هومان مهرآذین کارشناس ارتباط تصویری است و در زمینه هنرهای تجسمی و شعر و ادبیات فعالیت میکند. او دانشآموخته کاردانی گرافیک از دانشکده انقلاب تهران و فارغالتحصیل کارشناسی ارتباط تصویری از دانشگاه آپادانای شیراز است. برگزاری نمایشگاه انفرادی در خانه هنرمندان شیراز و شرکت در نمایشگاههای داخلی و خارجی در زمینه هنرهای تجسمی از فعالیتهایی است که مهرآذین تاکنون انجام داده است.
جمعه (26 دی 93) نگارخانه اهواز در منطقه زیتون کارمندی این کلانشهر با حضور تنی چند از مسؤولان فرهنگی و هنرمندان استان گشایش یافت و ضمن آن نمایشگاهی نیز در همان محل از نقاشان اهوازی برپا شد.
متنی که در دنبال میآید نظر هومان مهرآذین درباره نخستین پردهبرداری نگارخانه اهواز از آثار برخی از هنرمندان اهواز است:
«به عنوان عضو کوچکی از جامعه هنری این جغرافیا در ابتدا باید عارض باشم بسیار جای خرسندی و شادکامی است که با توجه به رویکرد اخیر نسبت به نگاهی تازهتر به "آثار تجسمی" گالری اهواز با گام نهادن در پله اول رویکرد خود نه تنها هنرمندان و خواص بلکه عموم را درگیر نوعی "مثبت نگری" نسبت به آثار تجسمی کرد. (در این جا واژه آثار تجسمی را به کار میبرم چراکه علاوه بر این که عمده آثار متشکل از آثار نقاشی بودند اما ما در گالری شاهد آثار "دیجیتال آرت" و یک اثر حجم" نیز بودیم).
این "مثبتنگری" پا به عرصه امروز و آشنایی با آثار تجسمی هنرمندان شهر گذاشته چراکه ما در گالری شاهد ورود افرادی رهگذر و غیرهنرمند نیز بودیم؛ اتفاقی که شاید تا به حال در اهواز کمتر ما را مخاطب قرار داده بود. (البته با همکاری دستاندرکاران و دلسوزان امسال شاهد جمع هنرمندان و فعالیت این بزرگواران در شهر اهواز بودیم اما در فضایی "باز" مانند حضور هنرمندان و هنر دوستان در میان عموم مردم در پارک دولت واقع در جاده ساحلی).
اما در فضاهای بستهای مانند موزه "هنرهای معاصر اهواز" که بزرگترین فضای بسته هنری شهر در حال حاضر است اگر نخواهیم مطلقگویی کرده باشیم باید بگوییم کمتر شاهد درگیری حسی عموم مردم با آثار هنری هنرمندان شهر و یا استانشان در فضاهایی از این دست بودهایم.
و اما گالری اهواز با انتخاب مکانی مناسب یعنی به طبع "مخاطبمحوری" مکانی که با توجه به واقع قرار داده شدنش در نبش خیابان زمزم محل رفت و آمد بسیاری از شهروندان و غیره میتواند باشد. همچنین با "اطلاعرسانی" تا حد توان و با کمک و دست به دست هم دادن گرانقدران مثمرثمر واقع شد و ما در روز افتتاحیه و پردهبرداری از آثار و "گالری اهواز" شاهد انبوهی از خواص و هنرمندان، حال چه اساتید و هنرمندانی که آثارشان در گالری بود و چه دیگر حضور هنرمندان ـ در فرآیند یکی شدن با عموم مردم بودیم که این حضور برای شهروندان و آشناییشان با برخی از آثار و عدهای از هنرمندان همجوارشان خجسته و قابل تحسین بوده و هست؛ تحسینی از جنس "خسته نباشید" و "دست مریزاد" به عزیزانی که در راه پیشبرد هنر این جغرافیا گام برداشتهاند.
