به باور ميترا سرانیاصل: شاعر از تبعات اجتماعی تاثیر میپذیرد و در زبان ادبیات ویژه خود بيان میكند.
اين شاعر بیان كرد: شعر نو شعری تجربی است و رویكردهای سیاسی و اجتماعی در ذهن و ادراك شاعر تاثیرگذار هستند. این شعر با اندیشهگی شاعر همراه و درونی میشود، پالایش پیدا میكند و حاصل آن در زبان به شعر میرسد.
وی اظهار داشت: البته نشانه دیگر كه این شعر را همراهی میكند تئوریهای شعری و مختصات آن است كه بر محور زمان میگردد. همان طور كه شعر در ظرف زمان و مكان وجود دارد نمیتوانیم نگاه ثابتی بر شعر داشته باشیم زيرا ما در هر دوره با مفاهیم و مختصات تازهای روبهرو هستیم كه ظرفیتهای تازهای را در حوزههای مختلف ادبیات پیش روی ما قرار میدهد.
سرانیاصل خاطرنشان كرد: هر شعری میتواند نمایانگر موقعیتهای خاص و جغرافیایی باشد كه از رهگذر واقعیتهای موجود و تخیل برآمده به شعر راه پیدا میكنند. گاهی نیز عناصری با حضور خود به ساخت ارگانیك راه یافته و با تحت شعاع قرار دادن آن ساختار شعر را متحول و آن را به پيشرو بودن نزدیك میكنند.
این شاعر یادآور شد: بازخوردهای اجتماعی در شعر تاثیرگذار هستند؛ آن هم در لایههای درونی و تثبیت شده. شاعر در هنگام آفرینش اثر خود مشخصا نمیتواند از حد تأثیرگذاری آگاه باشد. شعر امروز در بحث تبعات اجتماعی و این كه چه تبعاتی میتواند داشته باشد به عواملی بستگی دارد. این كه در این بحث كمرنگ ظاهر میشود به این دلیل است كه به بسیاری از ابزارهایی كه بتواند خود را در آنها به نمایش بگذارد و عرض اندامی كند دسترسی ندارد. مهمتر از همه حمایتهای فرهنگی است كه از آنها برخوردار نیست و بلندگو و تریبون ندارد.
سرانیاصل، با اشاره به این كه شعر امروز بايد به طور جدی در واحدهای درسی و دانشگاهی گنجانده شود، تاكید كرد: عوامل دیگری هم دست به دست هم میدهند و شعر را از مخاطب خود دور میكنند. شعر میتواند در پس داشتن مخاطب خود تبعات اجتماعی داشته و تاثیرگذار باشد.