تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۳
کد خبر: ۹۰۷۳۷
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

راه رفتن روی لبه تیغ در دیار شعر و موسیقی!

وقتی در تاریخ پرسه می‌زنی می‌بینی هیچ ملتی به اندازه ملت ایران با شعر و موسیقی انس و الفت نداشته ‌است
آرایه‌های ادبی شعر ایران چنان با دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی آن درهم آمیخته است که تفکیک این دو از هم نه تنها امری ناممکن که تا اندازه‌ای مضحک می‌نماید.

شعرهایی که از شاعران بزرگ ما به جا مانده گواه ارتباط تنگاتنگ این شاعران با موسیقی است زیرا در هر مصرع و هر بیت این شعرها سخن از «رود»، «مطرب»، «چنگ»، «چغانه»، «دف» و ... رفته است و این نشان می‌دهد که سرآمدان ادبیات ما که از قضا عمدتا عارف و زاهد و اهل کرامت بوده‌اند دستی در نغمه و ترانه داشته‌اند و به تعبیر امروزی‌ها موسیقی را می‌فهمیده‌اند تا جایی که هر که نداند گمان ساده می‌برد که برای مثال مولانا شعرهایش را بر مبنای دستگاه‌ها و مقام‌های موسیقایی می‌سروده است حال آن که به واقع چنین نبوده و موسیقی ایران وامدار شعر تر و سخنان طرب‌انگیز امثال او است.

حالا سال‌ها از دوره قدما گذشته و ما سوار بر انواع موج‌ها عصرهای گوناگونی را پس پشت نهاده‌ایم و اکنون به روزگاری رسیده‌ایم که در مورد موسیقی حساسیت وجود دارد؛ از نوع سنتی‌اش گرفته تا پاپ و غیره. از پیامدهای همین حساسیت که واکاوی آن چیزی از راه رفتن روی لبه تیز تیغ کم ندارد لغو کنسرت‌های موسیقی در دیار شعر و موسیقی است.

هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم!

از جمله کنسرت‌هایی که در ایران دچار محاق لغو شد کنسرت زنده‌یاد محمدرضا لطفی بود که قرار بود شامگاه روز 21 اردیبهشت‌ 92 در شهر اندیمشک برگزار شود. این هنرمند در روزهای 19 و 20 اردیبهشت ماه در اهواز به صحنه رفت اما نتوانست مجوز کنسرت اندیمشک خود را از مسؤولان محلی بگیرد.

علت لغو کنسرت لطفی که سبک و سیاق موسیقی‌اش عرفانی و سنتی بود یک دلیل خیلی ساده بود؛ مدیر اداره فرهنگ و ارشاد اندیمشک روز قبل از کنسرت در محل کارش حاضر نشد تا نامه مسؤولان تهران را امضا کند و در نهایت اجرای این هنرمند لغو شد.

از طرفی مسؤولان اداره ارشاد اندیمشک ادعا کردند که نامه‌ای برای گرفتن مجوز کنسرت محمدرضا لطفی به دستشان نرسیده اما برگزارکنندگان کنسرت می‌گفتند درخواست برگزاری این کنسرت هفته اول فروردین ماه برای این اداره ارشاد ارسال شده بود.

مشکلات تور موسیقی محمدرضا لطفی در شهرهای خوزستان ادامه یافت به گونه‌ای که کنسرت این هنرمند که قرار بود 22 و 23 اردیبهشت 92 در بهبهان برگزار شود به زحمت و با پادرمیانی مسؤولان و هنرمندان شهر مجوز گرفت.

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن!

مجید درخشانی هم که کم و بیش در جرگه امثال لطفی بود از حادثه لغو کنسرت‌ها بی‌نصیب نماند و کنسرتش که قرار بود در تاریخ‌های 17 و 18 مهر 92 به ترتیب در شهرهای بهبهان و رامهرمز برگزار شود به دستور اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان لغو شد.

