خوزنیوز/ ایمان موزرم نیا (کارشناس دفتر فنی سازمان آب و برق خوزستان):
در مقاله کارون،نماد زندگی است نه بیانیه خوزستانیبودن ما! تاریخ انتشار ۱۰ آبان به قلم آقاي خداداد شوراب آمده است : " هر ساله یک سوم از زمین های زراعی اصفهان به دلایلی از جمله کم آبی و بی آبی در آیش مانده و از دور خارج می شدند. در همان سال ها این آمار در خوزستان کمتر از یک بیستم از کل زمینهای زراعی بود. آن وقت ما هی فریاد میزدیم که چرا آب را می برند؟ خب، بایست می بردند و اگر نمی بردند جای پرسش داشت. ... تصور بفرمایید یک منبع عمومی از آب بر روی یک کوهی وجود دارد که در دو طرف آن، می خواهند از این منبع بهره مند شوند. در این طرف، سه برابر طرف دیگر، زمین زراعی وجود دارد و مدعی است که نیاز بیشتری دارد اما آیا این نیاز می تواند یک پشتوانه حقوقی برای تقسیم عادلانه باشد؟ اگر کسی هست که غذای زیادتری می خورد، آیا این نیاز به او اجازه می دهد که غذای بیشتری نیز طلب کند؟ "
قضاوت در مورد مسئله انتقال آب كارون به استانهاي مركزي از ديد منافع ملي حرف درستي است كه مورد تاكيد كارشناسان خوزستاني هم بوده و هست. اما موضوعات مهمي وجود دارد كه سهواً و يا عمداً از آن غفلت مي شود. نياز امروز ما اين است كه باور بداریم در كشوري كه بركمربند خشك جهان قرار دارد، نبايد توسعه آب محور را در مناطق كم آب و كويري منتقل نمود. انتقال آب به فلات مرکزی برای مقاصد کشاورزی در واقع هزینه نمودن سرمایه های مادی و اجتماعی کشور برای هدفی است که بدون این سرمایه گذاری نیز با ارزش افزوده بیشتر ناشی از تولید انرژی و محصولات کشاورزی در تمام چهار فصل سال و بدون ایجاد و انباشت نارضایتی اجتماعی و هزینه فرصت از دست رفته در حوضه مبدا حاصل می گردد. از نظر عقل و منطق توزيع يكنواخت و يكسان منابع كاري درست نبوده و امكان پذير هم نيست. مثلاً بر اساس برداشت ايشان از عدالت بايد معادن مس، روی، زغال سنگ و... را براي همه مناطق ايران جابجا كنيم تا اشتغال ايجاد شود و همه به يك اندازه بهره مند شويم. در همه شهرها پالايشگاه، پتروشيمي و ذوب آهن و ... احداث شود یا بخشی از اثار باستانی اصفهان به شهرهای نوبنیاد منتقل شده تا عدالت برقرار گردد. به عبارتي مفاهيم و بديهياتي چون مزيت نسبي، پتانسيل توليد، فواصل حمل، ارزش افزوده، توجيه فني و اقتصادي را ناديده بگيريم. واضح است كه مكان يابي طرحها به مسائل فني و اقتصادي بستگي دارد و بسيار دقيقتر از نگاه علي السويه ايشان است. طبعاً منافع حاصل از هركار اقتصادي در هر گوشه از كشور، عايد همه مردم ايران مي شود و آب جاري در دشت هاي خوزستان نيز براي توليد غذاي همه مردم ايران است نه صرفاً براي مردم خوزستان. ضمن اينكه سدهاي مخزني در استان خوزستان، منابع اصلي و استراتيك براي توليد انرژي برق آبي پيك در شبكه سراسري كل ميهن عزيزمان ايران است.
