هنرهای نمایشی همواره از تاثیرگذاری بالایی بر ذهن مخاطب برخوردار بوده و در این بین اجرای تئاتر کودک اهمیت بیشتری دارد چراکه تئاتر کودک و نوجوان یکی از ابزارهای هنری است که میتواند در امر آموزش و تربیت تاثیرات مفیدی بر ذهن و باور کودک داشته باشد.
آموزش و تربیت صحیح کودک اولویت اصلی والدین است تا از این طریق، فرزندان خود را با اصول جامعه و شیوه برخورد در محیطهای اجتماعی آشنا سازند. در این مسیر، والدین از راههای مختلف و نوین سعی در القای ارزشهای یک جامعه متعالی به فرزندان خود دارند.
آنچه مسلم است اینکه ذهن کودکان بسیار تاثیرپذیر از آموزشها و رفتارهاست و باید از راههای مختلف از جمله ابزارهای هنری که تاثیرگذاری آموزشی دوچندان دارند، کودکان را به آموزشهای صحیح و باورهای اصیل راهنمایی کرد.
در همین راستا پای صحبتهای «سهیلا رهگشای» بازیگر تئاتر و کارگران نمایشهای کودکانه مینشینیم.
کمی در مورد خودتان و اینکه کار تئاتر را از چه زمانی آغاز کردید، بگویید.
کار تئاتر را از سال 1378 با آغاز کلاسهای بازیگری توسط عبدالرضا سواعدی آغاز کردم که در همان سال وارد کاری به نام «اتاق احساس» به کارگردانی حمید طالبی شدم، که در واقع در آن کار بازی نداشتیم و گروه کر بودیم، از آن موقع بود که وارد گروههای تئاتری شدم، نخستین کاری که در آن بازی کردم «شلغم پخته و مرغ بریان» به نویسندگی و کارگردانی مسعود رمضانی بود، بعد از آن «خاکیترین رویا» به کارگردانی عبدالرضا ثامری را بازی کردم که در همان سال جایزه اول و دیپلم افتخار بازیگری زن را از جشنواره آبادان کسب کردم، سومین کارم «چرخه» بود که باز هم جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کردم، در آن سالها هر تئاتری که بازی میکردم، جایزه بازیگری اول را میگرفتم و به مدت پنج، 6 سال متوالی به عنوان بهترین بازیگر زن آبادان انتخاب شدم.
بعد از آن برای کار «واگویههای طرحی از عزا» به کارگردانی آقای ثامری بهترین بازیگری زن و در جشنواره منطقهای هم جایزه سوم بازیگری را کسب کردم، برای کار «دریچهای به سنگ» به کارگردانی حمید طالبی جایزه اول بازیگری در آبادان را به دست آوردم، در کارهای زیادی در آن سالها ایفای نقش کردم، از جمله «تنها یک گلوله» به نویسندگی و کارگردانی عبدالرضا سواعدی، کار «رستگاری» به نویسندگی و کارگردانی حمید طالبی که سی شب در آبادان اجرای عموم داشتیم، در واقع نخستین کاری بود که در آبادان به صورت حرفهای کار میشد؛ هم دکور عظیمی داشت و هم اسپانسر و تبلیغات وسیع؛ این کار را در سال 1387 اجرا کردیم، برای همین کار در جشنواره آبادان موفق به دریافت جایزه دوم بازیگری شدم، کار «شط شور» عبدالرضا سواعدی را هم داشتم.
کار کودک را از چه سالی آغاز کردید؟
کار کودک را از سال 1390 آغاز کردم، با کار «گرگ بد گنده» که میتوانم ادعا کنم بعد از سالها نخستین کار اجرای عموم در زمینه تئاتر کودک در آبادان بوده، چون تا جایی که میدانم سالها بود که در این شهر کار کودک نداشتیم، این کار را برای ارگانهای مختلف و همینطور برای عموم اجرا کردیم.