این اتفاق در حالی رخ داد که پیش از این طبق برنامه‌ریزی‌های انجام‌ شده بنا بود مجید درخشانی به همراه شاهو عندلیبی و کوشان یغمایی هفدهم مهر ماه به مناسبت بزرگداشت حافظ در بهبهان به روی صحنه بروند و فردای آن روز کنسرتی پژوهشی در رامهرمز برگزار کنند اما این کنسرت‌ها سه روز مانده به اجرا به دستور اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان لغو شدند.

درخشانی در این باره به سايت «موسيقی ما» گفت: از زمانی که برنامه‌ریزی‌ها برای اجرای این دو کنسرت آغاز شد و برگزارکنندگان برای دریافت مجوزهای لازم به اداره کل ارشاد خوزستان مراجعه کردند به آنها اعلام شده بود از آن جا که یکی از این برنامه‌ها در بزرگداشت حضرت حافظ و دیگری کنسرت آموزشی ـ پژوهشی است نیازی به اخذ مجوز ارشاد استان نیست اما سه روز مانده به شروع این کنسرت‌ها نظر مسؤولان ارشاد استان تغییر کرد و طی نامه‌ای به ما گفتند برای اجرای این برنامه‌ها باید مجوز دریافت کنیم.

آهنگساز «در خیال» با گلایه از مسؤولان ارشاد استان خوزستان ادامه داد: این در حالی است که طبق بخشنامه اداره کل ارشاد استان برای دریافت مجوزهای اجرا باید 20 روز پیش از آن اقدام کرد و طی این پروسه ظرف سه روز عملاً غیرممکن بود. از سوی دیگر، کلیه مقدمات این برنامه‌ها طی شده بود، بلیت‌ها به فروش رفته و ما حتی بلیت سفر به این شهرها را نیز تهیه کرده بودیم. انتظار من و سایر هنرمندان از شخص جناب مرادخانی و سایر مسؤولان ذیربط این است که این قبیل مسايل را پیگیری کنند تا در آینده شاهد تکرار آنها نباشیم.

درخشانی خاطرنشان کرد: اکنون که افرادی از جنس هنر و آشنا به مشکلات هنرمندان زمام امور را به دست گرفته‌اند و هنرمندان نیز مصمم‌اند که با یک دلی موانع موجود را از پیش رو بردارند حیف است که بروز چنین مشکلاتی به دلسردی اهالی هنر منجر شود. امیدواریم از این پس شاهد تکرار چنین وقایع خارج از عرفی نباشیم.

آخر غربت دنیاست مگه نه!؟

در ادامه این گزارش به نسل جوان موسیقی امروز ایران می‌رسیم؛ نسلی که ادعا می‌کند حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد و نه تنها می‌خواهد حرف‌هایش را بزند بلکه سر آن دارد که دیده شود. هم از این رو است که کنسرت‌هایی که خوانندگان امروزی برگزار می‌کنند پر زرق و برق و مشحون از شور و شوق است.

احسان خواجه‌امیری اگرچه صدایی درخور موسیقی سنتی دارد و پدرش از نام‌آوران عرصه این نوع موسیقی است؛ دل در گرو پاپ و تکنو دارد و با صدای پرطنین خود هواخواهانی برای خود دست و پا کرده است اما وقتی لطفی و درخشانی از نواختن زخمه بر ساز باز می‌مانند چه تصوری برای حال و روز خواجه‌امیری و هم سلکان او می‌توان داشت؟

آری! كنسرت موسيقي پاپ احسان خواجه‌اميري با نام «عاشقانه‌ها» به رغم دارا بودن تمامي مجوزهاي رسمي و لازم در دزفول لغو می‌شود.

اين كنسرت قرار بود ششم و هفتم اسفند 91 در كلوپ ورزشي دزفول برگزار شود.

کنسرت‌گذار این برنامه خواجه‌امیری در مورد علت لغو کنسرت این هنرمند گفت: عده‌اي به محل برگزاري كنسرت آمدند و ضمن حرام و خلاف شرع دانستن اين حركت فرهنگي اعلام كردند كه اين كنسرت اجازه برگزاري ندارد.

بعد هم گفت که در جريان اين اقدام 60 ميليون تومان ضرر كرده است.