با اين وجود اين نيروي كار است كه بنا به نياز به محل هاي توليد مهاجرت مي كند و در پهنه وسيع ايران زمين و بخصوص خوزستان، همه گونه اقوام مشاهده مي شود و انسجام ملي از طريق تبادل فرهنگها و تلاقي نسلها بوجود مي آيد. نه اينكه كارآفرينان و زبدگان خوزستان به دليل مشكلات زيست محيطي و محروميتهاي مرزي به تدريج به مناطق خوش آب و هوا مهاجرت كنند و جمعيتي محروم و مستضعف با احساسات آسیب پذیر تنها بماند. بر اين اساس مقوله آب بيش و پيش از آنكه يك مسئله سازه اي باشد، از مقولات حقوقي و زيست محيطي است. بنابراين موضوع توسعه و اشتغال در زمینه های آب محور در استانهاي کویری هم جوار بهانه خوبي براي اين نيست كه حق آبه تاريخي مردم خوزستان ناديده گرفته شود و براي توسعه اشتغال در نقطه ای، بيكاري را در نقطه ای دیگر آن در سرحدات توسعه دهيم. موضوعي كه از نظر پايداري امنيت مرزها و تحريك جريانهاي قومي درخور توجه است. معضل توسعه و اشتغال در كشور با انتقال آب بينحوضهاي حل نخواهد شد. سيستم شكننده و ظرفيت محدود منابع آب كه با تغييرات اقليمي و توسعه نامتوازن در معرض تنشهاي كمي و كيفي، بسيار زياد شكننده و غير قابل اعتماد شده است، قادر به تحمل فشار وارده از ناكامي در ساير بخشها نيست. فشاري كه از ناشي از سرريز بيكاري بخشهاي خدمات و صنعت بوده و مستقيما و بلافاصله در جامعه سنتي به بخش كشاورزي منتقل مي شود. گو اينكه تنها راه فرار مسئولين از مطالبات انباشته مردم، صدور مجوز برداشت آب است.
تصور ايشان از يك منبع عمومي در بالاي كوه بسيار ساده انگارانه است. گو اينكه كارون منتظر فرمان تقسيم آب است و به محض تصميم مديران و کارشناسان وزارت نيرو یا شخص آقای شوراب، بلافاصله آب با پاي خودش راهي كويرهاي مركز ايران شده و همه جا گل و بلبل ميشود. حفاري تونل بسيار پر هزينه و سخت است و منجر به فاجعه اجتماعی و زيست محيطي در حوضه مبداء خواهد شد و هزينهاي كه با آن ميشود دهها طرح نيمه تمام ديگر را به سرانجام رساند، بايد صرف رساندن آب به آن طرف كوه برای مقاصد کشاورزی، آن هم کشتهای پرمصرف و کم بازده ازجمله برنج شود در حالیکه این آب به طبیعت و تاریخ تمدن چند هزار ساله و با سرمایهگذاری های کلان انجام شده ضمن تولید برق، در تمام فصول سال زمینهای زرخیز استان خوزستان را مشروب نموده و از قضا میزان کم آیش نیز به معنی استفاده حداکثری و بهینه از منابع آب و خاک می باشد. افزايش مصرف آب كشاورزي در استان اصفهان از 11354 متر مكعب در هکتار در سال به 17000 متر مكعب درحوضه زاينده رود (احتمالا بعلت توسعه بي رويه كشت برنج در حاشيه اين رودخانه) باعث افزايشي در حد 1450 ميليون متر مكعب به نيازهاي پيش بيني شده اين حوضه گرديده است در نتيجه بيلان مثبت اين حوضه (طرح جامع آب کشور) كه بر طبق مطالعات موجود بالغ بر 650 ميليون متر مكعب آب مازاد مي شود عملاً به كمبودي معادل 850 ميليون متر مكعب تبديل شده است. رودخانه كارون گرچه بزرگترين منبع آب سطحي قابل توسعه كشور محسوب ميگردد، ولي در عين حال پتانسيل هاي مصرف فوق العاده اي در مولفههاي مختلف به اين منبع وابسته اند. بديهي است كه هرگونه برنامه ريزي در جهت انتقال اين منبع به خارج از حوضه بدون توجه به موازنه طبيعي توليد و مصرف موجب پديد آمدن كمبود و بحران در برنامه ريزيهاي توسعه كشاورزي در درون و بيرون حوضه خواهد شد و بعلت وجود و ضرورت بقاي شهرهاي مهم آبادان، خرمشهر، اروندكنار و حفظ تماميت سرزمين و نيز وجود صنايع مهم پتروشيمي و نفت و همچنين نخلستانهاي وسيع در انتهاي رودخانه كارون، هرگونه عدم توازن درمنابع و مصارف حوضه به وقوع قطعي مسائل حاد منجر مي گردد. علي الاصول بيشترين حجم آب لازم براي انتقال از حوضه كارون و دز بايد در ماههاي كم آب و در رژيم غير سيلابي صورت گيرد. در حاليكه بدليل واقعيتهاي اقليمي و جغرافيائي و ناديده انگاشته شدن آنها در بسياري از برنامه هاي توسعه، اوج مصرف و يا نيازها بطور همزمان در اين مقطع زماني واقع مي شود.
