حسين عندليب با اشاره به بحث موسيقي درمانی گفت: موسیقی درمانی چیست؟ الف) القاء آرامش روحی و روانی ب) تسریع روند بهبود بیماریها ج) بهبود عملكرد ذهنی و ایجاد سلامتی در روح و روان.
اين هنرمند موسيقي بيان كرد: در موسیقی سه رکن وجود دارد: 1- ریتم که ضرباهنگ و نظم است 2 – ملودی که خود آهنگ و محتوای آن است 3– تم که تاثیر احساسی و شناختی خاص از موسیقی است. تمها به چند گروه تقسیم میشوند؛ تمهای آرامساز (از بین برنده استرس)، تمهای خلسهساز، تمهای خلقساز (غم، سرخوشی)، تمهای جسمانیساز (دینامیک و عمل در سطح بدن) و تمهای نیروساز كه با حرکات ورزشی یا رزمی مناسب است.
وی خاطرنشان كرد: اولين چیزی که معمولاً با شنیدن عبارت موسیقی درمانی به ذهن میآید این است که با پدیده پیچیدهای روبهرو هستیم؛ پدیدهای که احتمالاً به دلیل تازگیاش (به خصوص در کشور ما) هنوز از دید بسیاری از مردم عجیب و ناشناخته باقی مانده است.
به باور عندليب: شاید بهترین راه برای درک موسیقی درمانی مراجعه به زندگی روزانه باشد. بارها تجربه کردهایم که چه طور یک موسیقی آرام ما را از اضطراب و خستگی میرهاند و در مقابل یک موسیقی شاد ما را به دنیای دیگری میبرد.
او ادامه داد: اگر باور داشته باشیم که موسیقی زبان فطرت انسان است آن گاه برایمان آسان خواهد بود تا تأثیر موسیقی را بر روح و روان، عواطف و به طور کلی زندگی بشر درک کنیم. موسیقی، انسان را در رؤیاها و آرزوها و احساساتش فرومیبرد. هیچ کس نمیتواند برای آغاز موسیقی درمانی زمان مشخصی را تعیین کند.
اين هنرمند موسيقي اظهار كرد: موسیقی درمانی تنها شنیدن موسیقی نیست. آن گونه که در منابع مختلف راجع به موسیقی درمانی دیده میشود. افراد با نواختن موسیقی و حتی آواز خواندن قادرند به همان نتایج شنیدن موسیقی دست پیدا کنند.
به گفته عندليب: ایران به عنوان یکی از تمدنهای کهن علاقه و قابلیت فرهنگی خود را در استفاده از موسیقی نشان داده و در زمینههای درمانی، روحی و عرفانی از این پدیده استفاده کرده است. مراجعه به گذشته تاریخی و دانشمندان مشهوری چون فارابی و ابوعلی سینا اهمیت موسیقی و تأثیر آن بر جسم و روح را به ما اثبات میکند. به طور مثال فارابی در کتاب موسیقی الکبیر و ابوعلی سینا در کتاب قانون به این نکته اشاره میکنند.
وی بيان كرد: موسیقی درمانی برعکس آن چه که بسیاری از مردم میپندارند فقط برای افرادی که از مشکلات خاصی چون عقب ماندگی، تأخیر یافتگی رشد، معلولیتهای جسمی و بیماریهای روانی رنج میبرند نیست بلکه افراد عادی هم میتوانند برای رسیدن به آرامشبیشتر این روش را امتحان کنند.
او اضافه كرد: مریضیها نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود ميتواند با برگرداندن هارموني و نظم در بدن سلامتي را براي فرد مورد استفاده به ارمغان آورد.
عندليب همچنين گفت: براي بهتر گوش كردن به موسيقي دو مطلب را به خاطر بسپاريد: 1- صداي موسيقي در حدي باشد كه شما با آن راحت هستيد. 2- خودتان را تسليم موسيقي كنيد.
اين هنرمند موسيقي توضيح داد: موسيقي درماني بر رفتارهاي کودکان تاثير بسيار مثبتي دارد و با ايجاد يک سري تجربيات موسيقايي در تسهيل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعي، اعصاب و افزايش هوش آنها بسيار موثر است موسيقي درماني ميتواند کيفيت زندگي کودک را در عرصههاي مختلف بالا ببرد. نظير ارتباط کودک با کودک ديگر، کودک و خانواده، ارتباط کودک و پزشک درمانگر يا معلم و ... موسيقي تمام حواس را تحريک کرده و زندگي کودک را تحت شعاع خود قرار ميدهد و باعث افزايش بسياري از مهارتهاي او ميشود. بيشترين تاثير اين روش درماني هنگامي است که کودک اجازه مييابد تا خود لذت اجراي موسيقي را تجربه کند.
وی يادآوری كرد: موسيقي ميتواند مشوق اجتماعيتر شدن کودکان شود و توانايي آنها را در نشان دادن نظرات و احساسات و نير برقراري ارتباط با ديگران افزايش دهد(البته موسیقی با آواز خوب و شعر خوب). تاثير موسيقي بر هر دو نيم کره مغز باعث ميشود تا ارتباط اين قسمتها با يک ديگر تسهيل شده بهره لحظهاي هوشي بالا رود. اين هماهنگي همچنين براي درمان لکنت کلام بسيار مفيد است.
عندليب افزود: گوش دادن به موسیقی یک عامل سیستماتیک است که باعث کاهش اضطراب و درد در بیماران مبتلا به سرطان و کمک به بهبود خلق و کیفیت زندگی آنها میشود .کاهش تنش در طول شیمی درمانی یا پرتو درمانی، بهبود خلق و خو و کیفیت زندگی و بهبود کارکرد سیستم ایمنی بدن میشود. موسیقی درمانی تاثیر و کارآیی تکنیکهای درمانی را در جوانان و نوجوانان مبتلا به سرطان بهبود میبخشد.
اين موسيقيدان گفت: شنیدن موسیقی آرام و اندوهناک علايم افسردگی را کم میکند چون شنیدن این آهنگها موجب به خاطر آوردن سریالها و فیلمهای عاشقانه و اتفاقاتی که موجب خوشحالی انسانها میشود.به همین خاطر است که خیلی از مردم دوست دارند به موسیقی آرام گوش بدهند. موسیقی غمگین احساسات متناقضی را در مغز تحریک میکند. با این که احساس غم و ناراحتی در زندگی روزانه چندان برای روحیه ما خوب نیست اما تجربه غم از طریق هنر و موسیقی امید به زندگی را افزایش میدهد زیرا در این حالت هیچ استرس و نگرانی زندگی ما را تهدید نمیکند. به همین دلیل ما میتوانیم بدون تجربه کردن احساس افسردگی از غم و اندوه نهفته در موسیقی لذت ببریم و در نهایت رضایت بیشتری از زندگی خود پیدا کنیم. گوش دادن به موسیقی آرام و غمگین حتی میتواند باعث افزایش قدرت سیستم ایمنی، بهبود سلامت و افزایش رضایت در زندگی مشترک شود.