تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۴
کد خبر: ۸۲۳۶۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

گپ و گفتی صمیمانه با زوج بنیان‌گذار تکواندو در خوزستان

آن زمان که تکواندو در خوزستان حرفی برای گفتن نداشت، جوانی در خوزستان با تلاش، همت و پشتکار، این رشته را فرا گرفت، بنيان نهاد و علاقه مندان زیادی را در جهت توسعه این رشته، آموزش داد. وی به همراه همسر خود که از هنرجویانش بوده است، سال هاست با کوله باری از تجربه، به تکواندو و ورزش خوزستان خدمت می کنند​

آن زمان که تکواندو در خوزستان حرفی برای گفتن نداشت، جوانی در خوزستان با تلاش، همت و پشتکار، این رشته را فرا گرفت، بنيان نهاد و علاقه مندان زیادی را در جهت توسعه این رشته، آموزش داد. وی به همراه همسر خود که از هنرجویانش بوده است، سال هاست با کوله باری از تجربه، به تکواندو و ورزش خوزستان خدمت می کنند​.

محمدرضا شمس و همسرش فرخنده اسماعیلی از نخستین افرادی هستند که به آموزش و توسعه ورزش تکواندو در خوزستان پرداختند. این زوج که اکنون در کسوت مربی به فعالیت ورزشی‌شان می‌پردازند، امید به پیشرفت بیش از پیش این رشته در استان دارند.

تصمیم گرفتیم به منزل آن‌ها برویم؛ رفتیم و ساعتي ميهمان این دو زوج بودیم و گپي صميمانه با آن‌ها داشتيم. شمس و همسرش از خاطرات سال‌ها بودن در کنار تکواندو، سفر به کشورهای مختلف برای فرا گرفتن این رشته، تلاش‌ها و مشقت‌های‌شان گفتند.

گفت‌وگوی خبرنگار ما با بنیان‌گذاران تکواندو در خوزستان را در ادامه مي​خوانيد:

شمس در ابتدا از آغاز راه ورزشي​اش مي​گويد: فعاليت ورزشي​ام را از سال 1348 در باشگاه خليج​فارس اهواز زير نظر استاد محمدرضا نوري شروع كردم و كشتي​كج و جودو را فرا گرفتم و از سال 1349 تا 1350 جودو و دفاع شخصي را زير نظر استاد محمد بختياري تعليم ديدم. در ادامه به علت جا به جايي محل سکونتم در اهواز ديگر قادر به حضور در كلاس​هاي اين استادان نشدم و با برادر بزرگترم، عليرضا شمس كه يكي از بوكسورهاي خوب اهواز بود به باشگاه تاج اهواز رفتم و مشغول فرا گرفتن بوكس و كشتي آزاد زير نظر مربي كشتي اهواز، ايرج كاهيد شدم.

وي ادامه می دهد: اواسط سال 1350 يك شب مشغول تمرین بوكس و جست​وخيزهاي كشتي كج بودم كه در گوشه​اي از حياط ديدم فردي ژاپني با لباس سفيد تكنيك​هاي ضربات دست و پا را تمرین می‌کند. به سمت برادرم عليرضا رفتم و به او گفتم مي​خواهم اين رشته رزمي را كار كنم. با برادرم به طرف مربي ژاپني رفتیم و برادرم از او خواست تا من را به عنوان شاگرد قبول کند اما استاد «آبه» این جواب را داد كه من مي​خواهم فقط خودم تمرين كنم و كلاس براي كسي نمي​گذارم. فورا خدمت آقاي نياكان مدير باشگاه رفتيم و برادرم به او اصرار كرد كه پا درمياني كند و استاد ژاپني را متقاعد كند که من را به شاگردی قبول کند. در نهايت با اصرار فراوان بالاخره، استاد «آبه» من را به شاگردی قبول كرد و از همان سال به طور رسمي تكواندو را با استاد «آبه» كه خودش دان پنج كاراته و دان چهار تكواندو را داشت، شروع كردم.

