افشاي مداركي توسط الجزيره كه نشان مي دهد مقامات بانفوذ آمريكايي سعي در كمك به معمر قذافي در ابقاي وي در قدرت داشتند.
به گزارش فرارو، جمال الشيال، خبرنگار الجزيره اخيرا به مقر سازمان اطلاعاتي ليبي در
طرابلس دست يافت. از جمله اسنادي كه در ساختمان ويران شده اين سازمان پخش
شده بود، پرونده هايي سري بود كه نشان مي داد آمريكايي هاي متنفذ از آغاز
قيام ليبي به معمر قذافي مشاوره داده اند. در اين جا ماجرا را بخوانيد:
تخريب
مقر سازمان اطلاعاتي ليبي در قلب طرابلس بر اثر حملات هوايي ، اين ساختمان
را كه زماني نسبت به آن وحشت وجود داشت به نمادي از سرنگوني رژيم قذافي
تبديل كرده است.
برخي از شورشيان مسلح كه از آن جا محافظت مي كنند
به من گفتند كه دوستان و خويشاوندان آنها به خاطر اطلاعاتي كه كاركنان اين
ساختمان در باره آنها جمع آوري كرده اند، مفقود شده اند.
به دور از
انصاف نيست كه تصور كرد برخي از سياه ترين اسرار رژيم قذافي در ميان همين
ويرانه هايي قرار دارد كه اثات آن به غارت رفته است. من به دنبال پرونده
هايي با عنوان "لاكربي" و "آي آر اي" هستم ولي همه چيز به هم ريخته است.
مرا به دفتر كار عبدالله السينوسي رييس سرويس اطلاعات ليبي و يكي از مردان قوي و بدنام رژيم قذافي مي برند.
بر
روي ميز وي ده ها سند با عنوان "فوق سري" قرار دارد ولي شورشيان همراه من
نسبت به برداشتن آن پرونده ها توسط من حساسيتي ندارند. پرونده اي را با
عنوان "موسي الصدر" كه بنيانگذار جنبش شيعي امل در لبنان بود و حدود سي سال
پيش در ليبي مفقود شد، پيدا كردم. ظرف چند ثانيه از جلو من برداشته شد و
به من گفته شد كه هيچ يك از اين اسناد از اين ساختمان خارج نمي شوند.
در
اتاق مجاور دفتر السينوسي، اتاق خوابي با حمام بسيار لوكس و جكوزي قرار
دارد كه نشان دهنده سبك زندگي تجملي سران رژيم سابق است. يكي از شورشيان بر
روي تخت ولو شده و مشغول چرت بعد از ظهر بود.
ارتباط با مقامات آمريكايي به
هر ترتيب توانستم چند سند را پنهاني از آن جا بردارم كه در ميان آنها
اسنادي وجود دارد كه نشان مي دهد رژيم قدافي با وجود شعارهاي ضد آمريكايي
هميشگي آن، در ارتباط مستقيم با مقامات با نفوذ در آمريكا بوده است.
يكي
از سندها به نظر مي رسد يادداشتي در باره نشستي بود كه بين مقامات ارشد
ليبي – ابوبكر الزليتيني و محمد احمد اسماعيل – و ديويد ولش، دستيار پيشين
وزير خارجه دولت جورج دبليو بوش صورت گرفته بود. ولش كسي بود كه واسطه
برقراري مجدد روابط ديپلماتيك بين آمريكا وليبي در سال 2008 شد.
ولش
اكنون با شركت آمريكايي چند مليتي "بچل" كار مي كند كه اين شركت
قراردادهاي ساختماني چند ميليارد دلاري در سراسر خاورميانه منعقد كرده است.
اسناد مزبور نشان مي دهند كه در 2 آگوست 2011 ، ديويد ولش با مقامات قذافي
در "هتل چهار فصل" در قاهره كه چند چهار راه با سفارت آمريكا فاصله دارد،
ملاقات كرده است.
بر طبق اسناد مزبور، ولش در طول اين ديدار به
گروه قذافي مشاوره داده است كه چگونه در جنگ تبليغاتي پيروز شوند و چند
"اقدام عتماد سازي" را به آنها توصيه كرده است. به نظر مي رسد كه اسناد
مزبور نشان مي دهند كه يك شخصيت سياسي متنفذ آمريكايي به قذافي مشاوره داده
كه چگونه آمريكا و ناتو را شكست دهد.
يادداشت هاي مربوط به اين
ملاقات، مشاوره هاي وي را در مورد اين كه چگونه جنبش شورشي ليبي را با كمك
سازمان هاي اطلاعاتي خارجي و از جمله با سازمان هاي اسراييلي تضعيف كند.
در
اسناد مزبور آمده است "هر گونه اطلاعاتي در رابطه با القاعده يا سازمان
هاي افراط گراي تروريستي بايد پيدا شود و اين اطلاعات تنها از طريق سازمان
هاي اطلاعاتي اسراييل، مصر، مراكش، يا اردن به دولت آمريكا داده شود. .
