یك شاعر و مترجم ادبی گفت: شاعران، نویسندگان و هنرمندان از نحلههایی سخن میگویند كه اقشار مختلف جامعه نمیتوانند درباره آنها اظهار نظر كنند.
حامد رحمتی خاطرنشان كرد: از ان جا كه شعر خاستگاه اجتماعی دارد وقتی شاعر در مواجهه با پدیدههای اجتماعی قرار میگیرد سعی میكند آنها را در شعر خود نشان دهد.
وی افزود: اینها فرایندهایی طبیعی هستند. شاعر همواره نگاهی انتقادی دارد و ما همواره در شعر بزرگان ممالك مختلف شاهد این مسأله هستیم. برای مثال ناظم حكمت، پابلو نرودا و... آزادی را فریا میزنند و این فریاد را به نمایندگی از مردمانی میكشند كه هیچ ابزاری برای دفاع از خود ندارند.
رحمتی اظهار داشت: شاعر و هر كسی كه سهمی در هنر دارد سعی میكند هنجارهایی كه در بافت جامعه است را بیان كند. در واقع آنها بزرگنمایی میكنند تا آنهایی كه نمیتوانند مسایل را ببینند به راحتی ببینند. مثلاً شاملو بیشتر روی پدیدههای اجتماعی دست میگذاشت و مردم را از پدیدههای سیاسی ـ اجتماعی خبردار میكرد.
این شاعر ادامه داد: فرایند فلسفی و نگاه انتقادی در شعر فروغ نیز به وفور دیده میشود چون شعر معاصر ما به ویژه بعد از نیما بیشتر به فرایند اجتماعی توجه میكند. البته این امر از زمان مشروطه بوده است. در شعر نصرت رحمانی نیز توجه به این پدیدهها وجود دارد.
او یادآور شد: ما در شعر كلاسیك بیشتر شاهد نگاه قدسی و آسمانی هستیم ولی در شعر معاصر همه چیز زمینی شده است. جزیینگری از مؤلفههای شعر مدرن ما است. یعنی دیدن پدیدههایی كه انسان امروز را رنج میدهد. شعر معاصر نشان دهنده مصایب انسان معاصر است. به همین دلیل نگاههای انتقادی در این شعر تندتر اس