آخه دل من دل ساده من...!

مخلص کلام؛ محسن یگانه هم بله!

روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آبادان توضیحاتی درباره لغو برنامه کنسرت محسن یگانه در آبادان توضیحاتی ارایه کرد: «هیچ گونه مجوزی برای اجرای کنسرت مذکور در تاریخ‌های 21،22 و 23 مهر ماه سال 1391 در سینما نفت شهرستان آبادان توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان صادر نگردیده است و اگر کسی در این زمینه مدرکی در دست دارد می‌تواند جهت تنویر افکار عمومی ارایه نماید و در غیر این صورت اعلام این موضوع کذب از سوی برخی افراد جریانی است که علیه این اداره در حال شکل گرفتن می‌باشد.»

به همین سادگی!

«بی‌تو» «تلخ» «دارم می‌رم»

در این میانه هنرمندانی هم هستند که علاج واقعه قبل از وقوع می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی ترجیح می‌دهند بی‌گدار به آب نزنند.

برای مثال امین حبیبی که بچه اهواز هم هست به ایسنای خوزستان گفت: خیلی دوست دارم کنسرتی را در اهواز اجرا کنم اما احساس می‌کنم در اهواز شرایط مناسب نیست.

بیان کرد: من در اهواز که شهر خودم است از نظر مسؤولان هیچ مشکلی ندارم اما شرایط نامناسب برای اجرای کنسرت در اهواز به برخی آدم‌ها برمی‌گردد که زمام کارهای اجرایی کنسرت‌ها را در دست دارند.

حبیبی ادامه داد: در اهواز نزدیک به 50 نفر هستند که این گونه برنامه‌ها را برگزار می‌کنند اما تنها دو یا سه نفر آن‌ها کنسرت‌ها را خوب و با کیفیت اجرا می‌کنند.

وی تصریح کرد: متاسفانه آدم‌هایی وارد بحث اجرای کنسرت‌ها شده‌اند که به هر شکلی که شده کنسرت‌ها را برگزار می‌کنند. در حالی که مهم انجام دادن کار نیست بلکه مهم کیفیت کار است وگرنه هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد.

خواننده پاپ موسیقی ایران خاطرنشان کرد: کسانی هستند که کنسرت‌ها و برنامه‌ها را آن قدر بی‌کیفیت برگزار می‌کنند که نه در شان هنرمند و نه در شان مخاطب است. حتی در شان خود برگزارکننده کنسرت هم نیست.

حبیبی تاکید کرد: من کنسرتی را با این هدف که از آن پول دربیاورم اجرا نمی‌کنم بلکه زمانی کنسرت اجرا می‌کنم که شرایط ایده‌آل باشد و اگر شرایط ایده‌آل نبود کنسرتی را اجرا نمی‌کنم چون باید بتوانم بهترین کارهایم را به صحنه ببرم. اگر قصد از برگزاری کنسرت پول درآوردن باشد که از راه‌های دیگر هم می‌توان پول درآورد.

بالاخره تقصیر کی بود؟

وقتی همه این‌ها را کنار هم می‌گذاری در دل با خودت می‌گویی: «ای بابا! آخرش تقصیر کی بود؟» اگر بگویم این سوال جواب مشخصی ندارد گزافه نگفته‌ام. جماعت انگلیسی‌ها مثلی دارند که می‌گوید: «برای انجام هر کاری باید در زمان و مکان درست قرار گرفت». آن وقت است که بختت گل می‌کند. غیر از این باشد باید منتظر بود تا هر دم از این باغ بری برسد. به دنبال مقصر گشتن و یکدیگر را متهم کردن آب در هاون کوبیدن است. موسیقی ما نیازمند فرصت رهایی است نه یکی شدن. با این همه، سؤالی که در پایان درون آدمی را خارخار می‌کند این است که آیا در ازدحام سبک و سیاق‌هایی که در موسیقی ما وجود دارد جایی هم برای چندصدایی هست؟

مرجع / ایسنا
captcha
آخرین اخبار