تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۰ - ۲۱:۱۸
کد خبر: ۴۴۷۵
نسخه چاپی ارسال به دوستان ذخیره

موسي، بنده و دوست و برگزيده من است

http://khouzestan.isna.ir//Files/News/Image/13904/21071.jpg

بيست و پنجم ماه رجب مصادف با هفتم تيرماه سال 1390 برابر با سالروز شهادت حضرت امام موسي كاظم(ع) است، امام بزرگواري كه فرزند حضرت امام صادق(ع) هستند و دو تن از فرزندان بزرگوار ايشان يعني حضرت امام علي‌ بن موسي‌ ملقب به امام رضا(ع) و نيز حضرت فاطمه معصومه(س) در كشورمان ميهمان ما و در حقيقت ميزبان ما هستند ... ان‌شاالله كه بتوانيم ميهمان و ميزبان خوبي براي آنان باشيم.

به گزارش ایسنا، حضرت امام موسي كاظم(ع) پس از پدر بزرگوار خود ادامه دهنده راه اجداد بزرگوار خويش در مسير مقابله با ظلم و ادامه دهنده سيره علمي و عملي آن بزرگواران و ترويج دهنده مكتب فقه جعفري بودند.

نام ايشان "موسي"، پدر ايشان امام صادق(ع) و مادرشان حميده نام داشتند و القاب ايشان عبدصالح، كاظم، باب الحوائج، صابر و امين بود.

وقت و محل تولد آن امام همام صبح روز يكشنبه، 7 صفر سال 128 هجري قمري در روستاي "ابواء" (واقع در بين مكه و مدينه) است و وقت و محل شهادت ايشان نيز 25 رجب سال 183 هـ .ق، در زندان هارون و در بغداد در سن 55 سالگي بود كه به دستور هارون مسموم شده، و به شهادت رسيدند و مرقد شريف ايشان در شهر كاظمين (نزديك بغداد) قرار دارد.

دوران زندگي امام موسي كاظم(ع) را مي‌توان در دو بخش؛ دوران قبل از امامت، از سال 128 تا 148 هجري قمري (20 سال) و دوران بعد از امامت، از سال 148 تا 183 (35 سال) مورد مطالعه قرار داد.

خلفايي كه در عصر امامت ايشان بوده‌اند شامل منصور دوانيقي، مهدي عباسي، هادي عباسي، هارون الرشيد بودند و بخش بيشتر دوران امامت آن حضرت (15سال) در عصر خلافت هارون (پنجمين خليفه عباسي) بود و آن حضرت در اين عصر، سال‌ها در زندان‌هاي متعدد بسر برد و حدود 10 سال از امامت امام موسي كاظم(ع) در عصر خلافت منصور عباسي، 10 سال در عصر خلافت مهدي عباسي، يك سال در عصر خلافت هادي عباسي و 15 سال در عصر خلافت هارون واقع شد.

* امام موسي كاظم(ع) در حديث لوح

خداوند متعال در حديث لوح كه جبرئيل آن را براي حضرت زهرا(س) آورد، در مورد امام موسي كاظم(ع) بيان كرده است: "موسي، بنده من و دوست من و برگزيده من است".

* امام كاظم(ع)

آن حضرت هرگز در برابر طاغوت‌ها سر خم نكرد و تسليم آن‌ها نشد، بلكه درست در نقطه مقابل آن‌ها گام بر مي‌داشت و آنچنان در برابر آن‌ها به خاطر نهي از منكر و محكوم نمودن كارهاي ناشايسته آن‌ها گرفته خاطر بود كه به ايشان "كاظم" مي‌گفتند، زيرا نام ايشان موسي بود و به خاطر تحمل و مقاومت و ترش رويي در برابر طاغوت‌ها و ستمگران به ايشان "كاظم" مي‌گفتند و اين لقب در حقيقت نمايان‌گر شدت نارضايتي امام موسي كاظم(ع) از ستمگران عصر خويش و نهي از منكر ايشان در برابر آ‌ن‌ها بود.

* شكنجه‌هاي زندان

امام موسي كاظم(ع) در دوران زندگي خود مدت‌هاي بسياري را در زندان حكومت‌هاي زمانه گذراند، در فرازي از زيارتنامه‌اي كه عالم بزرگ سيد بن طاووس آن را در كتاب "مصباح الزائر" نقل كرده است در وصف زندان امام كاظم(ع) چنين مي‌خوانيم: "سلام و درود بر آن شكنجه ديده در قعر زندان‌ها و تاريكي‌هاي گودال‌ها، صاحب ساق پاي كوفته شده به وسيله حلقه‌هاي زنجيرها...

