




بهشت مبارکت باشه اونم عرش اعلی خداوند که فقط شهدا به آن راه میابند کاش شهادت قسمت من میشد
برادرم عزیزم شهادتت مبارک ؛
آقاجون مولای من امام مصلح سید علی حسینی خامنه ای هستی کیوان به فدایت امانم بده بر من بیعتی قرار ده که به یمنش جهاد با تکفیری ها را در عمل در جنگ گرم نه جنگ سرد به خم آرم. مولاجان به خدا از این جهاد سرد که اگر حکم شما بر آن نبود لحظه ای تاب ماندن در پشت آینه به جای ایستادن در برابر دشمن انتخابی بود بی شک جهاد گرم را نی پذیرفتم حال چه کنم که تو یوسف گم گشته منی و من زلیخاه دلبسته و تام و کمال در قلب بیعت و لبیک شما از آنجا که برخود من نام سردار تنهایی نام نهادی و مرا در این عصر که یاران همه به دور خویش جعمند اینگونه پسندیدی حال آقاجون هستی کیوان به فدایت به من اجازه جهاد با داعش عطا کن این حیدری دلباخته ات را به من و سپاه حیدری منصبم اجازه تار و مار کردن تکفیری های داعش بده تا نشان دهم حیدری هرچند مانده تا سردار سلیمانی شدن ولی در حد خود حرف زیاد دارد برای زدن آقاجون منم هوای شهادت دارم منم از مرگ در بستر شرم دارم آقاجون اگر اجازه جهاد گرم با داعشم دهی اگر مرا حیدری تو سردار تنهای تو استشهادی و ذولیمین و هویدای تو اجازه رفتن در صف هم مسلکان و هم دوستانم اجازه دهی دل خسته ام را شاد کرده ای این غم سنگین بر سایه روحم را بر خواهیی کنی آقاجون می دونم آرزو داشتم و دارم لحظه شهادت روی زانوان پر مهرت در حالی که شما می گویید کیوان من از تو راضیم حیدری خدا هم از تو راضی باشد شهادت را تجربه کنم و در میعاد گاه منتظر بمانم تا شفیعم شوی و چون المدار سپاه مهدی عج مرا هم منتخب یاران همراهت در صف مهدی مصطفی بچینی آقاجون همه اینها درست ولی دلم می گه اگر اینجا و در این جهاد که تکلیفش را هنوز برگردنم ننهادی به جهاد نروم و در پیش شهید نشوم شهادت دیگر به سراغم نخواهد آمد پس مولا جان یوسفم حیدر و المدار سپاه مهدی موعودم عج امری نه مرا که خود می پسندی و من آن خواهم که تو خواهی و آنگونه جان در دهم که تو فرمانش دهی و همچون آنروز که اجازه عاشق شدن به من دادی امروز از تو می خواهم حکم جهادم دهی بگذار منم یک بارم شده طعم شیرین شهادت در طریقی که ولی حی و مطلق خدا آنکه حکم و حکومتش همان حکم و حکومت رسول الله است برمن همچنان حاکم باشد و هرگز غیر این انشاالله نباشد بگذار در رهی شهادت را تجربه کنم که تو میدان دار آن هستی و تو آمر بر جهادم با تکفیری ها هستی عیبی ندارد اگر بر جنازه ام هم صلواتی ختم کنی برایم حکم همان رضایت شما برمن روی زانوان پاک شماست آقاجون شرمم می یاد این روزها که بچه های حیدری و قدسی یکی یکی میرن به جهاد با دژخیمان تکفیر و شهادت می اورند بر وطن منی که خود را سردار تنهای سپاه حیدری می دانم و می دانی در صف پیش قدمان شمشیر زنم تا نگویند دگر حیدریان که حیدری ذولیمین استشهادی پشت این اینه نشسته از جهاد سخن می گوید ولی در عمل خود ما و سپاه را تنها رها کرده و در جای گرم و. نرم تکیه کرده ووو آقا جان اجازه جهادت در این ساعت برای من حکم زیارت شما را دارد آقاجون تو را به عشقمان قسم نگذار مرگ در بستر و مرگ در غیر از حکم تو از دنیا