نویسندگی این کار از خودتان است؟
متن کار را از داستانی به همین اسم اقتباس کردیم که از آثار بزرگ ادبیات کودک در جهان است، کار بعدی «طویله شلوغ پلوغ» بود که خودم نوشتم و کارگردانی کردم، این کار را هر شب در دو سانس اجرا کردیم و تبلیغات گستردهای برای آن انجام دادیم، سومین کارم «پینوکیو در قلعه فرشته» بود که همچون کارهای قبلی اجراهای زیادی داشتیم، هم در آبادان، هم اروندکنار و هم در خرمشهر؛ آخرین کارم کار «سیرک بزرگ» که خودم نوشتم و کارگردانی کردم، در دو نمایش اول خودم هم بازی میکردم ولی در دو کار بعدی خواستم نظارت بهتری روی کار داشته باشم، به همین دلیل بازی نکردم.
چه شد که به سمت کار کودک رفتید؟
کار کودک را به خاطر پسرم آغاز کردم، فرزندم خیلی به تئاتر و بازیگری علاقه دارد و از زمانی که علاقهاش را دیدم، جرقهای در من به وجود آمد تا به سراغ کاری بروم که در شهر ما خیلی انجام نشده و کسی به سراغ آن نرفته است، بهویژه که پیش زمینهای هم داشتم به واسطه تهیهکنندگی سه برنامه رادیویی کودک در رادیو آبادان، و همینطور گویندگی و نویسندگی و تهیهکنندگی برنامه «آی قصه» باز هم برای رادیو، که معمولا از بازیگران نمایشهای خودم برای نمایشهای رادیوییام استفاده میکنم، همچنین نویسندگی و کارگردانی قسمتهای نمایشی یک برنامه زنده تلویزیونی را برای گروه کودک تلویزیون آبادان نیز به عهده دارم که در هفته پنج برنامه به صورت زنده از شبکه ابادان اجرا میکنیم.
پس دلیل گرایش شما به تئاتر کودک، فرزندتان بود؟
بله من علاقه فرزندم را که دیدم، خواستم برای او به عنوان نماینده کودکان آبادان، کاری انجام دهم، شاید کلیشهای باشد که این را بگویم، اما واقعا فرهنگسازی در شهر ما برای کودکان خیلی ضعیف انجام میشود و با نمایش میتوانیم حرفهایی که مستقیم نمیشود به بچهها گفت را به آنها بگوییم و پیامهایی که میخواهیم به آنها برسانیم را انتقال بدهیم.
باید تا حدودی روانشناسی کودک هم بدانید...
من در این زمینه مطالعه کردهام، بیشتر برای اینکه بدانم با فرزندم چطور باید رفتار کنم، این مطالعهها هم زمینه تئاتر کودک و هم در تربیت فرزندم بسیار به من کمک کرده است.
برای کسی که سالها کار تئاتر کرده، چه پیشنیازهایی لازم است تا به سراغ کار کودک برود؟
به دنیای کودک باید از دریچهای خاص نگاه کرد، نمیدانم من تا چه حد موفق بودهام در این کار، ولی بازخورد تماشاگران را که میدیدم، از مخاطب عام، اکثر آنها راضی بودند، باید با نگاه ویژهای در این حوزه کار کرد، تنها اینکه کار تئاتر کرده باشی، کافی نیست، باید نیازهای درونی کودکان را شناخت، مطالعه در این زمینه خیلی مهم است، باید اطلاعات به روزی در مورد دغدغهها و نیازهای کودکان داشته باشی تا نحوه رفتار با کودک را یاد بگیری، باید با کاری که انجام میدهی، چیزی را به آنها یاد بدهی، اینها با تحقیق و مطالعه زیاد میسر میشود، من هرچه بیشتر جلو رفتم چیزهای بیشتری در این زمینه آموختم و فهمیدم که دنیای بچهها چقدر وسیع است، باید وارد دنیای آنها بشوی تا آنها را درک کنی!
نمایشهای کودکانه در زندگی شما تاثیری هم دارد؟
من در زمان اجرای هر کار کودک، از همه مشکلاتی که حول آن کار است فارغ میشوم و به جرات میگویم که تمام مشکلات کار را فراموش میکنم، آنقدر وارد دنیای کودکانه میشوم که اینها را فراموش میکنم.