گپ و گفتی صمیمانه با زوج بنیان‌گذار تکواندو در خوزستان

شمس می‌افزاید: بعد از يكي دو ماه كه هم تكواندو و هم كاراته را نزد استاد «آبه» مي​آموختم، او به من گفت بايد ورزش تكواندو را ادامه بدهي؛ چرا كه استعداد بيشتري در اين رشته داري. تا اواخر سال 1351 كه اين استاد ماموريتش به پايان رسيد، سبك هيانگ را نزد او فرا گرفتم. فکر کنم اواخر سال 1351 بود كه با استاد «كيم بيانگ وون» آشنا شدم و بلافاصله آزمون كمربند قرمز از من گرفته شد و همان سال كمربند قرمز را از استاد كيم دريافت كردم. در آن سال​ها اولين شخص غيرنظامي بودم كه در سن 15 سالگي به دريافت كمربند قرمز نايل شدم و تا سال 1356 از استاد کیم، تكواندو را آموختم.

علاقه وافر شمس به تکواندو او را راهی چند کشور برای افزایش سطح فني تكواندوي خود نیز کرده است؛ او در اين باره مي​گويد: سال 1356 يك سفر به كره داشتم و 40 روز آنجا حضور داشتم و سپس به هنگ​كنگ رفتم و در آنجا ماندم تا تكواندو را بيشتر از گذشته ياد بگيرم. در هنگ‌كنگ فول‎كنتاكت را زير نظر استاد «چن» تعليم ديدم و نزديك به چهار ماه و نيم در آن كشور حضور داشتم و تمرين كردم.

استاد شمس البته خاطره بدی هم از این سفر دارد؛ او می گوید: وقتي به هنگ‌كنگ رسيدم چند هنگ‌كنگي كه سن چندان بالايي هم نداشتند، به بهانه اين‌كه كيف​هايم را به داخل ماشين بگذارند، جيبم را زدند. البته من ابتدا متوجه اين موضوع نشدم و وقتی وارد ماشين شدم متوجه شدم که جيبم را زده اند و راننده آن ماشين اين مساله را به خوبي فهميده بود. همان ‌جا به راننده گفتم كه به سفارت ايران برود و وقتي به سفارت رسيدم اين قضيه را به ​مسوولان اطلاع دادم، سفارت هم من را تنها نگذاشت و به من كمك كرد.

شمس به ادامه شرح دوران ورزشي​اش می پردازد و مي​گويد: بعد از اين که چند ماهي در هنگ‌كنگ بودم به ايران برگشتم و دوباره سر كلاس​هاي خودم آمدم و تمرينات و مربيگري​ام را ادامه دادم. در ادامه تا سال 1358 با مربی خودم، استاد بختياري در مسابقات كشوري شركت مي​كردم. در آن زمان​ها من تنها تكواندوكار خوزستان بودم که در این رقابت‌ها حضور می‌یافتم. در سال 1358 در مسابقات آزاد تكواندو كشوري به مقام اول دست يافتم اما به علت شروع جنگ تحميلي از مسابقات تكواندو كشوري كنار كشيدم.

شمس از آغاز فعالیت این رشته در خوزستان و تلاشش برای معرفی این ورزش نیز گفت: از سال 1350 تا 1355 كسي تكواندو را نمي​شناخت و اطلاعي از آن نداشت. من براي توضيح دادن در مورد اين ورزش، مي​گفتم تكواندو يك نوع كاراته كره​اي است. در سال 1354 اولين بار يك كارت براي تكواندوكاران چاپ كردم كه روي آن كاراته كره​اي درج شده بود و با سختی و مشقت زياد تكواندو را در خوزستان معرفي كردم. من واقعا دست تنها بودم تا سال 1354 كه مرحوم رييسي هم يك باشگاه تاسيس كرد. مرحوم رييسي هم بسيار براي تكواندو استان زحمت كشيد. همچنين استاد بختياري در سال​هاي دور براي ورزش​هاي رزمي تلاش كرد. او كه مسوول ورزش​هاي رزمي خوزستان بود در سال 52 تكواندو را به من واگذار و به تهران نقل مكان كرد.

