یك شاعر و منتقد ادبی معتقد است: شاعران آیینی شاعرانی دولتی هستند.
آریا پورفریاد در اظهار كرد: شاعری به اسم شاپور بنیاد كه در انتشارات نوید شیراز كار میكرد حلقهای را به نام حلقه نیلوفری در نظر گرفت و بیشتر شاعرانی را كه در دهه 60 معروف شدند را در این حلقه گنجاند. مثل كتاب اول هرمز علیپور یا كتاب "لب ریختهها" از یدالله رویایی، كتاب اول سیروس نوذری از شیراز و یك كتاب از قاسم آهنینجان به نام "ذكر خوابهای بلوط".
وی با اشاره به كتاب "ذكر خوابهای بلوط" سروده قاسم آهنینجان گفت: این كتاب یكی از كتابهایی است كه در سری كتابهای دهه 60 ادامه دهنده نوع نگاه شعری دهه 50 است.
پورفریاد خاطرنشان كرد: شعر دهه 50 شعری اعتراضی و با بینش خاص اجتماعی بود كه بهترین شعرهای قاسم آهنینجان به عنوان یك شاعر در آن كتاب بود. ولی این كتاب متأسفانه به خاطر تجدید چاپ نشدن و كسالتی كه در آن زمان برای آهنینجان پیش آمد در پرده محاق ماند و دیگر چاپ نشد. در حالی كه از مهمترین كتابهای حلقه نیلوفری همین كتاب بود.
این شاعر توضیح داد: "ذكر خوابهای بلوط" دارای شعرهای كوتاه و بلندی است كه از لحاظ زبانشناسی شعر نو و آوردن اصطلاحات شعری و نوع نگاهی كه در كتاب است تحت تأثیر شعرهای نصرت رحمانی و احمد شاملو قرار گرفته است.
او ادامه داد: از چاپ اولین كتاب قاسم آهنینجان تا كتاب دوم و سوم و چهارمش حدوداً 20 سال فاصله افتاده است. در این 20 سالی كه قاسم آهنینجان از انجمنها فاصله گرفته بود 2 كتاب دیگر از او در دهه 80 چاپ میشود كه كتاب اولش ادامه دهنده زبان شعری "ذكر خوابهای بلوط" است و این جا نشان میدهد كه شاعر درد تنوع در شعر و تغییر فضا و ساختار شعر را ندارد و ادامه دهنده همان ذهنیتهای كتاب اول بوده و در واقع تكرار و مكرراتی نسبت به همان موضوعات شعری قدیم بوده است كه نشان میدهد این شعرها از لحاظ زبانی و مكانی به همان دهه 60 منتهی میشود.
این شاعر خاطرنشان كرد: ما در نقد ادبی عبارتی به نام تنوع در شعر داریم كه بیانگر این است كه شاعر به یك جهانبینی برسد. مثل شاملو كه شعر عاشقانه، اجتماعی، كودكان و غیره دارد.
وی توضیح داد: وقتی میگوییم كه تنوع در آثار قاسم آهنینجان وجود ندارد یعنی این كه دارای جهانبینی شاعرانه نیست. البته این خرده نیست چون بعضی از شاعران مثل سهراب سپهری جهانبینیاش به همان نوع نگاهی كه نسبت به طبیعت داشت معطوف شده بود ولی 2 كتاب بعدی قاسم آهنینجان كتابهایی هستند كه شعر آیینی نامگذاری شدند.
او با اشاره به موضوع شعر آیینی و اهمیت آن در شعر امروز گفت: شعر آیینی همان طور كه از نامش پیدا است به شعرهایی ایدئولوژیزده در فرم و زبان و شعرهایی كه از قبل در نگاه شاعر است اطلاق میشود. در واقع شعر آیینی شعرهایی كوششی هستند و در جامعه امروز كه جامعهای سیاستزده است. در ادبیاتمان نیز كه ادبیاتی سیاستزده میباشد شعر آیینی تكرار مكررات است و دغدغههای دینی و سیاسی است.
این منتقد ادبی اضافه كرد: اگر خوب به شعرهای آیینی نگاه كنیم میبینیم كه موضوع شهادت و رشادت كه در همه متون دینی در شعر كلاسیك بودند در شعر نو هم به همین شكل تكرار شدهاند و در قالب شعرهای كلاسیك ـ نو مثل آثار قیصر امینپور، مهرداد اوستا و بقیه شاعرانی كه شعر آیینی گفتند متبلور شدهاند. حال اگر ما به دغدغههای اجتماعی شعر نو نظر افكنیم و ارتباط تنگاتنگ اجتماع با شعر را نگاه كنیم متوجه میشویم كه دغدغههای اجتماعی در رأس دغدغههای یك شاعر ایدئولوژیزده قرار میگیرد چراكه دغدغههای ایدئولوژیزده تكراری و منتهی به شعار هستند و شعار در شعر یعنی تاریخ انقضا پیدا كردن یك شعر زودتر از مرگ مؤلف.
وی خاطرنشان كرد: قاسم آهنینجان در كتاب آخر خود و علیرضا شكرریز در 2 كتاب آخرش خود را وامدار یك سری دغدغههای دینی كردهاند كه با نگاهی به شعر كلاسیك هیچ گونه نوآوری در آنها صورت نگرفته است چراكه ایدئولوژی دغدغهای بسته است و نسبت به تفكرات آزاد ارتباطی ندارد و هرگونه مدحی را پذیرا است.
پورفریاد تصریح كرد: خود قاسم آهنینجان در جایی یكی از مهمترین مسایل اجتماعی شعر امروز را جنگ معرفی كرده است كه اگر به جنگ به صورت علمی و اجتماعی نگاه كنیم جنگ گوشهای از تاریخ معاصر ایران است كه در برههای از زمان اتفاق افتاده و قابل تكرار نیست زیرا شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران نسبت به پدیدهای به اسم جنگ دیگر واكنشی ندارد. وقتی كه قاسم آهنینجان مهمترین مسأله اجتماعی را جنگ میداند این نوع نگاه، نگاهی صلحطلب نیست و این نگاه عصبیتی را به همراه دارد.
او بیان كرد: شاعر اگر دوربین خود را بردارد و در خیابانهای همین اهواز به دنبال سوژه بگردد آن قدر موضوع بكر و سیاسی و اجتماعی وجود دارد كه دیگر نیازی نیست به موضوع جنگی كه چندین سال از آن گذشته است فكر كنند چراكه هر كدام از انسانهای امروز در شرایط زمانی ایران در حال جنگ با بدیها و بیپولیها هستند و هر كدام از مردان و زنانی كه برای خانواده خود سلامتی خودشان را به خطر میاندازند تا درآمدی برای خانواده كسب كنند شهید هستند.
این شاعر تاكید كرد: ما باید مؤلفههای جنگ را این گونه در زندگی خود جستوجو كنیم. تا بتوانیم بهتر به مقام شهید و جنگ برسیم. در غیر این صورت اگر جنگ را با همان پلان جنگ مقایسه كنیم پس در این 30 سال رشد فكری ما كجا رفته است؟