دفاع مقدس با همه فراز و نشیبهای خود، یادگارهایی برای ملت ایران بر جای گذاشت که تا سالها، میتوان از این ظرفیت شگرف ایده نو و طرح های متنوع استخراج کرد
«انتظار» واژهای که مأنوس با عشق است و سرچشمه اشکها و لبخندهای بسیاری است که انسان تا در آن مقام حضور نیابد نمیتوان به معنای واقعی و معنوی این واژه برسد.
جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ملت ایران، گرچه با سختیهای فراوانی همراه بود و مردم ما در اقصی نقاط کشور هر کدام به سهم خود با دشواریهای آن برهه از زمان مانوس بودهاند و تا به امروز یادگارهایی را از آن دوران با خود به همراه دارند و یا بر سینه دیوار چسباندهاند و یا در گلزار شهدای محل سکونت خود، قطعهای را منزلگاه شبهای جمعه خود کردهاند، اما نمیتوان فراموش کرد که این مردم به اراده خود و با رضایت قلبی خود دست به حماسه سرایی و دلاورپروری کرد و روانه مرزهای حق علیه استکبار کرد تا به جهانیان بفهماند که این بیشه هیچگاه از شیر خالی نیست.
با این مقدمه به سراغ اثری جدید از هنرنمایی رشادتهای مردان و زنان این مرز و بوم در جنگ هشت ساله میرویم، «شیار143» نام فیلمی است که بُعد دیگر دفاع مقدس را به تصویر کشید و انصافا تاثیری چنان را بر مخاطب خود نهاد که به سهولت میتوان درون قلب رنجور مادری منتظر را حس کرد و معنای انتظار را به مفهوم واقعی درک کرد.
فیلمی که رهبر معظم انقلاب در مورد آن فرمودند: «فیلم خیلی خوبی بود، هم از لحاظ داستان که یکی از کمبودهای اکنون سینماست و هم پیچ داستانی خوبی داشت که خوب هم باز میشود، هم از لحاظ کارگردانی و هم از لحاظ بازی سنگ تمام گذاشته شده، از لحاظ محتوا این فیلم ارزشی بود».
جوانی نیکسیرت از تازه مردان روزگار، به کار و بار منزل و ماوا و عشق خویش پشت کرده و برای حفاظت از آب و خاک و کیان مملکت خویش رهسپار جبههها شده و مادر خود را سالها در چشم انتظاری نگه میدارد، غافل از اینکه تمام دوستان جوان او یا خود به میهن باز میگردند، و یا خبر شهادت آنان به گوش اهلشان میرسد و او که و تنها در شیاری جا مانده از گردان عشق سالها غم غربت را به جسم و حزن و اندوه را به ذهن مادر میسپارد راضی میشود به رضای معبود خویش و از این بابت شاکر است خداوند بخشنده و مهربان را که افتخار گمنامی را نصیب فرزندان این آب و خاک کرده است.
داستان واقعی و منحصر به فرد این فیلم ابعاد تازهای را در سینمای دفاع مقدس میگشاید و به مخاطبان این موضوع را القا میکند که ظرفیت دفاع مقدس بیپایان است و اگر ذوق حماسه واری درون سازندگان و تهیه کنندگان به وجود آید، میتوان به نقاط تاریک و مبهم این واقعه بیش از پیش دست یافت و مخاطب نسل امروز را بهتر با وقایع ماوقع در دهه 60 آشنا کرد.
در این فیلم برای معدود دفعات داستان از درون جبهه خارج شده و پیرامون دنیای خارج از جبهه به دنبال قهرمان خود است و اینبار قصه به ریشهزده و قلب داغدار مادران منتظر و شهیدپرور کشورمان را نشان گرفته، و از این بابت روایتی ساده، واقعی و دلنشین را برای مخاطب رقم زده است.
اینکه دورافتادهترین روستاهای کشور برای میزبانی از این داستان انتخاب میشود، نشان از آن دارد که مردم ایران در شادی و غم، اگر که باشد برای همه کشور است، فرقی نمیکند، بچه بالا شهر تهران باشی، کارگری معدن مس در کرمان، و یا روستای دور افتاده خراسان، تمام این مرز و بوم تعلق به همه ایرانیان است و به هنگام بروز هرگونه مشکل و مصیبت و تجاوز، این وظیفه انسانی هر ایرانی است که برای دفاع از خاک خود کمر همت بسته و برای رفع معضلات مملکت رهسپار شود.