انتقال آبي كه بجاي پيوند دهنده اقوام و ابزاري براي صلح، زمينهاي براي تضاد منافع و تشديد اختلافات خواهد شد. آيا کارشناس محترم، آقای شوراب، چيزي از ماهيت ديناميك سيستمهاي منابع آب نمي دانند؟ و نميدانند به محض وقوع خشكسالي چه حوادث تلخ و ناگواري در انتظار جمعيت وابسته به رودخانه ايست كه بيش از 2 برابر ظرفيت روي آن بارگذاري شده است اگر به مجموع عوامل فوق، تردید در میزان توان تنظیمی سد گتوند به واسطه مشکلات آن اضافه گردد موضوع انتقال بین حوضه ای و سایه تهدید آن بر منابع آب جدیتر خواهد شد. از طرف دیگر بدلیل اینکه انتقال آب از سرچشمه صورت خواهد گرفت، لاجرم در شرایط خشکسالی، حوضه مقصد با تمام ظرفیت قادر به تامین و انتقال بوده و تمام شکست در تامین منابع آب را به حوضه مبدا منتقل خواهد نمود. حوادث درگيري و تخريب خط انتقال آب به يزد طی شورش هاي کشاورزان استان اصفهان در اسفند ماه 1391 ، درس عبرتي بود كه نباید به سادگي از كنار آن گذشت و چه بسی در گوشه دیگری در آینده نیز شاهد طغیان های اجتماعی در این خصوص باشیم.
مواردی که مطرح شد جزء کوچکی از مسائل کمی انتقال بین حوضه ای است که سعی گردید با زبان غیر تخصصی برای مخاطب یک سایت خبری تنظیم گردد. در خصوص تاثیر انتقال بین حوضه ای بر کیفیت آب نیز حرف و حدیث فراوان است که در صورت نیاز به آن پرداخته خواهد شد.
مخالفان طرحهاي انتقال آب بينحوضهاي، هرگز نگاه ملی به منابع آب را فراموش نکرده بلكه اين مخالفت را عين توسعه پايدار و تضمين زندگي باكيفيت ايرانيان مي دانند.
خیلی جالبه : "از نظر عقل و منطق توزيع يكنواخت و يكسان منابع كاري درست نبوده و امكان پذير هم نيست. مثلاً بر اساس برداشت ايشان از عدالت بايد معادن مس، روی، زغال سنگ و... را براي همه مناطق ايران جابجا كنيم تا اشتغال ايجاد شود و همه به يك اندازه بهره مند شويم. در همه شهرها پالايشگاه، پتروشيمي و ذوب آهن و ... احداث شود یا بخشی از اثار باستانی اصفهان به شهرهای نوبنیاد منتقل شده تا عدالت برقرار گردد. "
احسنت. واقعا لازم بود یک نفر به تفصیل ، پاسخ صحبت های آقای شوراب رو میداد.
