ای هم استانی عزیزم، به جای این که بر سر من فریاد بزنی و از این جور فعالیت ها خشمگین بشوی، لطفا به این چراها بیندیش. چرا من و تو در خوزستان برای ارومیه تلاشی نکردیم؟ چرا شاعرهای خوزستانی برای ارومیه شعری نسرودند؟ چرا من و تو در دانشگاه ها های اهواز و دزفول و بهبهان و ماهشهر سمیناری برای نجات دریاچه ارومیه برگزار نکردیم؟ چرا من و تو برای سرب اراک که سرطان کودکان را به طرز چشمگیری افزایش داده هیچ احساس مسئولیتی نکردیم و نمی کنیم؟ چرا مراجعه ده هزار، نه، پانزده هزار، نه، بلکه بیست هزار خوزستانی به بیمارستان به دلیل تنگی نفس هیچ بیلبوردی در تهران بالا نمی برد؟ چرا خفگی بیست هزار خوزستانی روال عادی برنامه های تلویزیون را قطع نمی کند؟
عماد جعفری زاده که پیش از این نیز به قلم وی مطلبی با عنوان «
کارون فقط متعلق به ما خوزستانی ها نیست» در خوزنیوز درج شده بود در
وبلاگ کسور زمین نوشت:
یعنی این روزها همه هم استانی هایم به من چپ چپ نگاه می کنند (البته نه همه شون)
هموطنان نازنین در سراسر ایران عزیزمان و ایرانیان خارج از ایران اعم از باحال و خیلی باحال، احتمالا همگی موافقید که وضعیت امروزمان به طور خلاصه این است که بیماری دریاچه ارومیه فقط باعث اعتراض و تکاپوی آذربایجان ها (غربی و شرقی) می شود و در نتیجه می خشکد. آیا نباید همه استان ها نگران دریاچه ارومیه باشند و حمایتشان را اعلام کنند؟ آیا شیرازی ها، رشتی ها، مشهدی ها، زاهدانی ها، سنندجی ها، بوشهری ها و تهرانی ها نباید بگویند که ارومیه مشکل همه ایران است؟
بیایید به جای این که در زمان پیگیری مطالباتمان استان ها را در مقابل هم قرار دهیم، برعکس استان هایمان را در کنار هم حس کنیم و دست در دست هم برای مشکلات سراسر ایران کمک های فکری و تجهیزاتی و ... ارائه کنیم. مگر طبیعت سرکش را می توان استانی مدیریت کرد؟
وقتی به بهانه نجات کارون یا مسائل دیگر، استانهای اصفهان و خوزستان را در مقابل هم قرار دهیم، و پلاکاردهای تفرقه انگیز بالای دست می بریم، کودکانمان نظاره می کنند و تخم نفرت و فاصله در ذهنشان کاشته می شود که به نفع کشورمان و آینده مان نیست. بیایید برای حل مشکلاتمان از تعصب دور شویم و ملی فکر کنیم. بیایید از مطالعات جامع با نظارت مشاورهای بین المللی کمک بگیریم و هیچ گروهی مقالات و مطالب گروه مخالفش را سانسور نکند. بیایید با هم شفاف حرف بزنیم نه مافیایی و نه استانی.
اگر این درد جراحی را تحمل نکنیم و از پوستین تعصب مان خارج نشویم قطعا هیچ پروژه مطالعاتی و تحقیقاتی مناسب و جامعی برای تقویت رودخانه ها، تالابها، چاههای کشاورزی، دریاچه ها و ... انجام نخواهد شد. برای این جور پروژه ها استانداران و وزیران نیاز به بودجه کلان و همچنین نیاز به اعتماد به نفس کافی دارند. وقتی قضیه تعصبی و استانی شود هیچ مدیری توان انجام پروژه های مطالعاتی در سطح استانداردهای جهانی و کیفیت مطلوب را نخواهد داشت. در نتیجه مقاله های با ارزشی از طرف مخالفان و موافقان در خصوص پروژه های اجرایی مثل مدیریت رودخانه ها و ... ارائه نخواهد شد و همین می شود که هست.
اگر دوربین ببریم وسط تجمع ها و از مخالفان و موافقان انتقال کارون مصاحبه بگیریم خنده تان خواهد گرفت شاید هم گریه. چون هیچ چیز از ماهیت رودخانه و ساختار آن و کنش و واکنشهای متقابل رودخانه با خاک و هوا و سفره های زیرزمینی نمی دانند و فقط می دانند چون فلان رودخانه یا فلان تالاب نزدیک شهرشان هست هیچکس نباید نزدیکش شود یا برعکس. نجات هیچ رودخانه یا تالابی بدون همکاری صمیمانه پنج شش استان امکانپذیر نمی شود. اگر صمیمانه و ملی ملی ملی و باز هم ملی تلاش نکنیم، یکی یکی این نعمتهای زیبای طبیعت را از دست می دهیم.
ای کسانی که بدون هیچ دلیل و تحقیقی موافق یا مخالف انتقال بخشی از آب کارون هستید، آیا می دانید پیچیدگی مسائل رودخانه به حدی است که رشته دانشگاهی به نام مدیریت رودخانه در سطح دکترا وجود دارد؟ برخی هم استانی های عزیز من میگویند "مگر اصفهانیها و تهرانی ها و مشهدی ها به فکر آلودگی هوا و آب شرب خوزستان هستند که ما برایشان دل بسوزانیم؟. پاسخ من این است "اگر برخی هموطنان کم لطفی کرده اند، چون تو با بد بد کنی پس فرق چیست؟".
ای هم استانی عزیزم، به جای این که بر سر من فریاد بزنی و از این جور فعالیت ها خشمگین بشوی، لطفا به این چراها بیندیش. چرا من و تو در خوزستان برای ارومیه تلاشی نکردیم؟ چرا شاعرهای خوزستانی برای ارومیه شعری نسرودند؟ چرا من و تو در دانشگاه ها های اهواز و دزفول و بهبهان و ماهشهر سمیناری برای نجات دریاچه ارومیه برگزار نکردیم؟ چرا من و تو برای سرب اراک که سرطان کودکان را به طرز چشمگیری افزایش داده هیچ احساس مسئولیتی نکردیم و نمی کنیم؟ چرا مراجعه ده هزار، نه، پانزده هزار، نه، بلکه بیست هزار خوزستانی به بیمارستان به دلیل تنگی نفس هیچ بیلبوردی در تهران بالا نمی برد؟ چرا خفگی بیست هزار خوزستانی روال عادی برنامه های تلویزیون را قطع نمی کند؟ چرا اکیپ های امدادی و فنی از مشهد و کرمان برای کمک به من و تو اعزام نمی شوند؟ و ... هزاران چرای دیگر. علتش به نظر من این است که در خیلی موارد تعصبی و استانی عمل می کنیم و هنوز ملت نشدیم. برای هم تب نمی کنیم. بیایید با هم یک ملت شویم و برای هم تب کنیم. اوکی؟
هزارتا آیای دیگه که فقط با گفتنش خون به دل مردم میکنید... خواهشا نگید!