شان دافی-sean Duffy- ( نماینده حوزه انتخابیه هفتم ویسکانسین از حزب جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا) که قبل از ورودش به عرصه سیاست، یکی از ستاره های رسانه محسوب می شد، به سادگی رسوایی های بنیاد کلینتون را آشکار کرده است.
به گزارش واشنگتن پست، در جلسه ای که این هفته در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا برگزار شد، دافی بسیار عصبانی بود و از ارتباط هیلاری کلینتون با شرکت هواپیمایی "بوئینگ" اظهار نارضایتی کرد و جزئیات این ارتباط را به چالش کشید. وی در این خصوص بیان کرد: هیلاری کلینتون یک منبع درامد زایی بی شرمانه را در روسیه به راه انداخته است و این دولت را مجبور کرده است تا هواپیماهای این شرکت را خریداری کند.
او همچنین اضافه کرد: من هم خواهان این هستم که همه شرکت های هواپیمایی از هواپیماهای آمریکایی خریداری کنند، اما کلینتون شخصا فروش هواپیماهای این شرکت را دست مایه ی افزایش ثروت قرار داده و بساط درآمدی پهن کرده است تا از این راه به ثروت بیشتری برسد!
دافی در ادامه اظهاراتش مبنی بر اینکه کلینتون تنها به فکر افزایش درآمد خود است، به این نکته اشاره کرد که در سال 2010 شرکت هواپیمایی بوئینگ با آمریکا قراردادی به مبلغ حدود 3 میلیارد دلار داشته است. دیوانه کننده تر ازمبلغ قرارداد این است که این شرکت هواپیمایی مبلغ 900 میلیون دلار به بنیاد کلینتون کمک کرده است.
حین سخنرانی دافی درجلسه، یکی از دوستان وی، بیل هویزنگا__Bill Huizenga (نماینده حوزه انتخابی دوم میشیگان از حزب جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا در مجلس نمایندگان)، با صدایی آرام به دافی گفت : هزینه داده شده به بنیاد کلینتون 90 هزار دلار بوده است نه 900 میلیون. اما بعد از این گوشزد دافی تنها از بیل تشکر کرد، حتی حرف خود را اصلاح نکرد!
چه میلیون و چه هزار! به هر حال، دافی معتقد است وزارت امور خارجه نباید در خارج برای لوازم آمریکایی خریدار پیدا کند درغیراین صورت، جریان شرکت هواپیمایی بوئینگ تکرار و موجب رسوایی کمک 900 هزار دلاری این شرکت می شود.
نظر دافی این است که بنیاد کلینتون از راه های مختلف به این ثروت هنگفت دست پیدا کرده است که می تواند با اندکی خلاقیت، در اذهان عمومی تقلب کرده و آن را کتمان کند.
امروز، هیلاری کلینتون با مسائل مختلفی درسطح جهان ارتباط تنگاتنگی دارد؛ نمایندگی مجاز فروش سلاح های بین الملل، کاخ کرملین، صنعت اورانیوم، کسانیکه حقوق بشر را نقض می کنند، جنایتکاران شناخته شده، همه این ها می تواند از موضوعاتی باشد که وی به نوعی در آنها دست دارد.
تمام این آمار و اطلاعات سعی دارند تا کلینتون را از فضای اخلاقی انتخاباتی 2016 خارج کنند.
همزمان با اینکه واکنش های مردم در جنبش وال استریت – اعتراض و گرد همایی خیابانی که از 11 سپتامبر 2011 در وال استریت نیویورک آغاز شد که هدف این جنبش مبارزه با فرهنگ اقتصادی سرمایه داری و از بین بردن دسترسی دلالان و غول های پولی در دولت آمریکا است- و در مقابل نابرابری ها بالا گرفت، هیچ دموکراتی قدرتمند تر و ثروتمند تر از کلینتون نبود.
طبق نظرسنجی نیویورک تایمز در این هفته، 65 درصد مردم آمریکا معتقدند شکاف موجود میان ثروتمندان و فقیران در جامعه آمریکا مشکلی است که احتیاج به پیگیری فوری دارد. و این نگرانی همان اندازه که میان دموکرات ها وجود دارد، در بین جمهوری خواهان نیز به چشم می خورد. مردم آمریکا همچنین معتقدند شرکت های موجود در این کشور باید اثرات مثبت بیشتری بر زندگی و سیاست مردم بگذارند.
نظرسنجی های مجمع اتحادیه کارگری آمریکا نشان داده است که 80 درصد رأی دهندگان با این موافق هستند که سیاستمداران هردو حزب دموکرات و جمهوری خواه از منافع مالی وال استریت حمایت کردند و نتوانستند برای طبقه متوسط جامعه آمریکا مفید واقع شوند.
تلاش هایی که کلینتون در رابطه با بنیاد خیریه انجام می دهد، مستقیما مربوط به ثروت قابل توجهی است که برای خودش و خانواده اش جمع می کند. به طور مثال بیل کلینتون برای سخنرانی با اشخاصی که پرداخت کنندگان اصلی بنیاد بودند، 26 میلیون دلار هزینه کرد. هزینه های این بنیاد همچنین برای ترازنامه مالی دوستان کلینتون هم مفید بوده است؛ مثل سیدنی بلومنتال- Sidney Blumenthal- که طی یک ماه حدود 10 هزار دلار از بنیاد دریافت کرد.
حضور گسترده شرکت کنندگان در بنیاد کلینتون و آنان که بابت سخنراتی های وی هزینه پرداخت کردند، آخرین بهانه را دست منتقدان و رسانه ها داد. شرکت استخراج اورانیوم که ذره ذره پول را در جیب بنیاد می ریخت، مصوبات فروش اسلحه برای شرکت کنندگان بنیاد، وجود وابستگان کانادایی بنیاد که شرکت کردن و مبالغ اهدایی خود را فاش نکردند، سرمایه داران خط لوله کیستون- خط لوله کیستون یک سیستم خط لوله برای انتقال نفت خام سنتتیک از نفت ماسههای البرتا، کانادا و شمال ایالات متحده به پالایشگاههای ساحل خلیج در تگزاس است- ، هزینه های پرداخت شده به خیریه ها برای قربانیان سونامی، ارتباط برادر کلینتون با معدن طلای هائیتی و .... از جمله اقدامات این خیریه به شمار می رود.
این بهانه ها باعث شک کردن به صداقت کلینتون شده و او را تا حدی بی اعتماد جلوه داده، در حالیکه مدافعان کلینتون اظهار می کنند هیچ یک از این موارد نقض قانون نیست!
با توجه به سابقه مالی کلینتون و استفاده وی از امور دولتی به بهانه دستیابی به ثروت شخصی، هر چقدر هم که او درباره نابرابری درآمدها و کاهش اثر پول در سیاست آمریکا سخنرانی کند، بازهم دورویی او اثبات شده است.
مرجع/جماران