... سلام بر آن وارد شده بر جد خود حضرت مصطفي(ع) و پدرش حضرت مرتضي(ع)، و مادرش سرور همه‌ي بانوان، با ارثي غصب شده و مقام امامت ربوده شده و حكومت مغلوب گشته و خوني كه مطالبه مي‌شود و زهري كه به او خورانيدند".

* نگاهي بر حوزه علميه و شاگردان امام كاظم(ع)

آن حضرت شاگردان برجسته پدر را به گرد خود جمع كرد و با عنايت مخصوص به آن‌ها، در حفظ آن‌ها و پاسداري از دانشگاه جعفري تلاش فراوان نمود و با مناظرات خود با دانشمندان بزرگ معروف اهل تسنن و با خلفا و ديگران، همه را تحت‌الشعاع خود درآورد، ياران آن حضرت مانند بهلول بن عمرو، صفوان، يونس‌بن عبدالرحمان، محمدبن ابي عمير نيز كه هر كدام استوانه‌هايي براي حفظ حوزه تشيع بودند با اين‌كه از نظر سياسي در سخت‌ترين شرايط‌ به سر مي‌بردند، با همت والاي خود به پاسداري از دانشگاه جعفري پرداختند.

* سخنان امام موسي كاظم(ع)

آن حضرت درباره عقل و خرد و آثار آن، ‌مطالبي بر اساس آيات قرآن، به يكي از شاگردان خود به نام "هشام" آموخت كه از مجموعه آن‌ها از 30 فراز تشكيل مي‌شود، كه در يكي از فرازهاي آن اين چنين آمده است:

"اي هشام، براي هر چيزي راهنمايي است و راهنماي عقل انديشيدن است و راهنماي انديشيدن نيز خاموشي است و براي هر چيزي مركبي است و مركب عقل تواضع و فروتني است، براي ناداني تو همين بس كه كاري انجام دهي كه از آن نهي شده‌اي".

"بهترين بخشش‌ها، ياري مظلوم است"

"هميشه حق بگوئيد گرچه به زيان شما باشد"

"كمك كردن به ناتوان بهترين صدقه است"

"مهرورزي و دوستي با مردم، نصف عقل است"

"نماز نافله راه نزديك شدن هر مومني به خداوند است"

"با ستمگر سخت‌گير باش تا حق ستمديده را از او بگيري"

"هر كه مي‌خواهد كه قويترين مردم باشد بر خدا توكل نمايد"

"كسي كه بريز و بپاش و اسراف كند، نعمت او از بين مي‌رود"

"از شوخي [بي‌مورد] بپرهيز، زيرا كه شوخي، نور ايمان تو را مي‌برد"

"هرگاه پيشوا و زمامدار پاكي يافتيد خدا را بر اين نعمت شكر گزاريد"

"چيزي نيست كه چشمانت آن را بنگرد، مگر آن كه در آن پند و اندرزي است"

"مؤمن همانند دو كفه ترازوست، هرگاه به ايمانش افزوده گردد، بلايش افزوده شود"

"هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب روز قيامت را از او باز مي‌دارد"

"از كبر و خودخواهي بپرهيز، كه هر كسي در دلش به اندازه دانه‌اي كبر باشد، داخل بهشت نمي‌شود"

"از خدا بترس و حق را بگو، اگرچه نابودي تو در آن باشد. زيرا كه در واقع، نجات تو در آن است"

"امانت‌داري و راستگويي، سبب جلب رزق و روزي‌اند و خيانت و دروغگويي، سبب جلب فقر و دورويي"

"كسي كه 2 روزش مساوي باشد، مغبون است، و كسي كه دومين روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است"

"همانا واجب‌ترين حق برادرت بر تو آن است كه چيزي را كه سبب نفع دنيا و آخرت اوست، از او پنهان و پوشيده نداري"

"همانا خداوند بهشت را بر هر هرزه‌گو كم حيا كه باكي ندارد كه چه مي‌گويد و يا به او چه گويند حرام گردانيده است"

"عمل اندك از انسان عالم و آگاه، چند برابر پذيرفته شود و عمل بسيار از هواپرستان و نادانان پذيرفته نشود"

"كسي كه عاقل باشد، به آنچه از مال كه زندگي‌اش را كفايت كند قناعت مي‌كند و كسي كه به همين اندازه قناعت كند، از ديگران بي‌نياز است"

"هر كه به برادران و افراد خاندانش نيكي كند عمرش طولاني مي‌گردد"

"دنيا همانند مار نرم و زيبا است ولي در درونش سم كشنده‌اي نهفته است"