گپ و گفتی صمیمانه با زوج بنیان‌گذار تکواندو در خوزستان

وي ادامه مي​دهد: در سال 1360 اولين تيم تكواندو استان خوزستان را پايه​گذاري كردم كه مهندس سعيد صادق آبادي، رضا صفدري، اسماعيل دستگردي، حميدرضا وسطائي، محمدحسين پاپ روزبهاني، غلام​رضا صادق​آبادي، محمد ميرزايي، لازم فاضلي و غلام حسين طهماسبي از اعضای این تیم بودند و تيمي قدرتمند جهت شركت در مسابقات تكواندو كشوري را تشکیل دادم و در آن مسابقات مقام دوم را كسب كرديم. به طور مرتب در هر سال تيم را آماده مي​كردم در حالي كه شرايط سختي براي تمرين داشتيم؛ چرا كه در دوران جنگ تحميلي به سر مي​برديم. من هم در آن دوران در منطقه جنگي حضور داشتم و با مرخصي به اهواز مي​آمدم، فشرده با تيم تمرين مي​كردم و تكواندوكاران را به مسابقات مي​بردم. يادم هست در سال 1361 از نظر فني بهترين تيم کشور شناخته شديم و لوح تقديري دريافت كرديم تا سال 1364 تيم تكواندو استان دست من بود و تکواندوکاران را به مسابقات مي​بردم. بعد از چهار سال مربيگري در تيم استان، اين سمت را به آقاي صادق آبادي كه شاگرد خودم بود، تحويل دادم.

او علاوه بر این که یکی از بنیان‌گذاران تکواندو در خوزستان است، در لرستان نیز پایه‌گذار این رشته بوده است. شمس در این خصوص می گوید: تا سال 58 لرستان هيچ گونه فعاليتي در رشته تكواندو نداشت. ما به همراه يك تيم تكواندو در سالن تختي بروجرد به اجرای ورزش تكواندو پرداختيم و اتفاقا بسيار هم از آن استقبال شد. يادم هست كه در سالن بسكتبال و واليبال اين شهر ما نمايش را برگزار كرديم و سالن مملو از جمعيت شد و اين جالب بود كه از فرداي آن روز همه براي يادگيري اين ورزش ثبت​نام كردند. همين روند را هم در سال 59 در خرم آباد انجام دادم و به همين صورت در دورود و اليگودرز تکواندو را به نمايش گذاشتم. پايه گذار تكواندو لرستان من بودم و در ادامه محمدحسين پاپ روزبهاني را براي آموزش تكواندو در لرستان نگه داشتم و او تا سال 1360 در استان لرستان حضور داشت. وقتی در آن سال‌ها جنگ شد، روزبهانی ‏ادامه آموزش تکواندو را به شاگرد خودش حمید جهانبخش که دزفولی بود، سپرد. خوزستانی‌ها تکواندو را در لرستان فعال کردند و اكنون مي​بينیم جايگاه تكواندو لرستان از استان ما خيلي بهتر است.

وي شرایط حال حاضر تکواندو خوزستان را مناسب نمی داند و بیان می کند: تكواندو استان در سابق هميشه تيم​داري مي​كرد اما اكنون اينطور نيست. اين ضربه​اي است كه به تكواندو استان وارد مي​شود. پيشنهاد مي​كنم خود هيات در لیگ تكواندو كشور تيم​داري كند كه متاسفانه در حال حاضر در خوزستان اين كار انجام نمي​شود. شايد اين يك دليل مهم براي نداشتن ملي​پوش و قهرمان ملي از خوزستان است. در سال 72 تيم استان به نروژ اعزام شد و عملكرد خوبي داشت اما بعد از آن سال، ديگر ما درخششي در سطح كشور نداشتيم. یادم هست که در سال 68 خوزستان میزبان مسابقات تکواندو کشور بود و بعد از 25 سال در سال 93 در آبادان میزبان این مسابقات شدیم که دو تیمی که از خوزستان در این مسابقات شرکت داده شده بودند یکی نهم و یکی یازدهم شد. ببینید بعد از 25 سال ما چگونه افت کرده ایم. اكنون خوزستان يك جايگاه متوسط را در كشور دارد و جايگاه مناسبی نداريم كه بخواهيم از آن راضي باشيم.