تا به این جا و در پله اول سعی بر آن شد نگاه و تفکر مثبتی که در پشت این گشایش بود به طور نسبی مورد بررسی قرار گیرد اما مسلما در این عملکرد بعدهای دیگری را نیز میتوان مورد بررسی قرار داد و به مهمشان پرداخت؛ بعدهای که شاید اشاره کوچکی به آنها در پلههای بعدی "گالری اهواز" و همچنین آثار تجسمی هنرمندان شهر تحولی رو به پیشرفت را منجر شود.
به شخصه و در جایگاه یک "مخاطب" با هنر آشنا در کنار پهنه خرسندیام از رخ داد به ثمر نشسته انتظارهایی هم داشتم و یا اگر بخواهم کمی از مسامحه پله اول در شهرم پا فراتر بگذارم و سخن به میان بیاورم برآنم تا چند نکته را در کنار هر آن چه تا به حال گفته شد با نیت پیشرفت هنری شهرمان از قلم نیندازم:
"ضعف در ارایه آثار" یکی از نکاتی است که در بحث نقد در این جا بسیار میتواند متوجه مشاور هنری، دکوراتور، گالری و... باشد. بدیهی بود که این نحوه ارایه در ارتباط با آثار اساتیدی صورت گرفته بود که اکثریت نزدیک به اتفاقشان را هنرمندانی تشکیل میدادند که نه تنها من بلکه بسیاری از هنرجویان و حتی هنرمندان این شهر و حتی فراتر از آن از این عزیزان همواره آموختهایم.
آثار برای فروش در نمایشگاه قرار داده شده بود و مانند تمام نقاط و گالریهای جهان "گالری "باید به بحث اقتصادی خود تکیه کند و خود را بسنجد و برآورد کند تا فرآیندهای بعدی را ثمر باشد. اما چه قدر بهتر بوده و هست حالا که "گالری اهواز" بستری برای در کنار هم قرار دادن هنرمندان و عموم شهروندان فراهم کرده در کنار بخش اقتصادی خود جنبههای هنریاش را نیز از یاد نبرد و گوشه چشمی هم به مخاطبان خود داشته باشد.
ابعاد و مساحت گالری از نظرم به نسبت دیگر گالریها حتی در شهرهای دیگر بسیار مناسب بود. مسلما نگاهی ایده آلیستی برای اولین عملکرد گالری با شرایط مذکور میتواند حتی به چشم هم نیاید اما آیا پس از برگذاری یک نمایشگاه مگر اشاره به همین نکات و جزییات نیست که مسیر پیشرفت را برای شهر و این مرز و بوم باز و بازتر میکند؟ متاسفانه باید اشاره کنم در زیر مجموعه همین جزییات "گالری" در نگاهی منتقدانه بیشتر درگیر "کمیت" آثار بود تا "کیفیت" ارایه آنها.
در روز دوم نمایشگاه هنگام صحبت با مریم حسینی در ارتباط با چیدمان آثار نمایشگاه گفت چیدمان توسط متخصص این کار صورت گرفته است و هنگامی که با خانمی که بانو حسینی معرفی کرده بود در ارتباط با دیوار کاذب در نمایشگاه صحبت کردم. این بزرگوار گفت گویا چیدمان آثار به طور جدی با او نبوده است و هنگامی که برای اولین بار وارد گالری شده "بزرگترین اثر" نمایشگاه به دیوار بود و این استاد صرفا جهت همیاری و همکاری در گالری حضور پیدا کرده است(که باز هم در این روزهای پرمشغله از هنر به دوری همین همکاری نیز ستودنی است). مخاطب در مورد برقراری ارتباط با بزرگترین اثر نمایشگاه با پیوست به بندهای بالا حتی به اندازه دو ـ سوم اثر هم نمیتوانست از تابلو دورتر بایستد.
