تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۱:۰۳
کد خبر: ۶۴۶۵۲
تعداد نظرات: ۲ نظر
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره
نقدی بر یک نقد؛

تغییر فقط با خواستن ایجاد نمی شود

فضای استان ما به تبعیت از کشور، در حال حاضر یک فضای جزیره مانند است که بیشترین آسیب را به کارایی مدیران ستادی مانند استانداران وارد می کند. سیستم اجرایی کشور با شکاف های بزرگی که در مسیرهای افقی و عمودی مدیریت کلان ایجاد کرده است، چندگانگی افتراق آمیزی را در راهبری ستاد های اجرایی استان ها نیز ایجاد کرده است. آیا اگر یک استاندار مانند آقای مقتدایی همین امروز تصمیم بگیرد که فلان مدیر را به علت کم کاری یا ندانم کاری توبیخ یا عزل کند، وزارتخانه مسئول، زیربار می رود؟
بهزاد شیخی: خوز نیوز در مقاله جدال بر سر انتصاب مدیر عامل آبفا خوزستان، تازیانه های نقد خود را بر سر نمایندگان قوای مجریه و مقننه در استان فرود آورد و آنان را به ندانم کاری و اهمال در انجام وظایف به ویژه ایجاد تغییرات در استان وصف نمود.

ضمن اینکه برخی از جنبه های اشاره شده در این نوشتار را می پذیرم، اما تصورم این است که اجحاف آشکاری نیز در حق آقای مقتدایی استاندار خوزستان شده است که به سبیل نقد، اینجا ذکر می کنم:



1- باید توجه کرد که در همه جای دنیا رسم است که کسی که مدیریت اجرا را بعهده می گیرد، این حق را هم را هم دارد که تیم کاری اش را تعیین کند. علاوه بر این، استاندار به عنوان نماینده ارشد دولت، این حق را دارد که در انتصاب افراد به سمت های مهم در استان، با دقت و وسواس نظارت کند. اگر این اتفاق نیافتد و کسانی در راس امور قرار گیرند که در کار خود دچار ضعف و بی لیاقتی شوند، بدون شک اولین متهم در چشم کسانی مانند آقای فرجی پور ، خود استاندار خواهد بود.
بنابراین هر چقدر که استاندار تعهد بیشتری به وظایف خود نشان می دهد، ممکن است چانه زنی او برای تعیین مدیران استان با تامل بیشتری همراه شود. این موضوع اگر چه نباید توجیهی برای اهمال در امور مردم باشد، اما بطور طبیعی بیانگر این است که انتصاب مدیران نمی تواند بدون موضع و نظر استاندار باشد.

2- اگر چه استانداری در هر استانی، بالاترین مرجع قدرت اجرایی به شمار می رود، اما نباید گمان کرد که استاندار به سادگی می تواند این قدرت را به طور دلخواه و با فراخ خیال، به کار گیرد. یعنی اینطور نیست که اگر آقای مقتدایی اندیشه ای را از ابتدای کارشان مطرح کرده اند، حالا با گذشت کمتراز یک سال همه بخواهیم که آن اندیشه بطور عملی و بی هیچ مانعی به اجرا در آمده باشد.
بدیهی است که مقاومت های نیرو هایی که خواهان تغییر نیستند به همان اندازه نیروهای تحول خواه و بلکه بیشتر، در این زمینه وارد می شود و بخش زیادی از توان استاندار و نیروهایش را صرف خود می کند. خاصیت کار اجرا در ایران این است که تا وقتی که کسی نخواهد اندیشه هایش را عملی کند، البته هیچ مقاومتی هم در کار نیست اما به محض اینکه حرکتی برای تحقق این اندیشه های انجام می شود، همه نیروهای ایستا و غیر تحول خواه وارد میدان می شوند.
متاسفانه آنچه ما در استان می بینیم این است که نیروهای که خواهان تغییر هستند هم از طرف مرکز و هم از درون استان با موانع زیادی روبرو هستند. بنظر می رسد که اقای فرجی پور توجه چندانی به این نیروها نداشته اند و بیشترین نگاه خود را بر آن قسمت از صحنه ثابت کرده اند که نیروهای تحول خواه قرار دارند. اما فقط خواستن تغییر نیست که تغییر را به دنبال می آورد بلکه امکانات موجود برای تغییر نیز مهم است.

3- داوری ما برای موفقیت یا شکست یک مدیر فقط بر پایه ویژگی های شخصی یا اندیشه های او نیست. فردی مانند استاندار، برایندی از همه نیروهایی است که در حال حاضر رقیب یا رفیق هم اند. متاسفانه در فضای امروزی ایران، رقابت ها بیش از رفاقت ها در امور کشور سایه انداخته اند. این درست برخلاف دوره انقلاب یا دوره دفاع مقدس است.
فضای استان ما به تبعیت از کشور، در حال حاضر یک فضای جزیره مانند است که بیشترین آسیب را به کارایی مدیران ستادی مانند استانداران وارد می کند. سیستم اجرایی کشور با شکاف های بزرگی که در مسیرهای افقی و عمودی مدیریت کلان ایجاد کرده است، چندگانگی افتراق آمیزی را در راهبری ستاد های اجرایی استان ها نیز ایجاد کرده است. آیا اگر یک استاندار مانند آقای مقتدایی همین امروز تصمیم بگیرد که فلان مدیر را به علت کم کاری یا ندانم کاری توبیخ یا عزل کند، وزارتخانه مسئول، زیربار می رود؟
باید دقت کرد که اگر وزراتخانه ای برای انتصاب مدیر خود چنین موضعی با استاندار دارد که حدود چند ماه صرف چالش با وی کرده است، آیا این وزراتخانه در فردای انتصاب مدیرش، تن به مواخذه های نماینده ارشد دولت در استان خواهد داد؟ پاسخ روشن است.
ما چگونه می توانیم از حوزه مسئولیت یک استاندار بازخواست کنیم در حالی که لوازم و ابزار این مسولیت را از او گرفته و به او نمی دهیم؟ ایا می توان دست فرد مسئولی را بست و بعد از او خواسته شود که پاسخگو هم باشد؟

داوری ما باید تا جایی پیش برود که بتوان علل و عوامل پشت صحنه و موثر در جلوی صحنه را هم تحلیل و توضیح داد. صرف اینکه این مقام یا آن مقام اجرای به دلیل اینکه مسولیتی را پذیرفته اند، به میز محاکمه کشانید، دردی از دردهای استان را دوا نمی کند.
این را به این دلیل مهم عرض می کنم که اگر تحلیل ما عمیق نباشد، امکان خطا در آن باعث می شود تا حقایق پنهان در پیرامون قدرت را به چند بازیگر محدود کرده و آنچه را که یک سیستم باید جلو ببرد به مسولیت یک فرد کاهش دهیم.
البته همه آنچه گفته شد را باید در جهت زنده نگاهداشتن فضای نقد در استان دانست و نه تخطئه آن. امیدوارم در نوشته های بعدی آقای فرجی پور، عمق داوری ها با فاصله های بیشتری از سطح قضایا ارائه گردد.
غیر قابل انتشار:
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۲
حسینی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۵
0
1
مقاله جالبی بود به اعتقاد ما باید دست استاندار در تعیین مدیران باز باشد چون ایشان به عنوان نماینده دولت باید پاسخگو به مردم باشد
زارع
|
United Arab Emirates
|
۱۳:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۵
0
1
جالب بود امیدوارم اقای فرجی پور ضمن حفظ دیدگاه نقادانه به نکات فوق توجه کافی مبذوال دارند
captcha
آخرین اخبار