همچنین در این فیلم میتوان به وضوح تعلق خاطر خانواده ایرانی را به یکدیگر حس کرد و اینکه غیبت رعنایی از خانواده گرچه در راه وطن شیرین است اما بسی سخت و خانمانسوز است و در جنگ هشت ساله کم نبود غم فراق عزیزان و که با سفر آسمانی خود چگونه معادلات زندگی و آمال آرزوهای مادران خود را نقش بر آب کردند و داغی جاودانه را بر سینه اولیای خود نهادند و با تمام این تفاسیر همچنان دستان شاکر و زانوهای ساجد این مردان و زنان شکسته دل جوان از دست داده مستدام و پا برجاست.
فیلمبرداری این فیلم بر زیبایی کار دوچندان افزوده و بارها مخاطب را دچار گمراهی میکند اما کارگردان فیلم با هنر خود بارها آن وهم و خیال را به واقعیت تبدیل میکند.
دیالوگهای ماندگار این فیلم را نمیتوان فراموش کرد که چگونه جوانی به خواب مادر خود آمده و او را راضی به رضای پروردگار میکند و به انتظار سالهای دراز او پایان میدهد، و اینکه شهادت را به عنوان ارزنی در مقابل پروردگار خویش ارزانی میکنند و نباید از صحنههای پایانی این فیلم چشم پوشی کرد که چگونه احساس مادرانه همزمان با گیسوهای پیوند خورده با قلب شکسته یک کادر پیر نمیشود و آغوش مادرانه خود در وداع آخر خویش نثار فرزند از جان عزیزتر خود کرده و این نهایت هنرمندی به تصویر کشندگان این زیبایی و رشادتها است.
«شیار 143» روایتگر مفهوم واقعی انتظار است که در آغوش مادران شهدای گلگون کفن ایران اسلامی معنی گرفت و به تصویر کشیده شد.
شیاری با عمقی کوچک اما در اعماق بیکران قلب مادرانی که همچنان چشم انتظار رمز گشایی از شیارهای دیگر این خاک سراسر گلگون هستند تا بتوانند برای یک بار دیگر حتی قطعهای از استخوان عزیزانشان را در آغوش گرفته و لحظهای را آرام گیرند.
فیلم تحسین شده شیار 143 ساخته نرگس آبیار و به کارگردانی و نویسندگی وی است که برنده چهار سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر است.
این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین صداگذاری و بهترین فیلم از نگاه مردم از جشنواره فیلم فجر است.
مهران احمدی، مریلا زارعی و گلاره عباسی و جواد عزتی از بازیگران اصلی این فیلم هستند که وظیفه تهیه کنندگی آن را محمد حسین قاسمی و ابوذر پورمحمدی بر عهده دارند.
در آئین رونمایی از این فیلم در خرمشهر از معدود دفعاتی بود که سالن خلیج فارس مملو از تماشاگر میشد و در این گردهمایی به سراغ چند بیننده رفته و نظرات آنها را در خصوص این فیلم جویا شدیم.
اسماعیل بذرافشان معتقد است: درست است که فضاسازی یکی از مهمترین عوامل موفقیت یک فیلم است اما شیار 143 با این پیشفرض غلط ساخته شده که فضاسازی همه چیز است، احتمالاً فیلمساز فکر کرده با رعایت لهجهها و فیلمبرداری خوب و در مجموع درآوردن حسوحال حاکم بر فضای روستایی میتواند با رها کردن مادر منتظر دردکشیده در این اقلیم کمتر دیده شده بر تماشاگران تأثیر بگذارد و با بازخوانی مداوم موقعیتهای تکراری فیلمی بلند بسازد، ولی ثمرهٔ این رویکرد ارمغانی جز ملال ندارد.
همچنین مهدی فرامرزی در زمینه این فیلم میگوید: شیار 143 نشان میدهد علیرغم ادعای بزرگان و بودجههای چندین میلیاردی که برای فیلمهایشان از نهادهای دولتی میگیرند، جوانانی در گوشه و کنار این خاک هستند که قابلیتها و ایدههایشان در فیلمسازی از خیلی از این کارگردانهای به اصطلاح «کاربلد» بیشتر است و با بودجههایی به مراتب کمتر، فیلمهای بسیار بهتری درست میکنند.