وی با دلخوری از عدم اهمیت هیات به پیشکسوتان تکواندو استان، می گوید: راهكار بهتر شدن وضعیت تكواندو خوزستان اين است كه از پيشكسوتان استان استفاده شود. متاسفانه ما در چارچوب هيات تكواندو استان يك پيشكسوت نداريم؛ چرا بايد اينگونه باشد؟ يك پيشكسوت، يك پيشگام و قهرماني كه در سابق عملكرد خوبي داشته، هيچ گونه حضوری در هيات تكواندو خوزستان ندارد. مي​خواهم بپرسم چرا؟ تمام مسووليت​ها به جوان​ها رسيده است. ما مي گوييم جوان​ها حضور داشته باشند اما اين جوان​ها به همراه پيشكسوت​ها قدم بردارند تا بتوانيم آينده خوبي را براي استان رقم بزنیم. متاسفانه هيات تكواندو خوزستان، جايگاه​ قديمي​ها را فراموش كرده و از بين برده است.

شمس ادامه می‌دهد: اكنون ما در چارچوب هيات تكواندو خوزستان يك قديمي را نمي​بينيم و همه جديدها آمده​اند. من حتي به فدراسيون نامه زدم. اكنون ما شاهد مرگ تكواندو خوزستان هستيم. زماني اين استان حرف دوم كشور را مي​زد. از سال 60 تا سال 84 ما تكواندو بسيار خوبي در ايران داشتيم؛ چرا كه جايگاه​ها تعريف شده بود اما اكنون هيچ جايگاهي تعريف نشده است. متاسفانه ما زنگ تفريح هم براي ساير تكواندوكاران كشور نيستيم. اين​ها واقعا ضربه​اي به تكواندو استان است. ما پيشكسوتاني داريم كه مي​توانند بسیار كمك كنند. به طور مثال جمال سهرابي كه يكي از شاگردان من است يا آقاي صفدري كه يكي از قهرمانان تكواندو است، دستگردي و همچنين ما صادق آبادي​هايی را داريم كه هيچ گونه استفاده​اي از آن​ها نمي​شود. از نظر فني هم ما مهندس تيلاوي را داريم كه دان هفت تكواندو است اما هيچ گونه دعوتي از اين افراد نمي​شود.

وی می‌گوید: حرف دل ما اين است كه قديمي​ها را بياوريد تا در كنار جديدها بتوانند تركيب خوبي را براي آينده تكواندو استان شكل دهند. من به عنوان يك پيشكسوت از هيات تكواندو خوزستان اين انتقادها را دارم و بايد آن​ها را قبول كنند و ضعف​هايشان را بشناسند. یادم هست که در سال 92 تیم استیل‌آذین کرج در لیگ کشور که به میزبانی اهواز برگزار شد حضور پیدا کرد. در آن زمان و در حین مسابقات، آن‌ها با اجازه فدراسیون از زحماتی که من در تکواندو کشیدم تقدیر کردند. من همین ‌جا از باشگاه استیل آذین و همچنین آقای پولادگر، رییس فدراسیون تکواندو تشکر می‌کنم چرا که بها دادن به پیشکسوتان موجب موفقیت ورزش کشور می‌شود.

گپ و گفتی صمیمانه با زوج بنیان‌گذار تکواندو در خوزستان

شمس می‌افزاید: می‌خواهم این را بگویم که تاکنون هیات تکواندو استان هیچ تقدیری از پیشکسوتانش نکرده است. عدم استفاده از پيشكسوتان،​ ضعف تكواندو استان است و نمي​دانم با چه منطقي روي پيشكسوتان خط كشيده​اند. اين منطق صد درصد اشتباه است. من چند سال است که هر وقت به هيات تكواندو استان مي​روم فقط دبير اين هيات را مي​بينم و اصلا جايگاه رييس هيات تكواندو تعريف نشده است. رييس هيات بايد 70 درصد وقتش را براي آن هيات بگذارد. ما اصلا نمي​دانيم جلسات هيات تكواندو كجا برگزار مي​شود. اين كارها واقعا به تكواندو ضربه مي​زند و عاملي براي عدم پيشرفت تكواندو استان است. هيات تكواندو استان باید از پيشكسوتان استان استفاده كند و همه عوامل هماهنگ شوند و يك صدا باشند تا بتوانند يك تيم خوب را در استان تشكيل دهند.

استاد محمدرضا شمس با يك جمله، صحبت​هايش را به پايان مي​رساند: "در ورزشي كه بزرگترهايش كوچك شوند، كوچكترهايش هيچ وقت بزرگ نمی شوند."