کارشناسان و متخصصان حاضر برای نمایش آثاری از این دست آن هم جهت فروش بیش از هر فرد دیگری باید مبانی هنرهای تجسمی ترکیببندی، چیدمان، نور، فضای قابل تنفس و... را برای جلب مخاطب اعم از اعوام و خواص و خریداران در نظر بگیرند که در این نمایشگاه با وجود اسامی آشنا و اساتید بزرگ شهرمان این اتفاق صورت نگرفته بود. متاسفانه از آن جا که آثار جهت فروش بودهاند بهتر میدانم که یک به یک به نقد آثار پرداخته شود چراکه صحبت و بحث و نقد در ارتباط با عملکرد "گالری اهواز" است و در ارتباط با برخی از آثار این اساتید تنها به "تکراری" بودنشان میتوان اشاره کرد.
در مورد برخی آثار به شخصه و به عنوان یک هنردوست باید اعتراف کنم برخی از آثار در گالری را در بیشتر از دو یا سه نمایشگاه در دورههای مختلف شاهد بودم اما در ارتباط با "نقد" تک تک آثار نمایشگاه ترجیح میدهم در صورت یاری قلم، زمان و خواست خود اساتید به صورت جداگانه و موشکافانه پرداخته شود.
با توجه به پتانسیلی که از "گالری اهواز" دیدم آن هم برای پیشرفت هنر شهر در ارتباط با پوستر نمایشگاه هم هر چند که امکانپذیر نیست اما تا جایی که بتوانم سعی میکنم از سلیقه شخصیام دورتر بنویسم اما باز هم نمیتوانم حول محور گرافیک از بحث تایپ در پوستر نمایشگاه ساده بگذرم. با کمی مطالعه تصویری حول ترکیب تایپ در پوستر نمایشگاه شاهد ضعف در ایده و چیدمان تایپی نیز بودهایم (حداقل به نسبت آثار گرافیستهایی که من در همین شهر میشناسم و حاضر هستند برای نمایشگاه اساتید گران قدر شهرشان و پیشبرد صنعت گرافیک گالری و... قلم بزنند).
شاهد نمایشگاهی از آثاری بودیم که با توجه به نامهایی آشنا آن هم با توجه به اولین رونمایی که حکم معرفی "گالری اهواز" را داشت "ضعیف" عمل شد چراکه میشد در بحث ارایه آثار با در نظر داشتن مخاطبان خاص خود در اولین دیدار با گالری شهرشان بهتر عمل کنند.
شهر اهواز به عنوان استان مرکزی خوزستان "باید" خود را نه تنها در مقام مقایسه بلکه شاید یک سر و گردن هم بالاتر از دیگر شهرهای کشورمان قرار دهد آن هم نه از روی تعصبی کورکورانه بلکه تنها با تکیه به پتانسیل هنری هنرمندانش و آثار و ایدههایی که برای ارایه دارند.
مرتبط با تمام گفته شدهها شایان ذکر میدانم که فرآیند نقد، قضاوت یا داوری تنها از روی دلسوزی و تمیز ناخالصیها از خالص جهت پیشبرد و پیشرفت شکل خواهد گرفت. هر آن چه با عنوان نقد و واکاوی گفته شد چیزی از ارزش و زحمات گالریدار محترم، اساتید محترم و تمامی دستاندرکاران این مجموعه نمیکاهد بلکه صحه ای میگذارد بر روی تلاش این بزرگواران تا نمایشگاههایی با قدرت اجرایی بهتر و بیشتر برپا کنند.
امید که به پرداخت شدهها به دیده نیکی بنگریم تا فرداهای روشن و روشنتر برای "گالری اهواز" رقم بخورد؛ گالری که با نام شهرمان مفتخرمان کرده، مکانی که مرز میان هنرمند و مخاطب و اثر را با در معرض دید قرار دادن آثار در آیندهای نزدیک برمیدارد و چشم شهرواندان و عموم حاضران را نیز با "نور هنر" و آثار هنرمندان شهر روشن میکند.»
منتقدی که کارش نقد هنری است.
البته با تشکر از آقای مهر آذین