تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۱
کد خبر: ۸۴۴۵۶
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

آموزش نستعلیق باید به شیوه‌های حساب شده باشد

مدرس انجمن خوشنویسان ایران گفت: لازم است با آموزش درست و اصولي و شيوه‌ه​اي حساب شده به نشر و آموزش نستعلیق پرداخته شود.

 کریم شیرالی اظهار داشت: نستعليق را مي‌توان به درستي هنر ملي ايرانيان ناميد. براي همين اگر بگوييم در دوران هر ايراني يک خوشنويس آماده نشسته تا به فعل در آيد بيراه و گزاف نگفته‌ايم.

 وی یادآوری کرد: خط و خوشنويسي از دير باز و گذشته ايران زمين با روح زيباي ايراني پيوند داشته است. این هنر زماني براي انتقال فرهنگ و انديشه و زماني نيز به عنوان هنر و دستاويزي براي بيان دردها و شادي‌ها بوده است.

 او اضافه کرد: پيشينه ظهور خط نستعليق را برخي از قرن نهم مي‌دانند و بنا به قولي در اين قرن استاد بزرگ ميرعلي تبريزي با آميختن دو خط نسخ و تعليق توانست بنياد خطي را بنا نهاد كه تا قرن‌هاي متمادي بيانگر روح معناگراي ايرانيان بود و از آن پس خط جديد را نسخ تعليق خواندند و با مرور زمان به نستعليق معروف و خوانده شد.

 شیرالی ادامه داد: خط نستعليق دور و انحناي تعليق و پاكي و آراستگي و متانت خط نسخ را توامان دارا بود چنان كه سلطان‌علي مشهدي در شعري سروده است: نسخ تعليق اگر خفي و جلي است/ واضع الاصل خواجه ميرعلي است / وضع فرمود او به ذهن دقيق / از خط نسخ و از خط تعليق.

 این هنرمند خوشنویس اظهار داشت: هر چند برخي از محققان را عقيده بر آن ست كه مبدع خط نستعليق به درستي مشخص نبوده و خواجه ميرعلي در نظام دادن به اركان و مفردات و قواعد كلي آن كوشيده است و منظور از نسخ تعليق از دور خارج كردن و منسوخ كردن تعليق است؛ آن چه جاي ترديد نيست آن است كه خط نستعليق حاصل ذوق سليم و ذهن خلاق ايراني است كه توانسته به خطي دست يابد كه به زودي تمامي ممالك اسلامي را دربرگرفته و عروس خطوط اسلامي لقب گيرد.

 او توضیح داد: در خط نستعليق نسبت دور به سطح پنج بر یک است و بزرگترين علت زيبايي اين خط را همين مي‌دانند. برخلاف خط نسخ كه عاري از دور بود و تعليق كه دور بسيار زياد آن را تا حد پيچيدگي پيش مي‌برد نستعليق در عين دور، زيبايي و پاكيزگي را نيز در خود به كمال داشت و همان گونه كه يك بيضي زيباتر از مثلث يا مربع است نستعليق نيز هندسه‌اي تجريدي و روحاني به خود گرفت.

 شیرالی افزود: پس از قرن نهم و با ظهور استادان و نوابغي همچون مير عمادالحسني قزويني (در دوره صفويه)، ميرزا رضا كلهر (در دوره قاجاريه) و ميرزا غلامرضا اصفهاني (در دوره قاجاريه) هر كدام به فراخور استعداد خويش چيزي به خط نستعليق افزوده و از كاستي آن كم كردند تا بدان جا كه سرشار از تناسبات و نواخت و ريتم شد و آن چنان پيراسته گرديد كه دل عارف و عامي را از كف برد.

 مدرس انجمن خوشنویسان ایران بیان کرد: در مقام توصيف و تعريف اين خط ​آنه ماري شيمل كه در خطوط اسلامي تحقيقات فراواني داشته است چنين مي‌گويد: «نستعليق يا عروس خطوط اسلامي خطي آرماني براي نوشتن متون ادبي و شعري است و در هم آميختن اشعار زيبا و نگارش ظريف و لطيف نستعليق با بدرقه حاشيه‌هاي مزين هنرمندانه بدون ترديد يكي از بزرگترين دستاوردهاي هنرمندان مسلمان است.»

به تازگی از کریم شیرالی کتاب «آموزش خط نستعلیق» وارد بازار کتاب شده است.
مرجع / ایسنا
captcha
آخرین اخبار