به اعتقاد ما نیز لباس لطیف و عزیز صبر مادر بر قامت رعنا و رشید شهید؛ بار دیگر سینماهایمان عطر و رنگ رشادت و شرف به خود گرفت، فیلم «شیار 143» برداشتی آزاد از رمانهای «اختر و روزهای تلواسه» و «چشم سوم» است که نرگس آبیار آنها را نوشته بوده است، در واقع یکی از شخصیتهای رمان چشم سوم را انتخاب نموده و شاخ و برگهایی به آن اضافه کرده و الفت خلق شد.
نرگس آبیار در فیلم شیار 143 تلاش موفقی در جهت اجرای یک میزانسن غنی بصری با فرمی دلپذیر و ریتمی درست و بازیهایی روان و درخور داشته است، حس و حالی که از فیلم شیار 143 به مخاطب منتقل میشود درحقیقت، جنس اصلی است که رگههایی از بطن و متن خویش را که همان حقیقت ایمان و توکل و اعتقاد به ذات لایزال حق باشد و از محتوا به فرمش رسوخ و نفوذ یافته، در خود دارد، فیلمی با غنای بصری و قاب بندیهای زیبا و بکر که محتوایی ارزشمند را در شریانهای روایت داستانی و شخصیت پردازیهایش، جاری و ساری کرده است.
فیلم شیار 143 اثر مهمی است، نه تنها از آن رو که یک سینمای خوب و مخاطبگرا و اثربخش ارائه داده که این هم هست، و نه از آن رو که موضوع دفاع مقدس را بار دیگر در پهنه سینمای ایران مطرح کرده است، که این هم هست؛ اما آنچه از هر دو مقوله یاد شده مهمتر و درباره این فیلم، مؤثرتر و خطیرتر و ارزشمندتر است بر هم زدن نظم بازی و شیوه مهرهچینی و روند حاکم بر سینمای ایران است که این فیلم با رخ نمودنش، بر آن تأکید ورزیده و صحه گذارده است.
محبوبه علیاری بر این نظر پا فشاری میکند که، فیلمی که به راحتی میتوانست با روایتی سرراست و خطی و ایدهای که بارها و بارها سینما و تلویزیون ایران سراغش رفتهاند، بدل به یکی از بیرمقترین فیلمهای جشنواره شود اما انتخاب بهترین شیوه روایت این قصه و چاشنی کردن طنز و کُنشمندی دیالوگهای ساده اما موثر، فیلم را به یکی از بهترین فیلمهای 30 سال اخیر سینمای ایران بدل کرد.
اسد خالدی از دیگر بینندگان این فیلم اعتقاد دارد که، فیلم اهمیت اصلی خود را از زاویه نگاهش به جنگ میگیرد که متعلق به امروز و گذر سه دهه از جنگ است، نگاهی که جنگ را از هر نوعش تقدیس نمیکند و با محوریت دادن به عشق مادر و فرزندی، به نوعی این عشق را بر همه چیز و همهکس رجحان میدهد.
و حسن سالمی آخرین بیننده این فیلم است که در خصوص شیار 143 میگوید «شیار 143» فیلمی جذاب است که برخلاف بسیاری از فیلمهای جشنواره فقط شروع نمیشود، بلکه میانه دارد و به شکلی درخور به پایان میرسد، این انسجام مدیون فیلمنامه آبیار است که برای لحظهای از شخصیت الفت دور نمیشود و در همه جا او را دنبال میکند (کاش آن یک صحنه رویا دیدن شخصیت جواد عزتی نبود و آنچه را پسر الفت در خواب به او میگوید، فقط میشنیدیم) و همین برگ برنده فیلم است.
نظرات مختلف را شنیدیم اما نکات که در خصوص این فیلم محرز است را باید پذیرفت و عنوان کرد که فیلم شیار 143 دقیقاً در زمان و زمانهای به روی پرده میرود که مدعیان بسیاری با رسانههای رنگارنگ و هجمههای متنوع و قیافههای حق به جانبشان بر این نکته پای میفشارند که زمان گفتن از جنگ و پهن کردن بساط ارزشها و رو کردن این قسم مسائل و مباحث، به کلی گذشته است و دیگر خریدار ندارد.