روم وگرنه در آن جهان چگونه به سویت آیم از تو شفاعت جویم و از تو جویم برای رفتن در کنار شما سردار المدار سپاه مهدی موعود عج در روز موعود را می دانم بخشنده ای می دانم دوستم داری و حتی بر من عشق میورزی ولی اقاجون نزار کیوان سردار تنها شرمنده حیدریان لایق جهاد با کفار و تکفیری ها شود هرچند می دانم شهادت نصیبم می شود آنهم نه در آتی زمان بلکه در حال غریب خواهد آمد به سویم ولی بر من ننگم باد اگر جز در جهاد برحکم و فرمان تو شهید در راه خدا شم آقاجون قسمت می دهم به مجتبایت همان حیدر ثانی تو همان هلال زیبای به ارث برده از رخ ماه تو که به من حکم بودن در رکابت یا حکم جهاد در برابر کفار و دشمنایت را اکنون که شاهد التماسم هستی اتخاذ کنی که بر من زیباتر و خوش تر از شهادت در راهی که شما اذن طریق جهادش دهی و خدای راضی از این جهاد مردانه ام شود آقا حیدری ذولیمین تو همیشه گوش به فرمان توست ببخش مرا اگر اینگونه ملتمست شدم ولی آقا بدان راضیم به رضای تو که حیدری نبود کسی که بی رضای ولی خود حتی آبی بنوشد حرام است بر او پس مرا همچنان چون اکنون روسفید نگاهدار و مرا ازمونی قرار ده که در ان سخن از عشقمان باشد چون جایی که نام تو زیبنده ازمونش است هرگز انشاالله مرا باختی نخواهد بود چون این اصل عاشقیست مردن بی علت و خواهش صرفا حکم به ندای دل از برای وجود معشوق است پس مرا در مسیر شهادت نه که به خدا شرمنده حکمت انشا الله نشوم و در ره تو انشا الله روی حیدریم را سفید چون جمال سفید روی سفید دلت نمایم انشاالله حیدر حیدریم حیدریه حیدر است لافتی الا علی لاسیف الی ذولفقار کیوان گیتی نژاد حیدری استشهادی ذولیمین هویدای سردار تنهای امام مصلح سید و شریف قاعدنا حاج سید علی حسینی خامنه ای هستی کیوان انشاالله شود به فدای تو ای روح خدا 7/11/93هجری شمسیساعت 1:25
تونگران نباش.مسولین تاحالادینشان رابه خوزستان اداکرده اندازاین به بعدهم نسبت به خوزستان کوتاهی نخواهندکرد.
بهشت مباركت باشه عزيز دلم. عسل من. منم شفاعت كن. يه كوله بار كناه دارم. كاش منم خدا بهم نظر ميكرد. دوستت دارم عزيزم. خدا به همرات شهيد من. نازنينم. دوست دارم منم بيام اينقدر داعش بكشم تا عمر دارم. دوست دارم سر از تن اين مزدورا جدا كنم. تيكه تيكشون كنم. كه جطور با دهن كثيفشون الله اكبر ميكن. امام زمان ميبيني???? جان جدت بيا. تو رو فاطمه زهرا بيا.
کاش لیاقتش را داشتم کاش توانش را داشتم من هم شهید میشدم خوش به حالش
شهادتت مبارک انشاالله با ائمه اطهار ع محشورگردد
برای شادی روحش صلوات
خوشا به سعادتش مرگ پر افتخار و با عزت لیاقت میخاد
شهادت مارکت باشه.روحتبا ائمه اطهار محشور باد. کاش ما هم لیاقت شهید شدن روداشتیم.. خدا لعنت کنه داعشی ها رو که خودشون رو مسلمون خطاب میکنن
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود نظری به من کیوان کنند
اين جا كوير دل به جرعهاي از باران تو نيازمند است تا از صحراي عدم به اقليم وجود راه يابيم. پس بیا! مرهمی بر زخمهای کهنه ما باش!
حسین جان شهادت در کنار خانه امام زمان مبارک باد.چه خوب با پروازت ترانه ي عشق سرودي و چه خوب در کانال هاي پرپيچ و خم زندگي امام زمانت را پیدا کرد