.آمريكا به حرف آنها گوش خواهد كرد . . . بهتر است اين اطلاعات طوري دريافت
شوند كه گويي منشاء آنها همان كشورها بوده اند. . . ."
در اين
اسناد همچنين آمده است كه ولش به رژيم قذافي توصيه كرده كه از ناآرامي
كنوني در سوريه بهره برداري كند و اين عبارت قيد شده است: "اهميت بهره
برداري از اوضاع سوريه به ويژه در رابطه با سياست دوگانه واشنگتن در اين
است كه . . . سوري ها هرگز دوستان شما نبوده و شما از بهره برداري از اين
وضعيت براي برآشفته ساختن غرب هيچ چيز را از دست نمي دهيد."
با
وجود اين كه قذافي به طور آشكارا تشويق مي شود كه يك مبارزه تبليغاتي عليه
سوريه را دنبال كند ، ولي در اسناد مزبور ادعا مي شود كه ولش به قطر حمله
كرده و اقدامات دوحه را "مضحك" و تلاشي در جهت سلب توجه از ناآرامي در
بحرين توصيف كرده است.
در اسناد مزبور همچنين گفته مي شود كه ولش
راه حل زير را براي بحراني كه به گفته وي بسياري از مقامات آمريكايي از آن
حمايت خواهند كرد پيشنهاد داده است: "قذافي بايد كناره گيري كند" ولي
"الزاما تمامي قدرت خود را از دست ندهد."
اين توصيه به وضوح در تناقض با درخواست هاي علني از كاخ سفيد مبني بر اين كه قذافي بايد بركنار شود، مي باشد.
بنابرسند مزبور ولش در پايان اين ملاقات قول داده كه "همه مطالب را به دولت آمريكا، كنگره و ديگر شخصيت هاي متنفذ منتقل كند."
به
نظر مي رسد در حالي كه ناتو و ارتش شورشيان سخت گرفتار نبرد با رژيم قذافي
بودند، ولش تنها آمريكايي برجسته نيست كه به قذافي كمك مي كند.
در
كف اتاق رييس سازمان اطلاعات ليبي پاكتي روي زمين افتاده بود كه براي سيف
الاسلام پسر قذافي فرستاده شده بود. در داخل آن متني را يافتم كه به نظر مي
رسد خلاصه اي از يك گفت و گو بين دنيس كوچينيچ نماينده كنگره آمريكا باشد
كه به طور علني با سياست آمريكا در قبال ليبي مخالفت كرد و واسطه اي براي
پسر قذافي بود.
در اين سند، جزييات مربوط به درخواست كوچينيچ براي
دريافت اطلاعات مورد نياز جهت تشويق نمايندگان كنگره آمريكا براي تعليق
حمايت از شوراي ملي انتقالي ليبي و پايان دادن به حملات هوايي ناتو مي
باشد.
برطبق سند مزبور، كوچينيچ خواستار دريافت مداركي مبني بر
وجود فساد در ميان شوراي انتقالي و همانند ولش خواستار يافتن هرگونه ارتباط
بين سران شورشي با القاعده بود.
سند مزبور همچنين اطلاعات ويژه
مورد نياز براي دفاع از سيف الاسلام كه نام او در حال حاضر در فهرست پيگرد
دادگاه جنايي بين المللي قرار دارد را يادآور مي شود.
چيزي كه بر
روي زمين در مقر سازمان اطلاعات ليبي جلب توجه مي كرد عكس هاي "برادر رهبر"
قدرتمند بود كه نشان دهنده سقوط ناگهاني قذافي است.
تنها شش ماه
طول كشيد كه رژيم قذافي سقوط كند ولي سرهنگ بيش از چهل سال حكومت كرد. در
طول حكومت وي، هزاران نفر مفقود شده، هواپيماها منفجر گرديدند و معاملات
ميلياردي در شرايط بسيار مشكوك صورت گرفتند.
يافتن داستان واقعي كه
در وراي همه اين حكايات قرار دارد، مدتي به درازا خواهد انجاميد و حتي در
آن هنگام نيز چيزهايي باقي خواهند ماند كه هرگز حقيقت آنها فاش نخواهد شد.
يك
سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت ديويد ولش "يك شهروند خصوصي" است كه "سفري
خصوصي" داشته و "هيچ گونه پيامي از سوي دولت آمريكا" به همراه نداشته است.
ولش به درخواست هاي الجزيره براي اظهارنظر پاسخي نداده است.
دنيس
كوچيچ بيانيه اي را صادر كرده و گفته است "الجزيره سندي را پيدا كرده كه
توسط يك ديوان سالار ليبيايي براي ديگر ديوان سالاران ليبيايي نگاشته شده
است. همه اين ها ثابت مي كنند كه ليبيايي ها روزنامه واشنگتن پست را مطالعه
مي كرده اند . . . من نمي توانم در باره مطالبي كه ليبيايي ها در پرونده
هاي خود قرار مي داده اند اظهار نظر كنم . . . هرگونه مفهومي مبني بر اين
كه من كاري جز تلاش براي پايان بخشيدن به يك جنگ غيرقانوني انجام داده ام،
ساختگي است."