آنها بر این نکته تأکید میکنند که مردم دیگر از این دست آثار استقبال نمیکنند و مدیران هم که روی خوش بدانها نشان نمیدهند و منتقدان هم که تکلیفشان با این دست فیلمها، از قبل معلوم است و مواضع جامعه روشنفکری هم که نیاز به گفتن ندارد، پس بنابراین هیچ دلیل و توجیهی ندارد که فیلمی مثل شیار 143 ساخته و روانه پرده شود.
اما در این بین نباید از نظرات سازندگان و بازیگران این فیلم نیز غافل شد و شاید پاسخ بسیاری از سوالات ما در حرفهای ایشان نهفته باشد.
نرگس آبیار در آیین اکران فیلم خود در خرمشهر ضمن پذیرفتن انتقادها بر سر لهجه بازیگران این فیلم ابراز کرد: در استان کرمان در هر منطقه لهجه خاص خود را دارند و ما موفق نشدیم لهجه واحدی را پیدا کنیم و از آن تبعیت کنیم.
کارگردان فیلم شیار 143 ابراز داشت: من تصادفاً وارد نوشتن در عرصه دفاع مقدس شدم، زمانی که به نوشتن روی آوردم برای اینکه با احاطه کامل بتوانم مطلبی را بنویسم بسیار تحقیق میکردم نتیجه اینکه کتاب «کوه روی شانههای درخت» را نوشتم که فضاهای مردانهای دارد شاید اگر اسم من روی جلد کتاب نباشد کسی باور نکند که این کتاب را یک خانم نوشته است، کار دومم «چشم سوم» هم فضاهای مردانه دارد ولی نقش اصلی به عهده یک زن است، من حتی کار کودک در زمینه دفاع مقدس هم نوشتهام، در حوزه مستند هم کار جنگ و دفاع مقدس داشتم، که آنجا هم تلاش کردم نگاه ظریف و زنانه داشته باشم، یعنی به آن چیزی را که میشناختم و تجربه دارم بپردازم، تا اینکه در دومین فیلم بلندم یعنی شیار 143 شخصیت اصلی را یک زن انتخاب کردم.
وی در خصوص تصنعی بودن صحنه در خواب دیدن یونس میگوید: آن شعله آتش بود که چهره یونس را روشن و خاموش میکرد و یونس در آن صحنه وجود خارجی و غیر معنوی نداشت و تنها وهم و خیالات الفت بود که فرزند خویش را در مقابل خود هویدا ساخت.
آبیار از پروژهای بزرگ در آینده خبر داد و تاکید کرد: کار ساختن یک فیلم در خصوص شهرهای آبادان و خرمشهر را در دستور کار قرار دادم و روزی این پروژه را کلید خواهم زد.
کارگردان فیلم شیار 143تاکید کرد: این داستان واقعی است و برگرفته از رمانی است که به دست خودم نوشته شده و شخصیت الفت را از دل همان رمان بلند خارج ساختم و وارد فیلم کردم.
گلاره عباسی که در این فیلم نقش خواهر یونس را ایفا می کند نیز در خصوص نقش خود در شیار 143 میگوید: فضای فیلم به بعد از جنگ برمیگردد که من نقش دختر خانم مریلا زارعی را بازی میکنم، فیلم در کرمان تصویربرداری شده و از لهجه کرمانی هم در کار استفاده شده است، در واقع سوژه فیلم بر محور عواطف انسانی و میان آدمها میگذرد که این موضوع را بسیار دوست دارم.
وی ادامه میدهد: فیلم در فضای روستایی تهیه شده و بر اساس فضای روستایی دختران در سنین پایین ازدواج میکنند و اختلاف سنی کمی با فرزندانشان دارند، ضمن اینکه گذر زمان باید بر چهره هنرمند پیاده میشود، همه ما یک دوره 10-15 ساله را در این فیلم گذراندیم، من گریم دختر 18 ساله دارم و گریم زنی 35 ساله هم بر صورت اجرا شده است.
بازیگر فیلم شیار 143 در خصوص استفاده از لهجه کرمانی در این فیلم تصریح کرد: من تا امروز لهجه ترکی و شمالی را اجرا کردم، کار آسانی نیست و باید وقت بسیاری برای آن گذاشت، تلاش بسیار کردیم، مشاوره لهجه داشتیم، همچنین دیالوگها را ضبط کرده و به آن گوش میکردیم، تلاش کردیم تا لهجه کرمانی را درست و سلیس ادا کنیم که امیدوارم موفق شده باشیم.