مادر بودن چقدر در کار شما تاثیر داشته است؟
خیلی تاثیر داشته، حتی فرزندم کمکهای زیادی به من در این زمینه میکند، من برای اطلاعاتی که میخواهم از دنیای کودکان به دست بیاورم، خیلی از فرزندم کمک میگیرم و خیلی جاها او از کار من انتقاد میکند و در نقش یک مشاور خوب به نمایندگی از دنیای کودکان ظاهر میشود.
برای نوشتن متنهای کودک، از چیزی، جایی یا اتفاقی الهام میگیرید؟
من از وقتی که فرزندم خیلی کوچک بود، در کنار او فیلمهای انیمیشن و کارتون تماشا میکردم و تماشای همین فیلمها به من ایده میداد، البته اکثر متنهایی که مینویسم، جرقه اولیهشان در ذهن خودم شکل گرفته بود، اما پس زمینه آنها زیاد انیمیشن دیدن و کتاب قصه کودک خواندن برای پسرم بود که بدون اینکه خودم حس کنم، در ناخودآگاهم تاثیر گذاشته است و جرقهای را به صورت غیر مستقیم ایجاد میکند.
کارهای دیگری که در زمینه کودک انجام شده، در سطح کشور یا استان، دنبال میکنید؟
کارهای کودک را بیشتر از رسانهها دیدهام، اما کارهای خانم پرستو گلستانی که معمولا در تالار هنر اجرا میشوند را سعی کردم ببینم که آن هم مربوط به زمانی بود که هنوز کار کودک را آغاز نکرده بودم، ولی در آبادان گفتم که عده کمی کار میکردند که فقط در سطح مدارس و ارگانها بود و اگر اجرای عمومی داشتند، حتما میدیدم.
از میزان مخاطب کارهایتان راضی هستید؟
خیلی از مخاطبان وقتی بنرهای اطلاعرسانی را میبینند، به خاطر اسم من میآیند و کار را میبینند، چون کارهای قبلیام را دیده بودند، ما در اکثر شبهای اجرا برای چهار پنج نفر کار را اجرا کردهایم، ولی با اینحال اصرار من به ادامه اجرا برای این است که چراغی که روشن کردهایم خاموش نشود و حالا که استارت کار را زدهایم، آن را متوقف نکنیم، چون اطمینان دارم که این اصرار روزی تاثیر خود را خواهد گذاشت.
شما به عنوان بازیگر همیشه در کارهای بزرگسال حضور داشتید و حالا به عنوان کارگردان، کار کودک میکنید، کدام را ترجیح میدهید؟
من زمانی که کار کودک را آغاز کردم، کارهای کمتری در زمینه بزرگسال داشتم، نسبت به حالا؛ احساس میکنم کار کودک باعث شده تا در دنیای کودکانه غرق شوم و گاهی حس میکنم که تخلیه میشوم، بعضی از بزرگسالهایی که به دیدن کارها میآیند، بچهای همراهشان نبوده، بلکه فقط برای اینکه ساعتی از مشکلات زندگی فارغ شوند، برای تماشای کار میآیند.
من کار بزرگسال را به این دلیل دوست دارم که علاقه شدیدی به بازیگری دارم، اما از زمانی که کار کودک را آغاز کردم، گرایش به سمت کودک پیدا کردهام، و برنامههای رادیویی را بیشتر در زمینه کودک تهیه میکنم. من حس میکنم دنیای کودکانه دنیای خیلی زیبایی است که آدم را به دنیای دیگری میبرد، من خودم آدم خیال پردازی هستم و این در کارهایم تاثیر گذاشته است.
از مشکلات کار کودک بگویید.
از مشکلات کار کودک، نبود امکانات برای این
کار است، حمایتی برای این زمینه وجود ندارد، ما همه زیرمجموعه اداره ارشاد
آبادان هستیم، با وجود اینکه این اداره سالن در اختیار ما قرار میدهد،
اما مسائل مربوط به دکور، لباس و نیازهای دیگر نمایش را باید خودمان تامین
کنیم و گاهی دخل و خرج کار با هم نمیخورد، یعنی درآمدی که کار دارد و
خروجی آن.