"هرگاه مردم گناهان تازه‌اي كنند كه قبلا انجامشان نمي‌دادند، خداوند بلاهايي تازه به آنها دهد كه به حساب نمي‌آوردند"

"همانا براي خداوند بر مردم دو حجت است، حجت آشكار و حجت پنهان، حجت آشكار "رسولان و پيامبران و امامان" و "حجت پنهاني" عقول مردمان است"

"كسي كه جوانمردي ندارد، دين ندارد و هر كه عقل ندارد، جوانمردي ندارد. به راستي كه با ارزش‌ترين مردم كسي است كه دنيا را براي خود مقامي نداند، بدانيد كه بهاي تن شما مردم، جز بهشت نيست، آن را جز بدان مفروشيد"

"هر كه خود را از آبروريزي مردم نگهدارد، خدا در روز قيامت از لغزشش مي‌گذرد و هر كه خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قيامت خشمش را از او باز دارد"

"كم‌گويي، حكمت بزرگي است، بر شما باد به خموشي كه شيوه‌اي نيكو و سبك بار و سبب تخفيف گناه است"

"بهترين چيزي كه به وسيله آن بنده به خداوند تقرب مي‌جويد، بعد از شناختن او، نماز و نيكي به پدر و مادر و ترك حسد و خودبيني و به خود باليدن است"

"همانا كه عاقل دروغ نمي‌گويد، گرچه طبق ميل و خواسته او باشد"

"بكوشيد كه اوقات شبانه روز شما چهار قسمت باشد: قسمتي براي مناجات با خدا، قسمتي براي تهيه معاش، قسمتي براي معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد كه عيب‌هاي شما را به شما مي‌فهمانند و در دل به شما اخلاص مي‌ورزند و قسمتي را هم كه در آن خلوت مي‌كنيد براي درك لذت‌هاي حلال [و تفريحات سالم] و به وسيله انجام اين قسمت است كه بر انجام وظايف آن سه قسمت ديگر توانا مي‌شويد."

"همنشيني با اهل دين، شرف دنيا و آخرت است و مشورت با خردمند خيرخواه، يمن و بركت و رشد و توفيق از جانب خداست، چون خردمند خيرخواه به تو نظري داد، مبادا مخالفت كني كه مخالفتش هلاكت بار است"

"از طمع بپرهيز و بر تو باد به نااميدي از آنچه در دست مردم است، طمع را از مخلوقين قطع كن كه طمع، كليد خواري است، طمع، عقل را مي‌ربايد و مردانگي را نابود كند و آبرو را مي‌آلايد و دانش را از بين مي‌برد. بر تو باد كه به پروردگارت پناه بري و بر او توكل كني"

"ندا كننده‌اي در روز قيامت ندا مي‌كند: آگاه باشيد، هر كه را بر خدا مزدي است برخيزد، و برنمي‌خيزد، مگر كسي كه گذشت كرده و اصلاح بين مردم نموده باشد، پس پاداش چنين كسي با خدا خواهد بود"

"در دين خدا به دنبال فهم عميق باشيد، زيرا كه فهم عميق دين، كليد بصيرت، بينايي، كمال عبادت، سبب تحصيل درجات بلند، مراتب بزرگ در امور دين و دنياست و برتري فقيه بر عابد، مانند برتري آفتاب است بر كواكب و كسي كه در دينش فهم عميق نجويد، خداوند هيچ عملي را از او نپسندد"

"براي خود بهره‌اي از دنيا برگيريد و آنچه خواهش حلال باشد و رخنه در جوانمردي ايجاد نكند و اسراف نباشد منظور داريد و به اين وسيله براي انجام امور دين ياري جوييد. زيراكه روايت شده است: «از ما نيست كسي كه دنيايش را براي دينش ترك گويد يا دينش را براي دنيايش رها سازد"

"از ما نيست كسي كه هر روز نسبت به اعمال خود حسابرسي نكند، پس اگر كار نيكي كرده است از خدا زيادي آن را بخواهد و اگر كار بدي كرده است از خدا آمرزش طلب نموده و به سوي او توبه كند"

"بهترين عبادت بعد از شناخت خداوند، انتظار فرج و گشايش است"

منابع:

 آشنايي با معصومين (ع)، معصوم نهم حضرت امام موسي كاظم (ع)- آيت اللهي، سيد مهدي- انتشارات جهان‌آرا

سيره چهارده معصوم (ع) محمدي اشتهاردي، محمد - نشر و مطهر، چاپ چهارم بهار 1381

www.askdin.com
captcha
آخرین اخبار