گلاره عباسی گفت: سینمای دفاع مقدس تنها به معنی فیلم جنگی ساختن و نمایش دادن توپ و تانک و تفنگ و خون نیست، شاید کسانی که موضع منفی نسبت به آثار دفاع مقدس دارند، تفاوت سبکهای مختلف کار در سینمای دفاع مقدس را نمیدانند، برخی از تماشاگران به نیت عوض شدن حال و هوایشان به سراغ تماشای فیلم میروند و شاید عجیب نباشد اگر حوصله فیلم غیر شهری را نداشته باشند، اما اگر بدانند فیلمی مثل «شیار 143» اساسا موضوعی دارد که در چارچوب یک مرز خاص نمیگنجد، ماجرا عوض میشود، این فیلم رویکردی متفاوت درباره جنگ دارد و با رویکردهایی از این دست، میتوان تا سالهای آینده نیز در باب دفاع مقدس فیلم ساخت.
وی افزود: زن، انتظار، ایثار و محبت مادرانه چیزی است که حد و مرز نمیشناسند و «شیار 143» نیز با دستمایه قرار دادن عواطف مادری، حرف خود را منتقل میکند، جالب است بگویم از ابتدای بازیگریام منتظر دریافت پیشنهاد بازیگری در سینمای دفاع مقدس بودم و وقتی خانم آبیار از من دعوت کرد، با روی باز پذیرفتم.
بازیگر نقش دوم زن این فیلم تاکید کرد: دفاع مقدس، قصه سالهایی است که ملتهایی، جنگ را به ما تحمیل کردند و ما مردانه ایستادیم و دفاع کردیم، در پشت آن مردانی که تفنگ روی دوش انداختند و به خط مقدم رفتند، زنانی ایستادند که داستان فداکاریشان کمتر در سینمای ما روایت شده است، من نقش فردوس را به همین دلیل بسیار دوست دارم، او از نسلی بود که با نسل الفت فرق داشت و قرار نبود احساسی شبیه به مادر شهید داشته باشد، اما به عنوان یک خواهر شهید و بدون حامی، فکر میکنم این قشر از دختران را به خوبی نمایندگی کرد.
عباسی در پاسخ به این سوال که آیا کوتاه بودن نقش او را در پذیرش همکاری مردد نکرده، توضیح داد: «شیار 143» درباره مادری صحبت میکند که چنان در غم دوری فرزند پسرش میسوزد که شاید از توجه مادرانه به فرزند دخترش بازمانده و البته ایرادی هم نمیتوان به او گرفت، از این نظر کاراکتر فردوس جایگاه مهمی در فیلم داشت، شاید اگر غم و رنجی شبیه به غم و رنج مادرش الفت داشت، نه حق مطلب شخصیت خودش ادا میشد و نه شخصیت مادرش، من حتی از خانم آبیار میخواستم محور فیلم را روی نقش مادر شهید نگه دارد، چون شخصیت خواهر تنها با همین میزان از پرداخت بود که میتوانست پیامش را منتقل کند، او خواهر تنها و رنج دیدهای بود که پدر و برادری نداشت تا او را حمایت کنند و گذشته از آن، باید از مادر رنجورش مراقبت میکرد.
و بدین ترتیب، شیار 143 فصلی نو را در ادبیات مقاومت کشور رقم زد که تا مدتها زبانها را محصور خود خواهد کرد و قلمها را برای نوشتن از آنچه که در این فیلم بدان پرداخته شده تیز نگه داشت.
شما را به تماشای شیار 143 دعوت می کنیم تا گوشه ای از دشت بیکران رخدادهای آسمانی که به دست مادران این سرزمین رخ داده است را با جان و دل خود حس کنید.
به امید آنکه هنرمندان و نویسندگان ما به نقاط نامعلوم و ابعاد مبهم دفاع مقدس که از چشمها پنهان مانده است بیش از پیش توجه کنند.
سراپا وسعت دریا گرفتند
همان مردان که در دل جا گرفتند
تمام خاطرات سبزشان ماند
به بام آسمان مأوا گرفتند
به دوش ما چه ماندای دل، که وقتی
خدا را شاهدی تنها گرفتند
چه شدای دل، که در این راه رفته
جواز وصل را بی ما گرفتند
مگر مردان غریبی میپسندند
غریبانه ره دریا گرفتند