تشکر از شما بابت این متن زیبا . متاسفانه تمام کسانی که از طرح انتقال اب حمایت می کنند به خوبی از مشکلات پیشرو اگاهی دارند اما امار وارقام سالیان گذشته را می دهند و حتی و البته متاسفانه در مواردی منت سر خوزستانیها می گذارند که در اینجا ذکر انها شاید درست نباشد و دلیل ان هم منحرف کردن افکار از واقعیات است که البته همه می دانیم چه خبر است . اطلاع رسانی از خبرگزاری ها بسیار خوب است وما از این خبرگزاری ها وبه ویژه خوزنیوز تشکر می کنیم اما اگر صدا وسیمای استان این موارد را در مورد کارون پوشش دهد به علت بینندگان فراوان تلویزیون، هم تعداد افراد بیشتری از بحث کارون با خبر خواهند شد و هم تاثیرش بیشتر است ولی متاسفانه این شبکه هیچ همراهی با مردم نمی کند و این یعنی مخالفت کردن با طرح های حمایتی از کارون .
فوق العاده بود،عالی بود،حرف حساب بود.علمی و کارشناسانه و در عین حال ساده به مساله پرداخته شده و کاملا همه فهم بوده.
كوير را سيراب كنيد و جلگه را بخشكانيد ؟
هر کسی از طن خود شد یار من...کارون رو هر کسی به زبان خودش ترجمه می کنه.شما از دید تخصصی خودتون یعنی آب و سازه های آبی و مدیریت رودخانه حرف سخن می رانید.آقای شوراب از بعد اجتماعی.اما بنظر من دید آقای شوراب بسیار باز تر از شماست.دستکم از نوشته ای ایشان بوی توهین بر نمی خیزد.سازمان آب و برق چکار کرد برای به قول خود شما جلوگیری از این فاجعه ریست محیطی؟ میشه لطفا یه گزارشی از اقداماتتان هم ارائه بدهید به مردم ؟ ممنون
کارون یعنی نماد خوزستان همان طور که زاینده رود نماد اصفهان است نکنه چون فکر میکنند خوزستانی ها تو اصفهان زیاد هستند باید از اینجا بهشون اب بدن
|
والا تعداد اصفهانیای خوزستان بیشتره
خیلی از نظرات علمی ایشان متشکریم.چقدر زیبا ومستدل سخن گفتند .امیدوارم گوش شنوا هم وجود داشته باشد
پایان دروغگویی وخودخودخواهی/آغازی است برای یک جامعه آرمانی
با توجه به اینکه عملکرد مدیران سازمان آب وبرق خوزستان در دفاع از منافع استان ودر مخالفت با انتقال آب مورد انتقاد شدید است کاش خودتان را به نام یکی از اهالی متخصص معرفی کرده ومنتسب به این سازمان نمی کردید
... کارون حق ما خوزستانیاست
عالی بود . ساده روشن ودر عین حال علمی و با کارشناسی توضییح داده بودید. خدا قوت
توصیه می کنم یکبار دیگر مطالب آقای شوراب رو بخونید.این چه سرچشمه زندگی است که این همه باعث اختلاف شده؟
حالا دارم یواش یواش ایمان میارم به این پیشبینی جامعه شناسان جهان که اعلام کردن و گفتن جنگهای آینده کره زمین به خاطر "آب" هست.
بسیار عالی سخن گفتی مهندس .امیدوارم همه ی متخصصین وطنمان چون شما متعهد وکار امد باشند
ممنون از روشنگری عالی شما. امیدوارم بقیه ی کارشناسان و نخبگان و مسئولان ما نیز دلسوزانه مانع بروز فاجعه ی انتقال آب کارون بشوند. مطمئن باشید ما مردم نخواهیم گذاشت چنین اتفاقی بیفتد.
جناب متشکریم