شمس طی این سال ها شاگردان زیادی داشته است اما یکی از این شاگردها بیش از دیگران به او نزدیک است. فرخنده اسماعيلی، همسر محمدرضا شمس این رشته رزمی را از همسر خود فرا گرفت و در بخش بانوان این رشته را فعال کرد. او نیز درباره آغاز فعالیتش در این رشته مي​گويد: من از سال 1363 و زمانی که با ‎آقای شمس ازدواج کرده بودم، زير نظر خود استاد، تكواندو را شروع كردم و در سال 1372 در يك دوره مربيگري كه در تهران برگزار ​شد حضور پيدا كردم. در آن دوره نزديك به 30 نفر حضور پيدا كردند كه از هر استان يك نفر شركت كرده بودند و من هم به صورت انفرادي حضور پيدا كردم. در ابتدا كه به اين ورزش آمدم بسيار ضربات پا و دفاع​هاي شخصي تكواندو را پسنديده بودم. استاد هم به من مي‌گفت بايد اين ضربات و حركات را ياد بگيري. در آن زمان من و خانم جاموسي كه مسوول كميته بانوان بود، به تبليغ اين ورزش می‌پرداختیم.

وی مي​گويد: در آن زمان​، تكواندوكاران به سختي تمرين مي​كردند. در باشگاه قدس اهواز ما با امكانات بسيار كم كار مي​كرديم و هيچ تجهيزاتي در اختيار نداشتيم. البته يادم هست كه خانم لويمي از اداره ورزش بسيار به ما كمك و همكاري مي​كرد. ورزشكاران مان در هواي گرم و شرجي و بدون امكانات واقعا زحمت مي​كشيدند تا تكواندو را به خوبي ياد بگيرند.

اسماعیلی ادامه می دهد: در سال 1375 خانم جاموسي من را به عنوان مسوول بانوان هیات تکواندو استان انتخاب كرد و از همان سال در باشگاه خصوصي خودمان شروع به جذب هنرجو كردم و در ابتدا با هشت تكواندوكار شروع به کار كردم. اكنون از آن هشت نفر خانم ثامري به عنوان نايب رييس هيات تكواندو استان فعاليت مي​كند. من به همراه استاد شمس براي يادگيري اين ورزش به كشورهاي مختلف رفتیم و زير نظر مربيان خارجي به تمرين پرداختیم.

وی می‌گوید: ما اين تكواندوكاران را تشويق مي​كرديم كه به شهرستان​ها بروند و این رشته را آموزش دهند و آن ها هم اين ورزش را به انديمشك، دزفول، مسجدسليمان، ماهشهر، آبادان، خرمشهر و همه استان بردند، در حالي كه كمربندهاي‌شان سبز، زرد و یا آبي بود. آن موقع درجه​ها به آن صورت بالا نبود و واقعا جاي تحسين دارد كه با اين تكواندوكاران توانستيم اين ورزش را به تمام خوزستان ببريم. من با هشت نفر، تكواندو استان را شروع كردم و زماني كه مي​خواستم استعفا دهم تعداد اين تكواندوكاران به 350 نفر رسيده بود. در پايان فقط این را می گویم که اميدوارم تكواندو به جايگاهي كه حقش است، برسد.

اسماعیلی به پیگیری این رشته از سوی سه فرزندش نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: من و آقای شمس دارای دو فرزند دختر و یک فرزند پسر هستیم که همگی در مقطعی تکواندو کار می‌کردند ولی پس از ازدواج هر سه دیگر این رشته را دنبال نکردند. یک نوه هفت ساله هم دارم که کمربند آبی این رشته را دارد.

گپ و گفتی صمیمانه با زوج بنیان‌گذار تکواندو در خوزستان

 استاد محمدرضا شمس در سال 1372 با حضور در كلاس مربيگري بين​المللي، مدرك درجه يك اين كلاس را دريافت كرد و در سال 1392 در دوره مربيگري بين​المللي تكواندو كه به ميزباني تهران برگزار شد، شركت كرد و مدرك درجه سه بين​المللي را به دست آورد. وی در حال حاضر در سه باشگاه شمس، نيرو و پورياي ولي اهواز مشغول به آموزش هنرجویان است.

مرجع / ایسنا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی:
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۴
0
0
آفرین بر شما که اساتید و اسطوره های پیش کسوت رو فراموش نکردید
سپاس
captcha
آخرین اخبار