاید هم این ما هستیم که هر زمان اراده کردیم، باید بر مردم فرمان برانیم و آن ها هم بی چون چرا اطاعت کنند؛ نع؟!!